خبر ويژه ــــــــــــــــــــ
نقش انگلیس در اغتشاشات فراتر از خبرهای اعلام شده می باشد
انگلیس در طراحی و سازماندهی آشوبها و اغتشاشات بعد از انتخابات ریاست جمهوری در تهران و برخی شهرهای دیگر نقش گسترده ای داشته است ، به طوری که نقش فعال این دولت استعماری در اغتشاشات بسیار فراتر از خبرهای منتشر شده در رسانه های ایران است و به باور کارشناسان ، گستره عملیات انگلیس در ایجاد اغتشاشات صدها برابر عملیاتی است که دولت انگلیس در جریان کودتای 28 مرداد 1332 در جریان سرنگونی دولت مصدق انجام داد.
دخالت ماموران امنیتی سفارتخانه انگلیس در تهران و بکارگبری نیروهای بومی در پوشش کارمند محلی برای حضور در میدانهای اغتشاش ، ایجاد هماهنگی میان عناصر لندن نشین اصلاح طلبان و عناصر غربگرا نظیر مهاجرانی و مخلمباف و...، اعزام عده زیادی از افراد ویژه در آستانه انتخابات از انگلیس به تهران ،اعزام ماموران اطلاعاتی در قالب خبرنگار ، حمایت رسانه ای گسترده از اغتشاشگران با رسانه های فارسی زبان و رسانه های متعدد دولت انگلیس به زبانهای دیگر جهان ، حمایت سیاسی آشکار توسط مقامات انگلیس از سران اغتشاشگران و تحریک کندگان به تجمعات غیرقانونی ، اعزام عده ای از مزدوران انگلیس از افغانستان به ایران از طریق مرزهای شرقی برای انجام عملیات خرابکارانه ، برگزاری جلساتی با مدیریت یک دیپلمات امنیتی انگلیس در سفارتخانه این کشور در تهران و حضور عناصر ویژه ایرانی در این جلسات پیش از انتخابات ، طراحی و اجرای طرح قتل خانمی به نام ندا آقاسلطان و فرار مظنون به قتل به انگلستان ، ایجاد شبکه هایی از بزهکاران حرفه ای برای خشونت آفرینی و قتل در اغتشاشات ، انجام تدابیر سیاسی برای فشار بر دولت ایران در سطح بین الملل از طریق پارلمان و اتحادیه اروپا ، تنها گوشه هایی از عملیات گسترده انگلیس برای بر هم زدن نتیجه انتخابات ملت ایران است.
یک کارشناس سیاسی در گفتگو با میثاق گفت : عملیات دولت انگلیس برای بر هم زدن نتیجه انتخابات ، تنها عملیات دولت انگلیس نبود . این عملیات عملیاتی بود که مجموعه سرویسهای اطلاعاتی غرب برای انجام آن در ایران هماهنگ شده بودند و کشورهای زیادی از جمله امریکا ، آلمان ، فرانسه ، هلند و ... درگیر آن بودند.
وی افزود: غرب و بخصوص انگلیس و امریکا تمام تجارب خود از اجرای " کودتاهای مخملی " در کشورهای مختلف را در قالب طرحی ویژه به اضافه افزوده های جدید ، پیش و بعد از انتخابات ریاست جمهوری در داخل و خارج از ایران اجرا کردند و هدف آنها تنها جلوگیری از انتخاب احمدی نژاد نبود ، آنها هدفهای بزرگتری هم داشتند از جمله بر هم زدن ثبات داخلی ایران و بازداشتن ایران از حرکت در مسیر هسته ای شدن که این اهداف به دلیل مدیریت هوشمندانه رهبری و قاطعیت ایشان در حفظ حقوق ملت و حمایت گسترده مردم از رهبری و نظام و عملکرد مناسب پلیس و دستگاههای امنیتی ناکام ماند.
تلاش میر حسین موسوی برای فرار از مجازات
به دنبال گسترش موضعگيريهاي نخبگان سياسي و حقوقي، نمايندگان مردم و مطبوعات و رسانههاي مستقل دربارة محاكمه عوامل مؤثر دخيل در اغتشاشات، تلاش ميرحسين موسوي براي فراز از مجازات آغاز شده است.
طي روزهاي اخير، گروههايي از حقوقدانان به صورت جمعي و فردي مطالب گستردهاي را با توجه به نقش آشكار موسوي در برپايي تجمعات و اغتشاشات و انطباق آن با مواد قانوني منتشر كردهاند. ميرحسين موسوي در آخرين بيانيه خود، از تأسيس حزب سخن گفته است. روزنامة كيهان در يادداشتي صريح نوشت:
موسوي اگرچه در بيانيه اخير و پرتناقض خود، بخش ديگري از مأموريت ديكته شده بيروني را -همانگونه كه از قبل پيش بيني شده بود- به اجرا درآورده است ولي اين بيانيه با هدف ديگري نيز منتشر شده است كه فرار از مجازات قطعي به جرم قتل انسان هاي بي گناه، برپايي آشوب و بلوا، اجير كردن اراذل و اوباش براي تعرض به جان و مال و ناموس مردم، همكاري آشكار با بيگانگان و ايفاي نقش ستون پنجم آمريكا در داخل كشور و دهها جرم مشهود ديگر از جمله آنهاست. جنايات هولناك و خيانت آشكاري كه متهمان اصلي آن از جمله موسوي و خاتمي بايد در دادگاهي علني و در مقابل چشم مردم مظلوم و خونخواه پاسخگوي آن باشند.
كيهان افزود:
تاسيس حزب تابع قوانين تعريف شده اي است كه سلامت سياسي اعضاي اصلي و تشكيل دهنده حزب از جمله شرايط آن است. بنابراين حزبي كه آقاي موسوي در بيانيه اخير خود از تلاش براي تاسيس آن خبر داده است نمي تواند قانوني باشد، زيرا اعضاي اصلي آن نظير ميرحسين موسوي و محمد خاتمي به ارتكاب جرايمي (برپايي آشوب، قتل انسانهاي بيگناه ، همكاري با بيگانگان) متهم هستند. از اين روي بعيد نيست موسوي و حلقه پيراموني او كه قانون ستيزي ويژگي شناخته شده و بارز آنهاست، حزب مورد نظر را بدون مجوز قانوني تشكيل دهند. در اين صورت نام واقعي آن «ستون پنجم دشمن» خواهد بود، ترجمان ديگري از «آتش زير خاكستر فتنه» و چاره آن، اين سخن حضرت امير عليه السلام كه چشم فتنه را بايد كور كرد.
خدمات اغتشاشگران به سارقان
اغتشاش آفريني عناصر قانونشكن در تهران فرصتي طلايي براي سارقان اموال مردم پديد آورد تا بتوانند فعاليتهاي خود را براي دزديدن اموال مردم افزايش دهند.
سردار احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي كشور در اين باره گفت: در روزهاي اغتشاشات سرقت تا 2 برابر افزايش پيدا كرده بود و كلانتريها به دليل درگيري در اغتشاشات قادر به ارائه خدمات نبودند كه در نتيجه دود بيقانوني و بينظمي به چشم مردم رفت.
عضو دفتر مشاوران حقوقي رياست جمهوري
مسوولان نظام از برخورد خشونتبار اجتناب كنند!
دكتر هاشمزادة هريسي عضو دفتر مشاوران حقوقي رياست جمهوري گفت: «فرمايشات مقام معظم رهبري در نماز جمعة تهران در خصوص مسايل اخير كشور ( انتخابات و اغتشاشات) كاملاً شفاف، قاطع و همهجانبه بود و جاي تحريف و برداشت يكسويه در آن باقي نمانده است» وي افزود: « اگر گروه يا شخصي فرمايشات رهبر معظم انقلاب را به نفع خود مصادره كند، بيشترين خيانت را به ولايت فقيه كرده است».
هاشمزاده هريسي عليرغم مواضع شفاف و قاطع رهبري در نماز جمعة تاريخي تهران دربارة عوامل اغتشاشات و حتي دخالت دولتهاي بيگانه بخصوص انگليس و نيز اشاره صريح رهبري درباره «فرماندهان پشت صحنة اغتشاشات»، گفت: «براي حل مشكل بايد طرفهاي درگير[؟] و همه مردم مخصوصاً طرف پيروز و مسوولان نظام [؟] از هر نوع برخورد خشونتبار و سخنان تحريكآميز كه بنزين ريختن بر آتش است، اجتناب كنند. طرفهاي درگير و همه مردم مخصوصاً طرف پيروز و مسوولان نظام بايستي با برخوردها و گفتارهاي محبتآميز و منصفانه و عادلانه آب بر روي آتش بريزند و زمينة تحقق رهنمودهاي رهبري و فصلالخطاب بودن آنها را فراهم سازند».
هاشمزاده هريسي بدون اشاره به اينكه كدام جريان و چه كساني از فرداي انتخابات هواداران خود را به خيابانها ريخته و دست به اغتشاش و خشونتزده و چه كساني بيانيههاي فراخوان براي تجمعات غيرقانوني صادر كردهاند، گفت: «خيال نكنيم اگر توپ و تشرزده و خشونت كنيم، طرف مقابل عقب خواهد نشست».
اينكه مواضع آيتالله دكتر هاشمزاده هريسي (نماينده مجلس خبرگان) تا چه حد با مواضع «شفاف و قاطع» رهبري در نماز جمعه تاريخي تهران منطبق است، به خوانندگان ارجاع ميدهيم.
تلاش مافیای نفت برای اعتصاب در صنعت نفت
شبکه اصلی هدایت و مدیریت اغتشاشات خیابانی برنامه های خود را به گونه ای طراحی و پی ریزی کرده بودند که علاوه بر تنش های بیرونی، در داخل ادارات، سازمان ها وارگان های دولتی نیز تنشج آفرینی کرده و اعتصاب عمومی کارکنان را موجب شوند.
به گزارش جهان، از جمله کسانی که با برنامه ریزی قبلی در صدد ایجاد اعتصاب و تنشج در وزارت نفت بود شخصی به نام "م" مدیر یکی از پالایشگاه های کشور و از مدیران عالی رتبه وزارت نفت بوده که پس از دستگیری، اعترافات گسترده ای را درباره چگونگی اقدامات و دامن زدن به ناآرامی ها در ادارات تابعه وزارت نفت انجام داده است. این فرد که در یک خانه تیمی دستگیر شده است پرده از سناریویی برداشته که بر پایه آن، گام بعدی رهبران آشوب گری و اغتشاش آفرینی در کشور، ایجاد هرج و مرج و مختل کردن سیستم اداری کشور معرفی شده است.
هر چند اقدامات این فرد با واکنش منفی کارمندان و حتی مدیران میانی وزارت نفت مواجه شد اما برنامه اصلی این شبکه، برقراری اعتصاب عمومی و دست از کارکشیدن کارگران و کارکنان صنعت نفت به عنوان یکی از اصلی ترین ادارات دولتی با هدف فلج کردن فعالیت های عادی مردم و ایجاد مشکل در کشور بوده است.
بر اساس این گزارش، به موازات غائله آفرینی این مدیر عالی رتبه نفتی، تحرکاتی نیز در وزارت راه و ترابری در حال انجام بود که در صورت موفقیت، کارکنان و کارمندان این سازمان عظیم دولتی نیز دست از کار کشیده و اعتصاب عمومی می کردند که این امر نیز با بی توجهی و عدم همکاری پرسنل این وزارتخانه خنثی و بی اثر شد. یک مدیر ارشد نیز در همین رابطه دستگیر و به اقدامات خطرناک خود اعتراف کرده است
باهنر در پشت صحنه
رسایی نماينده قم در پاسخ به اینکه شما و آقای باهنر چه اختلافی با یکدیگر دارید که اینگونه در صحن علنی مجلس (جلسه 9 تير) آن را مطرح میکنید، گفت: من اختلافی با ایشان ندارم، اما آقای باهنر تمامی تلاششان را در پشت صحنه برای پیروزی آقای موسوی انجام دادند و حالا که به هدفشان نرسیدهاند، نمیدانم چرا از ما ناراحت هستند.
مسعود پزشكيان، اغتشاشات و رسانة ملي
طي سالهاي گذشته حضور برخي افراد غيربومي و غيرتبريزي به عنوان نماينده در مجلس شوراي اسلامي از تبريز، تبعات ناخوشايندي براي مردم در پيداشته است. اينگونه افراد كه توسط يك جناح سياسي در تهران مورد حمايت قرار گرفته و به مجلس ميروند، در نطقها و رفتار سياسي خود، به جاي دفاع و صيانت از منافع ملي و منافع حوزة انتخاباتي خود، از منافع و حتي عملكرد غيرقانوني آن گروه سياسي ـ كه بدان وابسته هستند ـ دفاع ميكنند. يكي از ويژگيهاي اينگونه افراد، انجام نطقهاي تشنجبرانگيز، جنجالي و دشمنپسند در مجلس است و به همين دليل نيز نطقها و موضعگيريهاي آنها به شدت از سوي رسانههاي بيگانه و ضدايراني مورد استقبال قرار ميگيرد.
در مجلس ششم و هفتم، يك فرد غيربومي با حمايت گروه موسوم به «اصلاحطلبان! » از تبريز به مجلس راه يافت. اين فرد علاوه بر انجام نطقهاي احساسي و عوامانه و جنجالي و دشمنپسند تا مرز درگيري فيزيكي در صحن مجلس و پس از آن تا مرز اهانت به ساحت مقدس حضرت سيدالشهداء (ع) پيش رفت ...
مسعود پزشكيان (وزير در دولت خاتمي) نيز غيربومي است و اهل تبريز و آذربايجان شرقي نميباشد. وي اگر چه مسير همان نماينده غيربومي مورد اشاره را در انجام نطقهاي جنجالي و دشمنپسند طي ميكند، اما هنوز تا مرز درگيري فيزيكي و ... پيش نرفته است. (البته بايستي دقت داشت كه نماينده شدن يك فرد غيربومي و غيرتبريزي از تبريز، مخالف قانون نيست، اما بومي نبودن مديران و نمايندگان تبعات و آسيبهايي دارد كه ميتواند مورد بررسي قرار گيرد. از جمله اين كه كانديداي غيربومي در انتخابات، خويشان و اقوام و دوستان خود را به صورت اتوبوسي از زادگاه خود به تبريز ميآورد تا به او رأي دهند!... آري، غيربومي بودن يك مسوول يا نماينده مخالف قانون نيست، اما اغلب مخالف خواست و رضايت مردم است، چنانكه يكي از علل منصوب شدن آقاي سبحاناللهي به استانداري آذربايجان شرقي، به تنگ آمدن مردم آذربايجان شرقي خصوصاً تبريز از تداوم انتصاب استانداران غيربومي بود.)
به دنبال انتخابات رياست جمهوري و انتخاب محمود احمدينژاد با رأي قاطع مردم، اغتشاشات گستردهاي در تهران روي داد كه دهها كشته و صدها مجروح و ميلياردها تومان خسارت بر جاي گذاشت. همه ميدانند و قابل انكار نيست كه مديريت كلان اين اغتشاشات را از يك سو، ميرحسين موسوي و عدهاي از مديران سابق دولت آقاي خاتمي ( كه هماكنون زنداني هستند) و از سوي ديگر، بيگانگان و دستگاههاي جاسوسي و رسانههاي اروپا و آمريكا برعهده داشتند.
بعد از بيانات مقام معظم رهبري در خطبههاي نماز جمعة تاريخي تهران، انتظار عموم اين بود كه كانديداي شكستخورده و تحريككنندگان به تجمعات سياسي (ميرحسين، خاتمي و ... دوستان و نزديكان اينها) دست از لجاجت بردارند و درمقابل قانون، تسليم شوند. اما ميرحسين به راه خطا و غيرقانوني ادامه داد و اغتشاشات و آشوبهاي ديگري رخ داد و افراد ديگري در اين اغتشاشات كشته و مجروح شدند ... بدين گونه ميرحسين موسوي و همفكرانش به صورت آشكار راه خود را از راه قانون، راه ملت، راه نظم و امنيت و راه منافع ملي جدا كردند.
در اين وضعيت انتظار اين بود، همة كساني كه به عنوان نماينده ملت در مجلس سوگند ياد كردهاند، با قدرت تمام به حمايت از «قانون» برخيزند و بدون توجه به علايق سياسي و شخصي و گروهي و باندي، از رهبري نظام در پاسداري از قانون و دستاوردهاي انتخابات شكوهمند رياست جمهوري حمايت كنند. البته اكثريت قاطع نمايندگان مجلس در اين مسير حركت كردند، اما مسعود پزشكيان كه از طرفداران فعال ميرحسين موسوي بود، آشكارا به گونهاي ديگر رفتار كرد. وي در نطق خود در مجلس، نه تنها اغتشاشگران و عملكرد غيرقانوني ميرحسين موسوي را محكوم نكرد، بلكه صدا و سيما را به رعايت «انصاف!» فراخواند و از «اغتشاشگران» و برهم زنندگان امنيت مردم با عنوان «مردم» ياد كرد و گفت: « مردم سهواً يا عمداً هم كه خطا كرده باشند، بايد از خطاي آنها گذشت كرد».
پزشكيان گفت: « اگر ما راه علي (ع) را برويم، حرف علي را گوش كنيم و با دوست و دشمن خود، با انصاف برخورد كنيم، يقيناً تمام غائلهها خواهد خوابيد و تمام مشكلات حذف ميشود. ولي وقتي جانب يكي را بگيريم و فقط يك صدا را بلند كنيم و اجازه ندهيم ديگران حرف بزنند... معلوم است چه اتفاقي رخ ميدهد، بايد انصاف را رعايت كنيم»!!
همچنين در خبري كه از نطق پزشكيان در يكي از روزنامههاي تبريز درج شده است، از قول پزشكيان آمده كه: « بايد با تمام وجود به مردم عشق ورزيد و با مردم نبايد مثل حيوان وحشي رفتار كرد».
درباره سخنان پزشكيان نكاتي به نظر ميرسد:
1ـ دقت در سخنان پزشكيان نشان ميدهد كه وي نيز «جانب يكي» را گرفته است، اگر وي به حرف خود واقعاً اعتقاد داشته باشد كه جانب يكي را گرفتن، عدول از انصاف است. پس خود وي نيز خارج از انصاف سخن ميگويد.
2ـ مشكل برخي افراد كه از معلومات ديني عميقي برخوردار نيستند، برخورد سطحي با آيات و احاديث و كلام ائمه اطهار (ع) است. پزشكيان براي حمايت از اغتشاشگران و تجمعكنندگان قانونشكن به كلام علي (ع) استناد ميكند كه « مردم سهواً يا عمداً هم كه خطا كرده باشند، بايد از خطاي آنها گذشت».
بر مبناي تفسير پزشكيان از اين سخن، اگر افرادي سهواً (!؟) يا عمداً مغازهها و بانكها و اتوبوسها را به آتش بكشند، اغتشاش راه بيندازند، مأموران قانوني كشور را آماج سنگ و سلاح سرد و گرم ... قرار بدهند و افرادي را كشته و مجروح سازند و امنيت مركز مملكت و مردم را مختل كنند، بايد از خطاي آنها گذشت!
بنا به تفسير جناب پزشكيان، اگر نيروهاي پليس، با استفاده از اختيارات و ابزار قانوني، آشوبگران را سركوب و دستگير كنند، در اين صورت، با «مردم!» مثل حيوان وحشي برخورد شده است!
3ـ متأسفانه پزشكيان فقط « جانب يكي» را ميگيرد و براي همين جانبداري هم، از كلام امام علي (ع) سود ميجويد، البته اين شيوه، شيوة جديدي نيست. معاويه هم توانست با زدن قرآن بر فراز نيزهها، جلوي پيروزي سپاه علي (ع) را در صفين بگيرد. خوارج هم با آيات قرآن به جنگ علي (ع) رفتند و در كربلا نيز ...
4ـ با بيانات رهبري در خطبههاي نماز جمعه تاريخي تهران، مرز قانون و بيقانوني، و خط طرفداران قانون از خط قانونشكنان لجوج در مسأله انتخابات اخير به روشني ترسيم شد. عملكرد آقاي پزشكيان به عنوان نماينده مجلس در نظام جمهوري اسلامي آيا با خط قانون و قانونگرايي تطبيق دارد يا خط قانونشكنان و اغتشاشگران؟ به عبارت ديگر، موضعگيري پزشكيان «با التزام عملي به اصول قانون اساسي و اصل ولايت فقيه» منطبق است يا مخالف؟ انتظار است كه شوراي نگهبان در راستاي وظايف خويش اينگونه موارد را مورد توجه قرار دهد.
5ـ در وقايع اخير پس از انتخابات رياست جمهوري، شاهد هستيم كه همصدا با عناصر ضدانقلاب خارجي، برخي افراد از جمله برخي كانديداهاي شكستخورده نيز صدا و سيما را به نقض « بيطرفي» متهم ميكنند. در اين باره آنچه گفتني است اينكه؛ رسانة ملي كشور در پاسداري از منافع ملت و در ترويج و تبليغ قانونگرايي و مقابله با قانونشكني و فتنهگري هرگز و هرگز نبايد بيطرف باشد. بيطرف بودن رسانة ملي در اينگونه موارد كلان، در حقيقت به معناي عمل نكردن به مسووليت خطير خود است. اگر پزشكيان و امثال وي چنين ميپندارند كه رسانة ملي به جاي تأكيد و تبليغ قانونگرايي، بايد صدا و تصوير قانونشكنان را در كانون توجه و تبليغ قرار ميداد، اين حاكي از بينش معكوس و درك وارونة آنها ميباشد.
اختلافنظر كجاست؟
بازخواني بيانات رهبري درخصوص دولتهاي هاشمی و احمدينژاد
- محمد مهدي تهراني
: خطبه های نماز جمعه تهران فرصتی بود تا رهبر انقلاب اسلامي از فردي سخن به میان بیاورند که طی سال های اخیر عمده ترین نقدهای جریان اصولگراي کشور متوجه او بود. مقام معظم رهبری به سابقه انقلابی آقای هاشمی اشاره کردند و همزمان برخی اختلاف نظرها را مورد توجه قرار دادند. ایشان ضمن تأکید بر اینکه آقاى هاشمى از اصلىترين افراد نهضت در دوران مبارزات بوده اند، فرمودند: «من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلافنظر دارم، كه طبيعى هم هست؛ ولى مردم نبايد دچار توهم بشوند، چيز ديگرى فكر كنند.»(1)
ایشان همچنین به اختلاف نظرهای آقای هاشمی و رییس جمهور اشاره کردند و نظر رییس جمهور را به نظر خود نزدیکتر دانستند. ایشان افزودند: «البته بين ايشان و بين آقاى رئيس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلافنظر بود، الان هم هست؛ هم در زمينهى مسائل خارجى اختلافنظر دارند، هم در زمينهى نحوه اجراى عدالت اجتماعى اختلافنظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلافنظر دارند؛ و نظر آقاى رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است.» رهبر انقلاب همچنين تأكيد ميكنند: «من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلافنظر داريم، كه طبيعى هم هست؛ ولى مردم نبايد دچار توهم بشوند، چيز ديگرى فكر كنند.» (2)
به نظر می توان از تأکید رهبر انقلاب مبنی بر قرابت بیشتر نظر رئیسجمهور با ایشان، تشخیص صحیح جریان ارزشی کشور در معادلات سیاسی را دریافت. چرا که استنباط بدنه ارزشی تا کنون از تأيیدات رهبری و مواضع دو طرف میدان سیاسی کشور یعنی آقای هاشمی و آقای احمدینژاد همین قرابت نزدیک تر مواضع رییس جمهوری به گفتمان انقلاب و مطالبات رهبری بوده است.
بازخوانی اختلاف نظرهایی که رهبری از آن سخن می گویند و بررسی مواضع ایشان می تواند نقدهای آتی را که طبعاً بايد قائم به حق باشند، متکی به مواضع ولی فقیه، دقیقتر و حساب شدهتر رقم بزند. رهبر انقلاب طی سال های گذشته بارها و بارها در عین برشمردن دستاوردهای دولت سازندگی و سابقه انقلابی آقای هاشمی، برخی کاستی ها و سیاست های نادرست را مورد توجه قرار داده اند که اتفاقاً همان سیاست ها امروز نیز بعضاً محل اختلاف نظر است و در این میان جریان ارزشی کشور با استناد به همین مواضع رهبری است که می تواند خط صحیح مطالبهگری را پی بگیرد كه در ادامه اين گزارش به برخي از اين محورها اشاره شده است:
الف) مادی گرایی و اشرافی گری در سایه سازندگی
رهبر انقلاب در باب تبیین عبرت های عاشورا این گونه می فرمایند: «عبرتگيرى از عاشورا اين است كه نگذاريم روح انقلاب در جامعه منزوى و فرزند انقلاب گوشهگير شود. عدهاى مسائل را اشتباه گرفتهاند. عدهاى، سازندگى را با ماديگرايى، اشتباه گرفتهاند. سازندگى چيزى است، ماديگرى چيز ديگرى است. سازندگى يعنى كشور آباد شود، و طبقات محروم به نوايى برسند.... سازندگي همان كاري بود كه علي بن ابي طالب(ع) مي كرد... آن بزرگوار با دست خودش نخلستان آباد مي كرد، زمين احيا مي كرد، درخت مي كاشت، چاه مي كند و آبياري مي كرد. اين سازندگي است. دنيا طلبي و ماده طلبي كاري است كه عبيدالله بن زياد و يزيد مي كردند. چه وقت آن ها چيزي را به وجود مي آوردند و مي ساختند؟ آن ها فاني مي كردند، مي خوردند و تجملات را زياد مي كردند. اين دو تا را نبايد با هم اشتباه كرد. امروز يك عده به نام سازندگي خودشان را غرق در پول و دنيا و ماده پرستي مي كنند. آيا اين سازندگي است؟»(3)
ایشان همچنین بارها و بارها نسبت به سطح زندگی مسئولین هشدار دادند و برخی عملکردهای نادرست را گوشزد کردند. ایشان در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام فرمودند: «اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آنها فقط ريششان تراشيده بود، ولى ما ريشمان را گذاشتهايم، همين كافى است؟! نه، ما هم مترفين مىشويم. واللَه در جامعهى اسلامى هم ممكن است مترف به وجود بيايد. از آيهى شريفهى "و اذا اردنا ان نهلك قرية امرنا مترفيها ففسقوا فيها" بترسيم. تُرف، فسق هم دنبال خودش مىآورد. اندازه نگهداريد؛ دولت مخارجش زياد و سنگين است.»(4)
ایشان به مواردی اشاره می کردند که از بیت المال خرج تغییرات دکوراسیون برخی مسئولین می شود: «اگر مبلغى از مخارج دولت، عبارت از تغيير دكوراسيون اتاق مدير كل و معاون وزير و وزير و فلان مسئول قضايى و فلان مسئول در بخشهاى گوناگون ديگر باشد، اين جرم و خطاست. اگر يكى از مخارج دولت اين باشد كه فلان تعداد ماشين جديد بياوريم و بين دستگاهها تقسيم بكنيم، ما حق نداريم اين را جزو مخارج دولت حساب كنيم و به حساب آن از سوبسيد مردم بزنيم. نه، اين خلاف است. براى اين كارها حد بگذاريد. دستگاهها بايد بخشنامه كنند و در مورد اين تغيير دكوراسيونها و تغيير خانهها و خرجهاى اضافى حدى معين بكنند. من نمىگويم مثل بعضى از تندروها باشيم كه مىگويند در مسجد بنشينيم و وزارت كنيم؛ نه، در مسجد نمىشود. وزارت كردن، يك ساختمان و 4 تا اتاق و تعدادى مسئول و يك مقدار هم بالاخره امكانات براى زندگى آن آقايى كه مىخواهد خدمت بكند، مىخواهد؛ اما بايد در حدى باشد.»
بیانات رهبر انقلاب کاملاً صراحت داشت. ایشان افزودند:«گاهى از جاهايى گزارشهاى نوميدكنندهای مىرسد و در برخى موارد انسان واقعاً عرق شرم بر پيشانيش مىنشيند؛ رعايت كنيد. سؤال مىكنيم كه چرا ماشين لوكس و نو و مدل بالا؟ مىگويند كه اشكال امنيتى داريم! چه اشكال امنيتى؟! آقايان مسئول در شوراى امنيت كشور يا جاهاى ديگر، بنشينند معين كنند و مسأله را در جايى ببُرند؛ من هم اگر بايد دخالت كنم، بگوييد در جايى دخالت كنم. اين چه وضعى است كه همينطور بىحساب و كتاب جلوى هر وزارتخانه و ادارهيى، دهها ماشين به رنگهاى گوناگون متعلق به مسؤولانِ آنجا به چشم مىخورد؟! چه كسى چنين چيزى را گفته است؟»
ایشان ادامه دادند: «گزارش آمده كه روحانى عقيدتى، سياسى در يكى از دستگاهها، خودش ماشين دارد، ولى ماشين دولتى سوار مىشود! من نوشتم كه حق ندارد، اين كار را بكند. براى من جواب آمد كه اين كار رويه است و همه مىكنند! اين آقا خودش يك ماشين دارد، كه براى خودش لازم است؛ يكى هم خانمش دارد و نمىشود كه خانمش از اين ماشين استفاده كند! عجب! اين چه حرفى است؟ من الآن اعلام مىكنم و قبلاً هم نوشتم و اين را گفتم كه آن وقتى كه آقايان امكانات شخصى دارند، حق ندارند از امكانات دولتى استفاده بكنند. اگر ماشين داريد، آن را سوار شويد و به وزارتخانه و محل كارتان بياييد؛ ماشين دولتى يعنى چه؟ واللَه اگر من از طرف مردم مورد ملامت قرار نمىگرفتم كه مرتب ملاحظهى جهات امنيتى را توصيه مىكنند، بنده با ماشين پيكان بيرون مىآمدم. به حد ضرورت اكتفا كنيد و اندازه نگه داريد؛ اينها ما را از مردم دور مىكند، روحانيون را از مردم دور مىكند. روحانيون، به تقوا و ورع و بىاعتنايى به دنيا در چشمها شيرين شدند. بدون ورع و بدون دورانداختن دنيا، نمىشود در چشمها شيرين ماند. مردم رودربايستى ندارند؛ خدا هم با كسى رودربايستى ندارد.»(5)
اما رهبر انقلاب در خصوص این دولت چه فرمودند؟ در این مقایسه هاست که ارزش ها مشخص می شود. مقام معظم رهبری در خصوص دولت نهم فرمودند: «امتیازتان به همین است که خودتان را با مردم هم سطح کنید، به شکل مردم و در میان مردم باشید، با مردم تماس بگیرید، با آنها انس پیدا کنید، از آنها بشنوید. این امتیاز بزرگی است و در شما هست؛ آن را حفظ کنید و نگه دارید.»(6)
مدیریت کشور از پشت میز در مقابل مدیریتی که خود را به اقصی نقاط کشور و دور افتاده ترین روستاها می رساند، اشرافیگری برخی مدیران در مقابل ساده زیستی و مشی مردمی دولت نهم و... همه و همه اختلاف هایی است که وجود داشته و نمی توان آن را کتمان کرد. این به دو مشی مدیریتی بر می گردد. مدیریتی که اشرافیتساز می شود و مدیریتی که در آن ساده زیستی ارزش است.
ب) عدالت اجتماعی
برقراری عدالت اجتماعی از مواردی بود که در دولت سازندگی و درگرماگرم توسعه اقتصادی با وجود تأکیدات مکرر رهبر انقلاب مورد توجه جدی قرار نگرفت. رهبر انقلاب در دیدار با آقای هاشمی و کابینه دولت سازندگی در پایان دوره 8 ساله بر همین واقعیت صحه گذاشتند. ایشان ضمن تمجید از سازندگیهای انجام شده فرمودند: «من نمىخواهم بگويم كه همهى آرزوهاى ما برآورده شده است. از قبيل مسائل مربوط به عدالت اجتماعى و مسائل مربوط به قشرهاى گوناگون، كارهاى زيادى وجود دارد كه بايستى به مرور انجام گيرد و انشاءاللَه دولتهاى بعدى آنها را انجام خواهند داد.»(7)
تصریح رهبر انقلاب بر باقی ماندن کارهای زیادی در حوزه عدالت اجتماعی در حالی بود که ایشان از آغاز به کار دولت سازندگی بارها و بارها با مشاهده مشی عملی دولت سازندگی نسبت به مغفول ماندن عدالت اجتماعی هشدار داده بودند. ایشان در دیدار مسئولان و کارگزاران کشور در همان سال آغاز به کار دولت سازندگی فرمودند: «در محيط سياست داخلي، يكي از چيزهايي كه لازم است، "عدالت اجتماعي" است. بدون تأمين عدالت اجتماعي، جامعهي ما اسلامي نخواهد بود. اگر كسي تصور كند كه ممكن است دين الهي و واقعي -نه فقط دين اسلامـ تحقق پيدا كند، ولي در آن عدل اجتماعي به معناي صحيح و وسيع آن تحقق پيدا نكرده باشد، بايد بداند كه اشتباه ميكند. هدف پيامبران، اقامهي قسط است: "ليقوم الناس بالقسط".»(8)
در حالی که حرف و حدیث هایی در خصوص ناسازگاری توسعه و عدالت عمچنان وجود داشت، ایشان در سال 74 تأکید کردند: «آنچه که در اين بين بايستي با وسواس و دقت دنبالش باشيد، مسأله «عدالت اجتماعي» است که با رشد و توسعه هم سازگار است. بعضي اين طور تصور ميکردند -شايد حالا هم تصور کنند- که ما بايستي دورهاي را صرف رشد و توسعه کنيم و وقتي که به آن نقطه مطلوب رسيديم، به تأمين عدالت اجتماعي ميپردازيم. اين فکرْ اسلامي نيست.»(9)
ایشان در سال 75 هم باز همین مسئله را مورد توجه قرار دادند و فرمودند: «ما اگر سازندگي را باز هم پيش ببريم، اما در جهت استقرار عدالت و از بين بردن تبعيض و ايجاد برابري حقوق و احياي کرامت زن و مرد مسلمان فعاليتي نکنيم، موفقيتي به دست نياوردهايم. موفقيت، آن وقتي است که بتوانيم معنويت و دين و اخلاق و عدالت و معرفت و سواد و تواناييهاي گوناگون را در ميان جامعه مستقر کنیم.»(10)
روند توسعه و استقراض بی حد و حصر خارجی در سایه سیاست های برگرفته از اسلوب اقتصاد آزاد، تورم 50 درصدی را به مردم تحمیل کرد. برخی می گفتند اگر می خواهیم پیشرفت کنیم، باید جمعی از مردم زیر چرخ های توسعه له شوند. اگرچه تاکیدات و هشدارهای مکرر مقام معظم رهبری برخی عقب نشینی ها از سیاست های گذشته را رقم زد و موجب بهبود شاخص هایی چون ضریب جینی شد، اما این همه آن گونه که باید راه به جایی نبرد.
محمد علی نجفی با اشاره به عقب نشینی هاشمی از برخی سیاست های اقتصادی در دوره سازندگی می گوید: «من فکر می کنم عقب نشینی آقای هاشمی 2 علت داشت، یکی اینکه به هر حال برنامه های اقتصادی ایشان با مشکلات جدی مواجه شده بود. البته خودشان معتقد بودند که این برنامه ها شکست نخورده است. من هم معتقدم این برنامه ها درصد بالایی از موفقیت را داشت. ولی کمی تحمل و تأمل نیاز داشت که برخی نقاط ضعف این برنامهها را بپوشانیم تا یک برنامه مناسب تری را به اجرا بگذاریم... بخشی از آن هم به نظرات و مخالفت های مقام رهبری با آن برنامه ها و روش ها مربوط می شد. آقای هاشمی هم به عنوان رئیسجمهور باید رهنمودها و سیاست های کلی رهبری را لحاظ می کردند. طبیعی بود که وادار به عدول از نظرات خود شوند و عقب نشینی هایی داشته باشند.»(11)
اختلاف بر سر عدالت اجتماعی، رسیدگی به محرومین جامعه و نحوه اداره کشور همان چیزی است که این سال ها نیز بروز داشته است و موجبات برخی مخالفت ها با سیاست های دولت را فراهم آورده است. از آن جمله می توان به "گداپروری" خواندن طرح سهام عدالت دولت نهم اشاره کرد.
پ) مقابله با فساد
مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ حکم دوره دوم ریاست جمهوری آقای هاشمی فرمودند: «چيزى كه امروز، در دوران بازسازى، مسئولين كشور، همكاران دولت، مديران درجهى 2 و 3 در دستگاههاى دولتى، تا پايينترين ردهها، بايد با دقت مراقب باشند، اين است كه در اين دوران بدانند خطر رسوخ و نفوذ فساد، جدى و فلج كننده است. واقعاً فلج كننده است! در اين كار، فساد كه نمىگويد "من فسادم"! فرد مفسدى كه ديگران را به وادى فساد مىكشاند فساد مالى، فساد كارى، قرارهاى نامشروع و ناموجه در زمينههاى مسائل كارى كسى كه انسان را تشويق مىكند و مىلغزاند به اين سمت، از اول نمىگويد "من آمدم كه شما را فاسد كنم." اول با يك عنوان موجه؛ با يك چيز كوچك وارد ميدان مىشود. انسان است و آسيبپذيرىِ شديد. انسان، به شدت آسيبپذير است. لذا، خيلى بايد مراقب بود.»(12)
رهبر انقلاب دو سال بعد هم در دیدار با رئیسجمهور و هیئت وزیران بر همین نکته تاکید کردند. ایشان فرمودند: «يکي از وظايف امروز آقايانْ مبارزه با فساد است؛ چون کشور به ثمردهي رسيده و وقت ميوهچيني است. زحمات گذشته شما به تدريج ثمر ميدهد و امکانات در کشور در حال افزايش است. چنين موسمي هميشه و در همه تاريخ، موسم خطرناکي بوده است. موسم ورود آدمهاي سوء استفاده کن و فرصت طلب و کج دست و بددل و سياهروست که وارد ميشوند و اگر توانستند، از غفلتها سوء استفاده ميکنند. خيلي مراقب اين جهت باشيد...هر جا که با اين مسأله در مجموعه خودتان برخورد کرديد، با کمال قدرت و بدون هيچ گونه اِبا و امتناع و با تکيه بر همان روشها و طريقههاي قانوني - که بحمدالله ما براي همه اين کارهاي اساسي قانون داريم - با آن مبارزه کنيد.»(13)
تأکیدات مکرر رهبر انقلاب بر مبارزه با فساد در حالی بود که بعدها کرباسچی شهردار تهران، چهره برجسته حزب کارگزاران و از نزدیکان آقای هاشمی به خاطر تخلفات مالی روانه زندان شد. تأکیدات رهبري در حالی بود که بعدها آقای هاشمی سید حسین موسویان را که به اتهام امنيتي در دادگاه محکوم شد، قبل از صدور رأي با فاصله چند صندلی در کنار خود جای داد. و این همه در حالی بود که هاشمی قرص و محکم پشت دانشگاه آزادي ایستاد که هنوز حتی در حکم ریاست جاسبی بر آن شبهه قانوني وجود دارد.
اما رهبر انقلاب در خصوص دولت نهم چه فرمودند؟ ایشان جرأت مقابله با فساد را از امتیازات دولت برشمرده و افزودند: «مقابلهى با فساد خيلى كار سختى است. يك وقتى بنده گفتم كه اين اژدهاى هفت سرِ فساد را به اين آسانى نميشود قلع و قمع كرد؛ خيلى كار سختى است. نه اينكه حالا بگويم قلع و قمع شده؛ نخير، الان هم قلع و قمع نشده؛ ليكن جرأت مقابلهى با آن هست. خب، وقتى كه اجزاء مجموعه، خودشان آلودهى به فساد نباشند، طبعاً جرأتشان بيشتر است. بسيارى از مجموعههاى قبلى هم حقيقتاً پاكيزه بودند -يعنى آلودگى نداشتند- اما بالاخره جرأت در مقابلهى با فساد يك امتيازى است كه در شما هست.»(14)
ت) مسائل خارجی
از جمله مواردی که مورد انتقاد آقای هاشمی طی این سالها قرار داشت عملکرد دولت نهم در حوزه سیاست خارجی بود. هاشمی رفسنجانی مرداد ماه سال گذشته در جمع اعضای جامعه اسلامی دانشگاهیان به عملکرد دولت در حوزه های مختلف اشاره کرد و گفت:اينگونه که کشور دارد اداره ميشود، نميتوانيم راضي باشيم که مسلمانان خوبي هستيم و يا الگوي جهاني شويم.»(15)
او قطع گاز در زمستان را به عنوان مصداق ادعای خود برشمرد و افزود: «اين مسائل و مشکلات به ضعف مديريت بر ميگردد. در مساله سياست خارجي نيز همين گونه است... شعار زياد داده ميشود، ولي در عمل ضد فرهنگ عمل ميشود. »(16)
شعاری خواندن عملکرد دولت در حوزه سیاست خارجی در حالی بود که رهبر انقلاب بارها و بارها جهت گیری دولت در این حوزه را صحیح ارزیابی کرده بودند و از کسانی سخن به میان آورده بودند که می خواهند "همين را به عنوان نقطه ضعف وانمود كنند". ایشان فرموده بودند: «من قبول نميكنم حرف آن كسانى را كه تصور ميكنند ملت ما به خاطر پايبندى به مبانى و اصول خود، در دنيا خوار شده است، از چشم افتاده است؛ ابداً.»(17)
ایشان همچنین تأکید کردند: «مسئله اعاده عزت ملى و ترك انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زياده طلبى سياست هاى ديگران و ترك شرمندگى در مقابل غرب و غربزدگى را هم انسان در اين دولت احساس ميكند؛ عزت ملى و استقلال حقيقى و معنوى از اينجا حاصل مى شود.» (18)
1-بیانات رهبر انقلاب در نماز جمعه تهران 29/3/1388
2-همان
3ـبيانات در ديدار فرماندهان گردانهاى عاشوراى نيروهاى مقاومت بسيج در سالروز شهادت امام سجاد(ع ( 22/4/1371
4ـسخنراني در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام جمهوري اسلامي ايران 23/5/1370
5ـهمان
6ـبیانات رهبر انقلاب 2/6/87
7ـ بيانات معظم له در ديدار آقاى هاشمى رفسنجانى و كابينه در پايان دوره هشت ساله رياست جمهورىی 9/5/1376
8ـ سخنراني در ديدار مسؤولان و كارگزاران كشور در آستانهي يازدهمينسالگرد پيروزي انقلاب اسلامی 9/11/1368
9ـ بيانات مقام معظم رهبرىدر ديدار با رئيس جمهور و هيأت وزيران به مناسبت بزرگداشت هفته دولت 8/6/1374
10ـ بيانات مقام معظم رهبرىدر اجتماع بزرگ مردم اهواز 18/12/1375
11ـ کتاب اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی صفحه 405
12ـ بيانات مقام معظم رهبرىدر مراسم تنفيذ حكم دوره دوم رياست جمهورى آقاى «هاشمى رفسنجانی» 12/5/1372
13ـ بيانات مقام معظم رهبرىدر ديدار با رئيس جمهور و هيأت وزيران به مناسبت بزرگداشت هفته دولت 8/6/1374
14ـ ديدار رئيسجمهوری و اعضاى هيئت دولت 2/6/1387
15ـ ایسنا 25/5/87
16ـ همان
17ـ بيانات در بيستمين سالگرد رحلت امام خمينی (ره) 14/3/1388
18ـ ديدار رئيسجمهوری و اعضاى هيئت دولت 2/6/1387
· خبرهای ایران شمالی ـــــــــــــــــــــــــ
تظاهرات ضدصهيونيستي در باكو ، تبريز و اردبيل
احزاب اسلامگراي باكو و جمعي از مردم، در اعتراض به سفر رئيس رژيم صهيونيستي به باكو، در مقابل وزارت خارجه تظاهرات اعتراض آميزي برگزار كردند. ؛ " واقف عبدالله يف "، نماينده احزاب مسلمان اعلام كرد، حزب "اتحاد آذربايجان "، حزب "مذاهب متحد "، حزب "شايستگي "، و گروهي از مردم در مقابل وزارت امور خارجه باكو تظاهرات اعتراض آميز ضد اسرائيلي برگزار كردند. به گفته وي، اين تظاهرات در اعتراض به سفر "شيمون پرز "، رئيس رژيم صهيونيستي، به باكو صورت گرفته است. عبدالله يف اظهار داشت: ما نامه اي اعتراض آميز به فرمانداري شهر باكو نوشتيم، ولي آنها به ما پاسخي ندادند. در نتيجه ما تصميم گرفتيم نامه خود را به وزارت امور خارجه بفرستيم و در مقابل ساختمان وزارت نيز تجمع كنيم. متاسفانه دولت معترضين را پراكنده كرد. در اين تجمع صدها نفر شركت داشتند و 30 نفر از شركت كنندگان در زمان اعتراضات دستگير شدند.
در حمايت از مردم مسلمان ايران شمالي و در اعتراض به سفر رييس رژيم اشغالگر قدس به باكو، صدها تن از دانشجويان و جوانان تبريز در مقابل سركنسولگري دولت باكو در تبريز تجمع اعتراضآميز برپا كردند، همچنين گروهي از مردم غيور اردبيل با تجمع در جاده مرزي بيلهسوار ـ جلفا (تنها مسير زميني ارتباط ميان باكو و نخجوان) براي مدتي اين جاده را بستند.
·
بازداشت رهبر « حزب اسلام» در باكو
پيش از سفر اخير رئيس رژيم صهيونيستي به باكو علاوه بر اينكه تعدادي از مساجد باكو و ساير شهرهاي ايران شمالي توسط دولت تخريب و تعطيل گرديد، جمعي از فعالان سياسي اسلامگرا نيز دستگير و زنداني شدند.
به گزارش مطبوعات ، « معصوم صمداف» رهبر حزب اسلام به دليل اعتراض به سفر رييس رژيم اشغالگر قدس به باكو بازداشت شده است.
« حزب اسلام» بزرگترين حزب اسلامگراي ايران شمالي است. اين حزب بلافاصله بعد از فروپاشي شوروي توسط پيشتازان حركت اسلامي تأسيس شد. بعد از به قدرت رسيدن حيدرعلياف، « حزب اسلام» آماج سركوب و حملات دولتي قرار گرفت و اغلب سران آن بازداشت و برخي به شهادت رسيدند. علي اكرامعلياف و حاجي نورياف در گذشته رهبري حزب را برعهده داشتند. علياكرام علياف مدت هفت سال در زندان دولت باكو بوده است.
ایران سفیر خود از باكو را فراخواند
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران ، در اعتراض به سفررئیس رژیم صهیونیستي به باکو، سفیر ایران در باکو را به تهران فرا خواند.
برخی از رسانه های باكو به نقل از سیمای آذری شبکه جهانی سحر گزارش دادند: "محمد باقر بهرامی"، سفیر ایران در باکو در اعتراض به سفر شیمون پرز به تهران فراخوانده شده است .
رسانه های باكو همچنین احتمال داده اند، وزارت امور خارجه ایران در واکنش به سفر پرز به باکو ، سفیر باكو در تهران را اخراج کند .
"عباس اسکندری"، مسئول مطبوعاتی سفارت ایران در باكو در گفتگو با خبرنگار صدا و سیما از ابراز نظر صريح درباره این خبر خودداری کرد و گفت: پس از هماهنگی با سفیر و وزارت امور خارجه ، به زودی درباره این موضوع توضیحاتی ارائه خواهد داد.
از سوی دیگر، "عباسعلی حسن اف"، سفیر دولت باكو در تهران در گفتگو با رسانه ها از احتمال اخراجش از تهران به علت سفر پرز به باکو ابراز بی اطلاعی کرده است.
حزب "سبز" كه يكي از احزاب فعال ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) است. انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایران را دموکراتیک، شفاف و عادلانه دانست.
مائیس گل علی اف رئیس حزب "سبز " در کنفرانس مطبوعاتی خود گفـت: انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران، میتواند نمونه ای برای کشورهای دیگر منطقه باشد. محیط قبل از انتخاباتی ایران و برگزاری آن بطور دموکراتيك بوده است و مردم بطور آزادانه در این انتخابات شرکت کرده اند. رسانه های مستقل جهان نیز این انتخابات را آزادانه و دموکراتیک خوانده اند.
مائیس گل علی اف افزود: بعضی از کشورهای خارجی علاقه مند نقض ثبات داخلی ایران هستند. برخی از رسانه های غربی پس از انتخابات با تشدید اختلافات موجود جهت رويارويي ميان جناحهاي سياسي موجود در ایران و بسترسازي براي اغتشاش و آشوب سعی کردند.
وی اضافه کرد: ما مخالفان و اغتشاشگران را به خودداری از خشونت دعوت میکنیم. هیچ کشوری نباید در امور داخلی ایران مداخله کند و همه باید نسبت به انتخاب مردم ایران احترام بگذارند.
حزب "سبز " در سال 1386 تاسیس یافته و به ثبت رسمی رسیده است.
دیدار وزیر خارجه دولت باکو با همتای ارمنی خود
آراز عظیم اف نماینده رئیس جمهوری و معاون وزیر خارجه باكو در جمع خبرنگاران گفت: دیدار بعدی المار محمدیاراف وزير خارجه دولت باكو با همتاي ارمنستاني خود در پاریس برگزار خواهد شد.
اين ديدار پس از ديدار و گفتگوي الهامعلياف با همتاي ارمني خود صورت ميگيرد و انتظار ميرود وزيران خارجه باكو و ايروان در اين ملاقات، مواردي را كه بين سركيسيان وعلياف مطرح شده مورد بررسي بيشتر قرار دهند. گفتني است ملاقاتهاي متوالي بين مقامات باكو با همتايان ارمني خود در حالي صورت ميگيرد كه مقامات باكو از روابط ميان تركيه وايران با ارمنستان و ديدارهاي مقامات اين كشورها با مقامات ارمنستان ابراز ناراحتي ميكنند!
محفل مشترك ريشسفيدان و روشنفكران باكو و ايروان!
« اتحاديه روشنفکران جمهوري آذربایجان (ايران شمالي)» كه يك تشكل طرفدار دولت حاكم است، جهت مشارکت مردمی در مسئله تنظیم مناقشه قره باغ کوهستانی در مورد تاسیس کمیسیون مشترکی متشکل از روشنفکران و ریش سفیدان جمهوري آذربایجان (ايران شمالي) و ارمنستان پیشنهادهایی را ارائه کرد.
الدنیز قلی اف رئیس اتحاديه روشنفکران ايران شمالي در مصاحبه با خبرگزاری "ترند نیوز" در این مورد گفت: مسئله اساسی تلاشهای قاطع طرفین جهت حل این مناقشه است. علاوه بر روشنفکران، سایر مردم میهن دوست هم میتوانند در حل این مناقشه شرکت کنند.
در سال 1386 با پیشنهاد پولاد بلبل اوغلو و آرمن سمباتیان (سفيران باكو و ايروان در روسیه)، گروهی متشکل از روشنفکران ايران شمالي (جمهوري آذربایجان) و ارمنستان به خانکندی (مرکز قره باغ کوهستانی)، باکو و ایروان سفر کردند.
روشنفكران باكو در سفر به قرهباغ با رييس جمهور دولت استقلالطلب قرهباغ نيز ديدار كردند.
گفتنی است، اتحاديه روشنفکران در سال 1382 تأسیس و در سال 1386 با عنوان اتحادیه روشنفکران توسط وزارت دادگستری در باكو به ثبت رسیده است. هدف از تاسیس این سازمان دفاع از حقوق روشنفکران ايران شمالي و دستیابی به آشتی میان جناح مخالف و جناح حاکم کشور اعلام شده است.
· خبرهاي 288 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رییس سازمان اطلاعات: قبل از انتخابات دربارة «ابطال انتخابات» تصميم گرفته بودند!
از سال گذشته تعدادي از افراد خاص و افراطي با توجه به عدم اقبال مردم به آنان به دنبال آن شدند که به هر نحو ممکن و تحت هر شرايطي حاکميت را به تصاحب خود درآورده و در راستاي قدرت طلبي و مقاصد منفعت طلبانه خود و بيگانگان گام بردارند.
برهمين اساس از يک سال پيش از انتخابات شروع به برنامه ريزي و اقداماتي را طراحي کردند و به بيگانگان نيز سيگنال هايي ارسال داشتند. آنان از همان زمان اقدام به نزديکي به افراد خاص و نفوذ در ميان آنها نمودند تا به اهداف پليد خود برسند و از ابتدا با زمينه سازي و طرح مباحث شبهه انگيز نسبت به انتخابات را در دستور کار خود قرار دادند و از جمله تصميماتي که از قبل اتخاذ نموده بودند موضوع تصميم به ابطال انتخابات در صورت عدم پيروزي بود و در اين زمينه موضوع "تقلب" و ايجاد کميته به اصطلاح صيانت از آرا با سازماندهي گسترده و امکان تغيير کاربري براي اردوکشي خياباني، به طور خاص به عنوان محورهاي اصلي اين طرح، از طريق يک ستاد خاص به اجرا گذاشتند، علاوه بر اينکه موضوع ابطال انتخابات از ماه هاي قبل نيز به ويژه توسط يکي از گروه هاي غيرقانوني مطرح شد.
رييس سازمان اطلاعات تصريح کرد: سازمان اردوکشي به خيابانها با پوشش "سازمان راي" با کارکرد دو وجهي قبل از انتخابات به وجود آمد و براي آمادگي روحي آنان کارهاي ويژه اي صورت گرفته بود، حتي آن ستاد انتخاباتي از شب قبل از انتخابات، تبديل به ستاد عملياتي در جهت هدايت سازمان اردوکشي به خيابانها شده بودند.
وي در اين باره که طبق يک نظرسنجي پيروز انتخابات يکي از کانديداها بوده است و وي قبل از شروع به شمارش آرا بلافاصله پس از پايان راي گيري طي مصاحبه با رسانه هاي خارجي و داخلي پيروزي قطعي خود را اعلام کرد و گفت: طبق اطلاعات موجود، نظرسنجي هاي ساختگي توسط آن ستاد خاص (که به زودي اسامي تهيه کنندگان و ابعاد آن به اطلاع مردم عزيز خواهد رسيد) به طور کاملا هدفمند و براي گمراه سازي، تهيه و توليد و در ميان اعضاي خود و هواداران منتشر شد تا انگيزه لازم را براي اجراي اقدامات برنامه ريزي شده خود در بعد از انتخابات به وجود آورده باشند.
اين در حالي بود که اين گونه نظرسازي ها موجب اختلافات داخلي ميان برخي اعضاي اصلي آن ستاد نيز شده بود چراکه اينگونه اقدامات را موجب دور شدن از واقعيات و ايجاد برخي توهمات و نهايتا به خطا رفتن مي دانستند.
اين مقام مسوول خاطرنشان کرد: قبل از انتخابات نيز مساله اتهام زني و تخريب و تعرض به کانديداهاي رقيب با طراحي و توليد اقلام تبليغاتي و CD ها در آن ستاد خاص انجام شد و چند روز قبل از برگزاري انتخابات و به صورت گسترده به پخش آن مبادرت نمودند که مستندات آن متعاقبا ارائه خواهد شد.
رييس سازمان اطلاعات استان تهران همچنين ضمن تاکيد بر لزوم حفظ هوشياري مردم آگاه و هميشه در صحنه در مقابل توطئه بيگانگان اظهار داشت: سرويس هاي اطلاعاتي از طريق برخي از خبرنگاران خارجي و عناصر مرتبط و نيز با اسامي و گذرنامه هاي مختلف از ماه ها قبل از انتخابات ضمن تردد به کشور شبکه هايي از رابطين خبري را به وجود آورده بودند تا در زمان انتخابات وارد عمل شده و با انعکاس غيرواقعي اخبار، صحنه انتخابات ايران را دچار ابهام و انحراف نمايند. همچنين پس از انتخابات با بزرگنمايي رويدادها به جهت دهي در راستاي منافع بيگانگان، در تخريب چهره خارجي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران خوراک لازم براي تغذيه شبکه هاي خبري بيگانه غربي و بخصوص انگليسي را فراهم نمودند.
وي در پايان وعده داد، به زودي اطلاعات و اخبار بيشتري از توطئه هاي پنهان برخي عناصر وابسته و يا مغرض و فتنه گر در جريانات اخير به اطلاع ملت شريف و آزاده ايران خواهد رسيد.
توزيع عادلانة ثروت كشور ميان شهرها و روستاها
نماينده مردم اردبيل ، نير و نمين در مجلس شوراي اسلامي گفت: امکانات و ثروت موجود کشور به صورت عادلانه توزيع مي شود و دولت و مجلس هشتم در اين راستا همقدم و هم صدا هستند.
به گزارش خبرنگار ايرنا ، قاسم محمدي در ديدار با اهالي بخش کوراييم شهرستان نير ، در مسجد جامع اين شهر افزود: امروز روستاها به عنوان کانون توليد مورد توجه جدي دولت و مجلس است و از اين به بعد ، به روستاها نيز همسو با شهرها خدمات ارايه خواهد شد.
وي بيان کرد: گازرساني به شهر کوراييم و روستاهاي سردسير اين منطقه و تلاش براي درک و حل مشکلات اهالي اين منطقه به خصوص احداث راه ارتباطي شهر کوراييم و روستاهاي تابعه حاکي از آن است که مناطق محروم استان در مسير رشد و توسعه قرار گرفته است.
عضو کميسيون کشاورزي ، آب و منابع طبيعي مجلس هشتم اظهار داشت: تصويب نظام جامع دامپروري ، اصلاح نظام دامپزشکي ، تصويب بيمه همگاني کشاورزي ، افزايش سرمايه بانک کشاورزي و تغيير مديريت آن از وزارت امور اقتصادي و دارايي به وزارت جهاد سازندگي از جمله تلاشهاي کميسيون کشاورزي مجلس هشتم در راستاي توجه به کشاورزان و روستاييان بوده است.
وي با تاکيد بر ضرورت استفاده روستاييان از خدمات بيمه محصولات کشاورزي گفت: هر چند تعرفه بيمه براي همه کشاورزان قابل پرداخت نيست ، اما بايد با قبول تعهدات و تعرفه هاي بيمه همگاني کشاورزي ، آنها فرهنگ مراقبت از کار و امکانات خود را به وجود بياورند.
محمدي با ابراز اميدواري نسبت به گازرساني به روستاهاي بخش کوراييم شهرستان نير افزود: مديران ما بايد به فکر افزايش درآمد روستاييان و کشاورزان باشند تا از مهاجرتهاي بي رويه به شهرها جلوگيري شود.
وي کمبود نقدينگي را مهمترين مشکل بخش کشاورزي دانست و گفت: در کميسيون کشاورزي مجلس هشتم ، همه برنامه ريزي ها به منظور تزريق سرمايه به بخش کشاورزي انجام مي شود و ما معتقديم که اگر منابع مالي کافي در اختيار کشاورزان قرار نگيرد ، توليد در اين عرصه به راحتي ممکن نخواهد بود.
وي کشاورزي کشور را مبتني بر روشهاي سنتي توليد ارزيابي کرد و خواستار به کار گيري علمي و عملي از تخصص هاي مرتبط با کشاورزي شد و اظهار داشت: با توجه به ضرورت اصلاح روشهاي توليد ، مصرف و ذخيره سازي مواد غذايي به علت افزايش جمعيت و نياز روز افزون جامعه ما به توليدات کشاورزي ، راهي جز توليد علمي محصولات کشاورزي نداريم
اساس پيدايش «مجمع روحانيون مبارز» تقلبي فاحش بود
عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز با تاكيد بر اينكه به غير از چند نفر انگشت شمار در مجمع روحانيون مبارز بقيه اين طيف جدا شده در زمانهاي مبارزه با رژيم شاه نه روحاني و نه مبارز بودند، افزود: پيدايش مجمع روحانيون مبارز تقلب فاحشي بود كه از ابتدا اين نفاق و دوگانگي و همراهي با چپگراها در آن متبلور بود
حجتالاسلام والمسلمين جعفر شجوني عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز و از مبارزان زمان طاغوت، در گفتگو با خبرگزاري فارس با اشاره به بيانيه افراطي تشكل موسوم به «مجمع روحانيون مبارز» در خصوص انتخابات رياست جمهوري دهم، گفت: بار كج اين آقايان به منزل نميرسد و از روز اول روحانيت مبارز با رهبري آيتالله مهدوي كني يكپارچه در خدمت امام و انقلاب بودند.
وي با بيان اينكه عدهاي از روحانيون كه سخت علاقه به رياست و خودنمايي داشتند، با فشار آوردن به مرحوم سيد احمد خميني و با دروغپردازي از روحانيت مبارز انشعاب كردند، گفت: آنان اين انشعاب را خواسته امام دانستند و حال آنكه امام سخت با اين انشعاب مخالف بود.
شجوني با اشاره به اينكه امام خطاب به آنان فرمودند كه به شرط اينكه پرخاش نكنيد ميتوانيد انشعاب داشته باشيد، گفت: متاسفانه اينها نصيحت امام را نپذيرفتند و پرخاش كردند و پس از انشعاب از روحانيت مبارز كه سالها در زندانهاي رژيم منحوس پهلوي گرفتار بودند روحانيت را متهم به اسلام آمريكايي كردند.
وي ادامه داد: منشعبين از جامعه روحانيت افرادي مانند شهيد بهشتي، مهدوي كني، امامي كاشاني و محمدعلي يزدي را محكوم به داشتن تفكر اسلام آمريكايي كردند كه در مقالات آنان نيز موجود است و حتي اين تندخويي و اتهام نيز از زبان سركردگان سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي شنيده شده است.
عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز با تاكيد بر اينكه به غير از چند نفر انگشت شمار در مجمع روحانيون مبارز بقيه اين طيف جدا شده در زمانهاي مبارزه با رژيم شاه نه روحاني، نه مبارز و نه در تهران بودند، افزود: پيدايش اين گروه تقلب فاحشي بود كه از ابتدا اين نفاق و دوگانگي و همراهي با چپگراها با آن متبلور بود.
حجتالاسلام شجوني با بيان اينكه يكايك جملات بيانيه افراطي و غيرمنطقي مجمع روحانيون مبارز جواب دارد، افزود: اين كلي گويي و اهانت به نظام جمهوري اسلامي نشان از كينه و جاهطلبي آنها است و اين عده از مردم سخن ميگويند حال آنكه مردم 7 سال است كه به آنها نه گفتهاند.
وي با اشاره به اينكه مجمع روحانيون مبارز اخيراً در اين انتخابات خواستند با هجوم، پيشگويي، تردستي، تهمت تقلب و دستكاري در آراء پيشاپيش براي جبران شكست خود جريان سازي كنند، افزود: عده زيادي از اينها واقفي مذهب هستند. چون در زمان امام اين عده عقايدي به امام داشتند و صحبت از ولايت فقيه ميكردند و در حال حاضر در مقابل ولايت فقيه و افكار پاك رهبري و مخصوصاً خطابه فصلالخطاب ايشان در نماز جمعه موضع گرفتند.
عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز تصريح كرد: به اين عده نصيحت ميكنم كه به ولايت فقيه و نصايح ايشان گردن نهند تا آبروي از دست داده خود را بازپس گيرند
شايان ذكر است تشكل «مجمع روحانيون مبارز» در سايت خود اسامي اعضاي اين مجمع را به شرح ذيل اعلام كرده که در میان این اسامي نام هیچ یک از روحانیون آذربایجان وجود ندارد:
علياكبر اشتياني، سيدمحمد علي ابطحي، سيدمهدي امام جماراني، مجيد انصاري، محمدعلي انصاري، سيدمحمد بجنوردي، اسدالله بيات، سيدمحمد خاتمي، محمدعلي خسروي، سيدتقي درچهاي، محمد علي رحماني، سيدمحمد رضوي، محمد علي صدوقي، فاضل فردوسي، اسدالله كيان ارثي، سيدعلي محتشميپور،محمد مقدم، سيدسراجالدين موسوي، سيد محمد موسوي خوئينيها، سيد عبدلواحد موسوي لاري، محمد علي نظامزاده، سيدمجتبي نور مفيدي، عيسي ولايي، سيد محمد هاشمي
مقبره شمس تبریزی در خوی توسعه مییابد
فرماندار خوی گفت: مقبره شمس تبریزی عارف نامی ایران زمین سال جاری در خوی توسعه می یابد.
ابراهیم محمد لو در گفتگو با خبرنگار مهر اعتبارات اجرای طرح توسعه مقبره شمس تبریزی را در سال جاری 20 میلیارد ریال اعلام کرد و افزود : تاکنون برای توسعه این طرح نزدیک به 12 میلیاردریال دیگر نیز هزینه شده است.
وی ادامه داد: برای اجرای طرح توسعه این مقبره هشت باب منزل مسکونی در اطراف این مقبره خریداری شده که با آزادسازی این واحدها مجموع مساحت مقبره شمس تبریزی با 90 درصد افزایش از دو هزار و 400 متر مربع فعلی به چهار هزار و 600 متر مربع خواهد رسید.
محمدلو خاطرنشان کرد: به زودی با آزادسازی واحدهای مسکونی خریداری شده عملیات احداث بارگاه و قسمتهای متنوع فرهنگی مربوط به این مقبره آغاز خواهد شد.
وی تلاش برای توسعه و گسترش این آرامگاه را بسیار مهم و ضروری ارزیابی کرد و افزود: با توسعه محل این آرامگاه که هم اکنون تبدیل به مکانی برای پویندگان راه حق و حقیقت و علاقمندان به حضرت شمس تبریزی شده است، می توان این شخصیت معنوی را به کل جهان معرفی و شاهد حضور گردشگران داخلی و خارجی در این شهرستان شد.
فرماندار خوی همچنین از افزایش 43 درصدی تعداد بازدید کنندگان از این مقبره خبر داد و گفت: از ابتدای سال جاری تاکنون بیش از 88 هزار نفر گردشگر از این مقبره بازدید کرده اند که یکهزار و 57 نفر آنها از کشورهای ژاپن، استرالیا، ترکیه و سوئد بوده اند.
محمدلو وجود معنوی شمس تبریزی در شهرستان خوی را فرصتی برای توسعه و پیشرفت این شهرستان عنوان و خاطر نشان کرد: ارائه مقالات مختلف از دانشمندان و اساتید برجسته کشور در کنگره بین المللی شمس این حقیقت مسلم را روشن ساخت که شهرستان خوی، آرامگاه حضرت شمس تبریزی را در خود جای داده است.
شمس الدین محمد پسر علی پسر ملک داد تبریزی از عارفان مشهور قرن هفتم هجری است که مولانا جلال الدین بلخی مجذوب او شده و بیشتر غزلیات خود را به نام وی سروده است.
مزار شمس تبریز در نزدیکی یکی از بقاع متبرک شهرستان خوی قرار دارد که پاییز سال 1376 پس از کاوشهای باستانشناسی و بازسازی رونمایی شد
نمايندة مجلس : انتقادكنندگان به انتخابات بارها از همين مسير انتخاب شدهاند
نماينده مردم تبريز در مجلس با اشاره به اينكه شبكههاي بيگانه از اين موضوعات داخل كشور سوء استفاده ميكنند، گفت: همه افرادي كه به عنوان رئيسجمهور در ايران انتخاب شدهاند از همين مسير انتخابات به پيروزي رسيدهاند، اما در حال حاضر آنها از اين انتخابات انتقاد ميكنند.
محمد حسين فرهنگي نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي انتخابات اخير را بينظير دانست و گفت: اين انتخابات اخير به دليل حضور پرشكوه مردم و بالا بودن راي رئيسجمهور منتخب باعث سربلندي نظام شده است.
وي با بيان اينكه اين انتخابات با آرامش و در ابعاد گوناگون برگزار شده است، تصريح كرد: اين انتخابات فرصت فوقالعاده ارزشمندي به دولت و ملت قرار داده است چراكه ميتواند دستاوردهاي گوناگوني داشته است.
نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي در ادامه در مورد اينكه برخيها ميخواهند جلوه انتخابات را با موضوعات مختلف ضايع كنند، افزود: برخي از افراد كه خيرخواه ملت نيستند بسترهاي خاصي را در كشور ايجاد ميكنند كه مورد بهرهبرداري افراد بيگانه قرار گرفته است كه در نتيجه رويدادهاي غيرقابل توجيه در كشور رخ ميدهد.
فرهنگي با اشاره به اينكه شبكههاي بيگانه از موضوعات داخل كشور سوء استفاده ميكنند، اظهار داشت: همه افرادي كه به عنوان رئيس جمهور در ايران انتخاب شدهاند از مسير همين انتخابات به پيروزي رسيدهاند اما در حال حاضر آنها از اين انتخابات انتقاد ميكنند.
وي با بيان اينكه راه قانون هميشه باز است، اظهار داشت: تمام مشكلات قانوني را ميتوان از راه قانوني پيگير شد و راه قانوني بهترين راه در برابر تخلفات است.
نماينده مردم تبريز در مجلس با اشاره به اينكه بيانيههاي ميرحسين موسوي قابل توجيه نيست، تصريح كرد: ميرحسين موسوي مدعي آن است كه در اين انتخابات تقلب شده است، اما مگر اين انتخابات با انتخابات گذشته چه تفاوتي دارد؟ انتخابات يك سير قانوني را طي ميكند و امكان اينكه تقلب صورت بگيرد نيست، چراكه تعداد ته برگها و اثر انگشتها در صندوقها موجود است و وزارت كشور و شوراي نگهبان ميتواند تمام مشكلات از سوي كانديداها را بررسي كند
اعترافات شگفتانگيز يك تروريست
عبدالحميد ريگي" برادر سرکرده گروهک تروريستي ريگي (جندالشيطان) گفت: همسرم را با شكليك گلولهاي بر پيشانياش كشتم.
وي روز پنجشنبه گذشته در جمع علما،معتمدان، ريش سفيدان و مردم شهرستانهاي ايرانشهر، سرباز، نيکشهر و چابهار در محل سالن ارشاد ايرانشهر افزود: عبدالمالک در چندين نشست با نيروهاي آمريکايي در پاکستان درباره مسايل مختلف گفت و گو داشته است.
او ادامه داد: در يکي از اين نشستها که من نيز حضور داشتم وي به مدت سه ساعت در زمينه چگونگي کمک آمريکا به منظور جذب و آموزش نيرو، نفوذ در جمهوري اسلامي و ايجاد تفرقه بين شيعه و سني با عوامل آمريکايي بحث و گفت و گو کرد.
وي اظهار داشت: در اين نشست آمريکاييها 100 هزار دلار به برادرم دادند و وي نيز از آنان خواستار امکانات ماهواره اي و رايانه شد که آمريکاييها در پاسخ به خواسته مالک گفتند که "شما هرچه بخواهيد در اختيارتان قرار مي دهيم، اما آيا مردم از شما حمايت مي کنند؟"
که برادرم نيز در جواب گفت: تمام مردم ما را حمايت مي کنند.
عبدالحميد ريگي ادامه داد: برخي جوانان ناآگاه در منطقه فريب وعده ها و سخنان تحريک آميز مالک را خورده اند و گرفتار گروهک شده اند زيرا سرکرده اين گروهک به نام اسلام و اعلام جهاد، جوانان را گمراه مي کند.
وي افزود: مالک به دروغ به نقل از علماي اهل سنت مدعي مي شود که مفتيها و علماي ما معتقدند، بايد جهاد را در منطقه خودمان انجام دهيم.
اوي ادامه داد: ما فريب سخنان مالک را مي خورديم و مبادرت به ريختن خون و کشتن مردم مي کرديم.
برادر سرکرده گروهک تروريستي ريگي اظهار داشت: نيازهاي مالي خود را نيز از گروگان گيري، قاچاق مواد مخدر، سرقت مسلحانه و کمکهاي آمريکا تامين مي کرديم.
وي بيان کرد: در قتل برادر همسرم دخالتي نداشتم، بلکه عبدالمالک به دليل اينکه همسرم و برادرش شيعه بودند به من گفت؛ فکر مي کنم برادر همسرت با سازمانهاي اطلاعاتي ايران در ارتباط است و بايد کشته شود.
او افزود: از آنجا که برادر همسرم هيچگاه در اينگونه مسايل دخالت نمي کرد ادعاي مالک را رد کردم، اما در نهايت عبدالمالک با خنجر گردن او را بريد و فيلم تهيه شده آن را به شبکه العربيه ارسال کرد و پخش شد.
وي بيان کرد: پس از آنکه همسرم از موضوع قتل برادرش مطلع شد، با مراجعه به منزل عبدالمالک با وي سرو صدا و دعوا کرده بود. چند روز بعد عبدالمالک خطاب به من گفت؛ به همسرت شک داريم و شنيده ام که وي با سازمانهاي اطلاعاتي ايران ارتباط دارد و بايد کشته شود.
عبدالحميد ريگي گفت: با وجودي که مي دانستم همسرم هيچ ارتباطي ندارد و از منزل خارج نمي شود و وسيله ارتباطي نظير تلفن نيز نداشت، به ناچار دستور قتل وي را اجرا كردم و يک شب در حالي که خوابيده بود، با شليك گلولهاي بر پيشانياش او را کشتم.
وي افزود: اگر ما جوانان گرفتار اينگونه دسيسه ها مي شويم، يك دليلش کوتاهي برخي علما در زمينه روشنگري و آگاهي دادن براي مقابله با توطئه ها است. علما بايد جوانان را نسبت به اين گونه دسيسه ها و حرکات هوشيار و آگاه کنند.
او همچنين ماجراي حادثه تاسوکي و شهادت 23 نفر از هموطنان، گروگانگيري نوبنديان و عمليات دارزين کرمان را تشريح کرد.
در عمليات دارزين کرمان که به سرکردگي عبدالحميد ريگي در فروردين سال 85 انجام شد 12 نفر از مسافران بيگناه شهيد و تعدادي خودرو به آتش کشيده شد.
يکي ديگر از افراد تحت امر سرکرده گروهک تروريستي ريگي به نام "عابد گهرامزهي" نيز در جمع علما و معتمدان و ريش سفيدان اهل سنت گفت: من با عبدالمالک در پاکستان ملاقات کردم.
وي افزود: عبدالمالک گفت که هر چه سلاح و امکانات بخواهيد در اختيارتان قرار مي دهم و شما نيز بايد پاسگاهها را در ايران خلع سلاح کنيد و شيعيان را بکشيد.
او در ادامه گفته هايش، جنايتهاي متعددي را که در منطقه سرباز و ساير مناطق انجام داده بود تشريح کرد.
گفت و گوي رودروي "عبدالحميد ريگي و عابد گهرامزهي" با علما، معتمدان، ريش سفيدان و جوانان شهرستانهاي ايرانشهر، سرباز، نيکشهر و چابهار تاثير زيادي بر حاضران گذاشت.
تشريح جنايتهاي آنان موجب تاسف حاضران از اين همه جنايت شد، بطوري که بارها شعار "لعنت خدا بر عبدالمالک و گروهش" سر دادند.
زماني که "عبدالحميد" ماجراي قتل همسرش را تشريح کرد، مردم گفتند: "لعنت بر تو".
علماي شيعه و سني و ديگر حاضران اين نشست اعلام کردند؛ کساني که به نام اسلام دست به اينگونه جنايتهاي ضدانساني مي زنند، انسان نيستند.
عبدالحميد ريگي برادر سرکرده گروهک تروريستي چندي پيش نيز در جلسه دادگاه ضمن تشريح جناياتي که انجام داده گفت: ما هيچ اختياري از خود نداشتيم و تحت تاثير القائات عبدالمالک دست به جنايت مي زديم.
تشكر 193 نماينده مجلس از تلاش پليس و بسيج
193 نماينده مجلس در بيانيهاي از نيروهاي انتظامي، امنيتي و بسيج به خاطر برقراري امنيت و آرامش اعلام حمايت و تشكر كردند.
بيانيه نمايندگان مجلس در حمايت از نيروهاي انتظامي امنيتي و بسيج در برقراري آرامش و امنيت كه در جلسه علني امروز كه در جلسه علني مجلس قرائت شد، به شرح زير است:
حضور پرشور و حداكثري مردم انقلابي در انتخابات 22 خرداد، حماسهاي تاريخي است كه در پشت ابرهاي دخالت بيگانگان، بدخواهان و كجفهمان باقي نمانده و روزبه روز واقعيت آن روشنتر خواهد شد.
ما نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در راستاي تدابير مقام معظم رهبري ( مدظلهالعالي) همگان را به تمكين قانون و پذيرش سازوكارهاي قانوني دعوت و از سردمداران ميخواهيم از هر گونه اقدام خلاف قانون كه موجب ناآرامي و هتكحرمت شهروندان و منافع ملي ميگردد پرهيز نمايند.
آرامش فراهم شده در رزوهاي اخير در خيابانها و فضاي شهر تهران، ناشي از مديريت مقتدارانه نيرويهاي امنيتي و انتظامي در كنترل عوامل اغتشاشگران است.
اين نمايندگان در پايان بيانيههاي خود اعلام داشتند: لازم ميدانيم از زحمات طاقتفرساي همه عزيزاني كه با درايت، هوشياري، صبر و حوسله و تحمل رنجها آرامش را بازگرداندهاند تقدير نموده و حمايت و پشتيباني قاطع خود را از آحاد نيرويهاي انتظامي، امنيتي، بسيجي و مردمي اعلام نمائيم.
مقام سابق آمريكايي فاش كرد:
توطئه عليه انقلاب ايران با دلارهاي آمريكايي
يك سياستمدار اسبق آمريكايي با اشاره به برنامهريزيهاي آمريكا براي بهرهگيري از تنشهاي بوجود آمده در ايران، خطاب به مدعيان تقلب در انتخابات ايران گفت: آيا شما باور ميكنيد كه مردم ايران به كسي راي داده باشند كه ايران را به كشوري تبديل كند كه تحت نفوذ آمريكا باشد؟
به گزارش فارس، به نقل از پايگاه اينترنتي "كامن دريمز "، پل كريگ رابرتز، سياستمدار سابق آمريكايي اخيرا با انتشار گزارشي تحليلي به افشاي نقش دولت آمريكا در طراحي آشوبهاي پس از انتخابات در ايران پرداخته كه اين گزارش مورد توجه وسيع نشريات انتقادي آمريكا قرار گرفتهاست.
رابرتز با بيان اين مطلب كه خاطره تلخ دخالتهاي پيشين آمريكا در تجربههاي دموكراتيك ايرانيان، هنوز در ذهن اين ملت باقي مانده است؛ اين پرسشها را مطرح كرد كه " رسانههاي آمريكايي به چه ميزان به انتخابات كشورهايي مثل ژاپن، هند، آرژانتين و يا ديگر كشورها توجه نشان ميدهند؟ " و يا "چه تعداد از مردم آمريكا و يا خبرنگاران آمريكايي ميدانند كه چه كسي در راس كشورهايي مثل انگلستان، فرانسه و يا آلمان است؟ چه كسي ميتواند اسم رهبران سياسي سويس، هلند، برزيل، ژاپن و يا حتي چين را نام ببرد؟ "
اين در حالي است كه هماكنون بسياري از آمريكاييان ميدانند كه رييسجمهور كنوني ايران، محمود احمدينژاد است و اين آگاهي به اين خاطر است كه رسانههاي آمريكايي هر روز اقدام به ايجاد هجمه تبليغاتي عليه احمدينژاد ميكنند و وي را خطرناك معرفي ميكنند.
رابرتز سپس با اشاره به توافق تمامي مسئولين جمهوري اسلامي ايران در جلوگيري از نفوذ آمريكا ميافزايد: بد جلوه دادن احمدينژاد در رسانههاي آمريكايي، نشاندهنده ناداني ايالات متحده آمريكا است. زيرا رييسجمهور ايران تنها تصميم گيرنده اين كشور نيست و هيچ يك از رهبران سياسي ايران نميخواهند كه انقلاب ايران توسط پولهاي آمريكايي و در پوشش انقلابهاي رنگين مورد آسيب قرار گيرد.
اين ديپلمات سابق آمريكايي سپس به سوابق سياه آمريكا در سركوب نهضتهاي مردمي ايرانيان اشاره كرده و تصريح ميكند: ايرانيان تجربه بسيار تلخي از دولت ايالات متحده دارند؛ اولين انتخابات دموكراتيك آنها كه پس از خروج كشورشان از اشغال و وضعيت تجزيه در دهه 1950 ميلادي برگزار شد، توسط دولت آمريكا محكوم به شكست شد؛ در حقيقت آمريكا به جاي نمايندگان انتخاب شده توسط مردم يك ديكتاتور را به قدرت رساند كه مخالفيني را كه خواستار استقلال ايران و بركناري حاكمان دست نشانده آمريكا از قدرت بودند شكنجه ميكرد و به قتل ميرساند.
در ادامه اين مقاله آمده: "آمريكاي ابرقدرت "، هيچ گاه رهبران اسلامي ايران را به دليل انقلاب اين كشور نميبخشد! زيرا اين انقلاب موجب اخراج دولتي شد كه در واقع دست نشانده و تحت نفوذ آمريكا بود. از سوي ديگر دانشجويان ايراني پس از انقلاب كاركنان سفارت آمريكا را كه بعدها " لانه جاسوسي " نام گرفت گروگان گرفتند و با به هم چسباندن اسناد خرد شده، مشاركت آمريكا در انهدام دموكراسي ايران را اثبات كردند.
اين مقاله سپس با اشاره به دخالتهاي بي مورد آمريكا در انتخابات رياستجمهوري اخير ايران مينويسد: رسانههاي تحت كنترل دولت آمريكا كه ميتوان آنها را وزارت تبليغات و پروپاگانداي آمريكا ناميد، به انتخاب مجدد محمود احمدينژاد واكنش نشان داده و با پخش بدون وقفه گزارشها از اعتراضات داخلي ايران كوشيد تا بروز تقلب در انتخابات ايران را به جهانيان القا كند.
اما رسانههاي آمريكايي در حالي ميكوشند انتخابات ايران را بدون هيچ دليل و مدركي بياعتبار معرفي كنند كه تنها واكنش اين رسانهها به تقلبات مستندي كه در جريان اولين دور انتخاب جورج بوش به رياستجمهوري آمريكا وجود داشت، رد اين مطلب بود.
اين سياستمدار سابق آمريكايي در ادامه گزارش خود خاطرنشان ميسازد: سران كشورهاي وابستهاي همچون بريتانياي كبير و آلمان نيز به خط عمليات تبليغات رواني آمريكا وارد شدهاند. بطوريكه ديويد ميليبند، وزير خارجه بدنام انگلستان در ديدار وزراي اتحاديه اروپا در لوكزامبورگ، نسبت به صحت پيروزي احمدينژاد ابراز ترديد كرد.
رابرتز ميافزايد: البته مشخص است كه ميليبند هيچ منبع اطلاعاتي مستقلي ندارد و خيلي ساده دستورالعملهاي واشنگتن را دنبال ميكند، به طوريكه تنها به ادعاي بدون پشتوانه كانديداي شكست خورده انتخابات ايران استناد ميكند؛ كانديدايي كه از سوي آمريكا بر احمدينژاد ترجيح داده ميشد.
رابرتز سپس با اشاره به برخي اظهارات افراطي برخي گروههاي تندروي آمريكايي كه انتخابات ايران را كودتا ناميده بودند، اين سوال را مطرح كرد كه منبع اطلاعاتي رسانههاي آمريكايي و دولتهاي وابسته به آمريكا چيست؟ اين ديپلمات سابق آمريكايي در پاسخ به اين سوال ميگويد: اين منبع چيزي نيست جز اظهارات كانديداي شكست خورده ايران كه آمريكا نيز ترجيح ميداد وي پيروز انتخابات ايران باشد.
اين در حالي است كه نتايج منتشر شده از نظرسنجي مستقل صورت گرفته توسط " مركز غيرانتفاعي نظرسنجي عمومي " و موسسه " نيو امريكن فادنيشن "، چند هفته مانده به انتخابات ايران از برتري احمدينژاد خبر داده بود. در بخشي از گزارش اين نظرسنجي آمده: " متخصصان زيادي انتخابات ايران را غيرمعتبر و خدشهدار معرفي ميكنند، اما اين در حالي است كه نظرسنجي عمومي ما، سه هفته قبل از برگزاري انتخابات نشان داد كه احمدينژاد با در اختيار داشتن بيش از نيمي از آرا، از رقباي خود پيشي ميگيرد.
نويسنده مقاله سپس با اشاره به كمكهاي آمريكا به اغتشاشگران در ايران مينويسد: گزارشهاي زيادي وجود دارد كه از برنامه دولت آمريكا براي بيثباتسازي ايران خبر ميدهند. گزارشهايي وجود دارد كه حاكي از كمك مالي دولت آمريكا به بمبگذاري و كشتار در داخل ايران است.
طبق يكي از اين گزارشها، ژنرال " ميرزا اسلم بيگ "، رييس سابق ارتش پاكستان طي گفتگوي راديويي اعلام كرد: اسناد بي چون و چرايي وجود دارد كه از دخالت آمريكا در قضاياي انتخابات ايران دلالت دارد. اين " اسناد ثابت ميكند كه سازمان سيا، 400 ميليون دلار در داخل ايران به منظور بروز يك انقلاب مخملي پس از برگزاري انتخابات، هزينه كرده است. "
اين ديپلمات سابق آمريكايي سپس با اشاره به برخي سوابق پيشين آمريكا در پيروزي انقلابهاي مخملي در كشورهايي همچون گرجستان و اوكراين مينويسد: قطعا چنين احتمالي نيز مطرح است كه كانديداي شكست خورده ، يعني ميرحسين موسوي به عنوان اجرا كننده خواستههاي آمريكا خريداري شده و پول دريافت كرده باشد.
اين ديپلمات سابق سپس اين سوال را مطرح ميكند كه: " آيا موسوي، و يا كانديداي آمريكا در انتخابات ايران كه بطور سختي نيز شكست خورده است، توسط واشنگتن انتخاب شده تا نقش يك حكمران دست نشانده آمريكا را در ايران بازي كند؟ "
دستيار سابق وزارت خزانهداري آمريكا ميافزايد: در صورتي كه از نقطه نظر عاقلانه به انتخابات ايران بنگريم، بايد از ايرانيان پرسيد كه اگر كشور شما از سوي آمريكا و رژيم صهيونيستي بطور مداوم تهديد به جنگ و يا حتي حمله هستهاي شود، آيا شما ترجيح ميدهيد كه بهترين مدافع خود را رها كنيد و كسي را انتخاب كنيد كه از سوي آمريكا و اسراييل ترجيح داده شده است؟
وي سپس خطاب به مدعيان تقلب در انتخابات ايران ميگويد: آيا شما باور ميكنيد كه مردم ايران به كسي راي داده باشند كه ايران را به كشوري تبديل كند كه تحت نفوذ آمريكا باشد؟
رابرتز در بخش ديگري از گزارش خود با تاكيد بر تاريخ كهن و فرهنگ غني ايرانيان مينويسد: درصد كمي از جوانان ايراني به دليل برخي لذتجوييهاي شخصي، گرايشات غربي دارند كه اين افراد به راحتي توسط پولهاي آمريكا سازماندهي ميشوند تا با دولت ايران و موازين اسلامي اين نظام به مخالفت بپردازند.
در حقيقت آمريكا از ايرانيان غربگرا براي بياعتبار ساختن انتخابات و دولت ايران بهره ميبرد.
وي با اشاره به اين مطلب كه نتيجه انتخابات ايران موجب سختتر شدن كارهاي اوباما شده است، ميافزايد: من به عنوان كسي كه تمامي قضايا را از داخل دولت آمريكا ميبينم، ميگويم كه باور دارم هدف نهايي آمريكا از بكارگيري رسانههاي وابسته براي مخالف نشان دادن دولت ايران با مردم اين كشور و بياعتبار نشان دادن انتخابات ايران است.
خبر ویژه
دستگيري متخلفين اقتصادي در اردبيل توسط وزارت اطلاعات
در راستاي مبارزه با مفاسد اقتصادي ده نفر از متخلفين اقتصادي كه با استفاده از اسناد صوري و جعلي، تسهيلات بانكي دريافت مي كردند با اقدامات اداره كل اطلاعات استان اردبيل شناسايي و دستگير شدند.
به گزارش روابط عمومي وزارت اطلاعات، متهمين سودجو با استفاده از اسناد صوري و جعلي و با همكاري برخي از كارمندان متخلف بانك صادرات استان، اقدام به دريافت تسهيلات كلان از بانك مذكور مي كردند كه با هماهنگي مرجع قضايي توسط مامورين اداره كل اطلاعات استان اردبيل دستگير شدند.
شايان ذكر است تعدادي از كاركنان اين بانك در تباني با برخي از متقاضيان و بازديد هاي صوري به تائيد پرداخت 120 ميليارد ريال تسيهلات اقدام نموده بودند.
سكوت «جمعي از رزمندگان و فرماندهان دوران دفاع مقدس» بعد از انتخابات!
طي سالهاي اخير افرادي صرفاً در مقاطع انتخاباتي با عنوان «جمعي از رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس» با انتشار عكس و پوستر و ... در تبريز به فعاليت سياسي دست ميزنند، اين افراد كه گفته ميشود اغلب فعاليتهاي اقتصادي دارند، فعاليت علني سياسيشان محدود به انتخاباتهاست. در آستانة انتخابات رياست جمهوري نيز بار ديگر اين افراد زير عنوان « جمعي از رزمندگان و فرماندهان دوران دفاع مقدس» با انتشار پوسترهاي سبز در قطع بزرگ به حمايت از ميرحسين موسوي پرداختند و بعد از انتخابات، عليرغم وقوع حوادث متعدد و اقدامات غيرقانوني موسوي در سكوت فرو رفتند.
كروبي هم شكايت دارد!
مهدي كروبي كه تعدادي آراي وي در انتخابات به يك درصد هم نرسيده و تعداد آراي باطله از تعداد آراي وي بيشتر است، طي بيانيهاي كه يك روز بعد از انتخابات انتشار يافت، اعلام شكايت كرد! اما كروبي در اين بيانيه، به جاي دستگاههاي رسيدگيكننده به شكايتهاي انتخاباتي، اعلام كرده كه : «به پيشگاه ملت شكايت ميبرم» همچنين كروبي اعلام كرده كه: « دست همة رايدهندگان بخصوص زنان، محرومين ... اقليتهاي قومي و مذهبي، دراويش و اهل حق را ميبوسم».
هراس مسوولان عربستان از رؤيت صندوقهاي رأي توسط مردم
از ترس اينكه مبادا مشاهدة صندوقهاي رأي و رأي دادن ايرانيان در مكه و مدينه توسط ساكنان اين شهرها موجب آگاهي مردم شود، مسوولان عربستان سعودي تلاش كردند تا رأي دادن ايرانياني كه براي انجام حج عمره در تاريخ 22 خرداد در مكه و مدينه حضورداشتند، در انظار عمومي صورت نگيرد.
به گزارش ميثاق، مقامات عربستان سعودي ابتدا موافقت كردند كه توسط صندوق سيار از حجاج ايراني در هتلها رأيگيري شود، اما بعداً به خاطر اينكه مشاهدة اين كار توسط اهالي مدينه و مكه ممكن است موجب آگاهي و تحريك اهالي شود، موافقت نخست خود را لغو كرده و با رأيگيري در يك محل (بعثة مقام معظم رهبري) موافقت كردند و زايران ايراني از هتلهاي محل اقامت با اتوبوس عازم بعثه رهبري شدند.
گفتني است دولت عربستان رابطة ديرين و تنگاتنگي با دولتهاي آمريكا و اروپايي دارد، «انتخابات» كه از اركان مردم سالاري و دمكراسي است، در عربستان معني ندارد و خاندان سعودي بر كشور حكومت ميكند. مقامات آمريكايي و برخي كشورهاي اروپايي كه در جريان حوادث بعد از انتخابات حماسي ايرانيان، وقيحانه در پوشش دمكراسي و حقوق بشر در ايران مسايل داخلي دخالت كردند، نه تنها درباره عدم وجود دمكراسي در دولتهاي استبدادي متحد خود (عربستان سعودي، مصر، كشورهاي حاشية خليج فارس و ...) سخن نميگويند، بلكه دولتها و خاندان حاكم بر اين كشورها را مورد حمايت خويش قرار دادهاند؟
ارتباط دانشگاه آزاد و اغتشاش
دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقيقات سهشنبه هفته گذشته براي دامن زدن به اغتشاشات خياباني، يك دستگاه اتوبوس افراد مشكيپوش را براي ايجاد آشوب از اين دانشگاه روانه ميدان ونك (تهران) كرد.
به گزارش فارس، حدود 50 نفر در روز ياد شده از سوي مسئولان دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقيقات (تهران) از طريق يك دستگاه اتوبوس عازم ميدان ونك تهران شدند تا آشوبگران را در ايجاد اخلال در امنيت عمومي همراهي كنند.
بر اساس اين گزارش، اين افراد در ابتدا قرار بود به سمت ميدان وليعصر(عج) حركت كنند كه پس از لغو شدن تجمع حاميان موسوي در اين ميدان، به سمت ميدان ونك حركت كردند.
همچنين چهارشنبه گذشته نيز حدود 400 نفر با تحصن در مقابل دانشكده علوم انساني دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقيقات عليه احمدينژاد رئيس جمهور منتخب مردم شعار دادند.
شايان ذكر است در اغتشاشات اول خرداد 1385 در تبريز نيز اتوبوسهايي اغتشاشگران را از دانشگاه آزاد به مركز شهر حمل كرد!
اخبار ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان )
ديدار الهامعلياف و سركيسيان
در چهارچوب نشست همایش اقتصادی در سنت پترزبورگ الهامعلياف و سركيسيان (رييس جمهور ارمنستان) با هم ديدار و گفتگو كردند. اين ديدار درادامة ديدارهايي است كه تاكنون بارها ميان علياف و سركيسيان براي حل مناقشة قرهباغ برگزار شده است.
سركيسيان پس از ديدار با الهامعلياف در گفتگو با خبرنگاران اعلام كرد كه تلاشهاي مشترك ايروان و باكو براي حل مناقشه ادامه خواهد يافت.
شايان ذكر است تاكنون رؤساي دولتهاي باكو و ايروان ديدارها و مذاكرات متعدد و پيدرپي با هم داشتهاند. چندي پيش يك هيأت اقتصادي دولت باكو نيز به ارمنستان سفر كرد.
در حالي روابط سياسي ارمنستان ودولت باكو در قالب مذاكرات دوجانبه در سطح رياست جمهوري ادامه دارد، برخي رسانهها و مطبوعات باكو همواره به بهانة روابط همسايگي تهران ـ ايروان، عليه ايران تبليغات ميكنند.
یک مسوول دانشگاه در باكو به جرم فروش مدارک جعلی دستگیر شد.
به گزارش وزارت کشورباكو، مامورین ادره کل مبارزه با جنایات وزارت کشور با اجراي عملیاتی شیرمحمد خان محمداف مسئول واحد مطبوعاتی يك دانشگاه باكو را در حال فروش تعدادی از مدارک جعلی دستگیر کرده اند. اين مسوول دانشگاهي مدارك بالا را به مبلغ 7500 دلار به متقاضيان ميفروخت.
شايان ذكر است، فروش مدارك دانشگاهي در دانشگاههاي باكو شيوع يافته و عدةاي از ايران نيز به تهيه اينگونه مدارك صوري كه تحت پوشش تحصيل غيرحضوري و ... صورت ميگيرد، روي آوردهاند.
رئیس دانشگاه دولتی باکو: مسجد "الهیات" بايد تعطيل و يا تخريب شود!
آبل محرم اف نماینده پارلمان و رئیس دانشگاه دولتی باکو در مصاحبه خبرنگاران گفت: مسجد "الهیات" واقع در نزدیکی دانشگاه دولتی باکو جهت تداوم فعالیت خود باید به منطقه ای دور از مرکز شهر انتقال یابد و بدین منظور باید اين مسجد تخريب و يا تعطيل شود.
آبل محرم اف در مصاحبه قبلی خود اعلام کرده بود: فعالیت مسجد در نزدیکی دانشگاه مانع برگزاری دروس در دانشگاه میشود!؟ به همین علت و به خاطر نبودن اسناد لازم جهت فعالیت مسجد، فعالیت آن بطور موقتی متوقف شده است.
شايان ذكر است طي ماههاي گذشته مساجد متعددي در شهرهاي مختلف ايران شمالي از جمله باكو، گنجه و ... تخريب و يا تعطيل شدهاند. تعطيلي و تخريب مساجد در ايران شمالي در حالي صورت ميگيرد كه فعاليت مراكز فساد و فحشا و نيز مراكز تبليغ يهوديت و بهاييت در اين كشور آزاد است.
روشنفکران آذری و ارمنی به قره باغ سفر میکنند
وزارت خارجه دولت باكو مقدمات سفر هیاتهای متشكل از اعضاي تشكلهاي آذري و ارمنی را به قره باغ را فراهم می کند.
المار محمدیاراف وزیر خارجه دولت باكو در جمع خبرنگاران گفت: روی این طرح کار می کنیم .
پولاد بلبل اوغلو و ارمن سمباتیان سفرای باكو و ايروان در مسکو در آینده نزدیک سفرتشكلهاي سياسي و هنري ارمني و آذري را به قره باغ پیش بینی میکنند.
آخرین بار هیاتهای روشنفکران و هنرمندان دو کشور در سال 1386 به ابتکار سفرای دو کشور در روسیه به باكو، ايروان و قره باغ سفر کرده اند. دراين سفرها يك هيأت ارمني به باكو سفر و با الهامعلياف ديدار كرد، همچنين هيأتي از باكو به ارمنستان رفت و با رييسجمهور وقت اين كشور ديدار كرد.
انتخابات ایران ، انتخاباتی آزاد است
در پي پیروزی محمود احمدينژاد در انتخابات رياست جمهوري 22 خرداد ماه ، گروهی خاص برای متشنج کردن اوضاع ایران تلاش میکنند.
روزنامه مساوات نوین چاپ باکو نوشت : ميرحسين موسوي نخست وزير سابق و رقيب اصلي احمدينژاد ، با متهم كردن دولت به ارتكاب تخلف در اين انتخابات، شكست خود در انتخابات را نميپذيرد.
ائلخان مهدياف كارشناس سياسي در پاسخ به اين پرسش كه: « رويدادهاي ايران چه عواقبي ميتواند داشته باشد؟ آيا بوي انقلاب ( مخملی ) از ايران ميآيد؟ » گفت:
اظهار نظر در اين رابطه دشوار است. ولي در وضعيت كنوني به نظر ميرسد كه موسوي و طرفدارانش شكست را نميپذيرند. آنها در مورد وقوع تخلفات سر و صدا راه انداختهاند. ولي اين موضع ملت ايران نيست. شواهد نشان ميدهد كه احمدينژاد آراي بيشتري كسب كرده است. حضور مردم در اين انتخابات بي سابقه بوده و سرنوشت انتخابات در ايران برخلاف جمهوری آذربايجان (ايران شمالي) توسط مظاهر پناهاف رييس كميسيون مركزي انتخابات رقم نميخورد. در ايران همواره كسي رييس جمهور شده كه آراي بيشتري كسب كرده است.
· خبرها 287 ـــــــــــــــ
اعترافات يك تروريست
آمريكا از اقدامات تروريستي در ايران حمايت ميكند
برادر عبدالمالک ریگی سرکرده گروهک تروریستی جندالله به ارتباط این گروه با آمریکا اعتراف کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، عبدالحمید ریگی از اعضای گروهک تروریستی جندالله ، پیش از اعدام در مصاحبه ای با «پرس تی وی» گزارش های مربوط به کمک آمریکا به این گروه را مورد تائید قرار داد.
وی گفت؛ عبدالمالک که سرکرده گروهک است بارها با ماموران آمریکایی در اسلام آباد و کراچی دیدار کرده و با آنها تماس هایی داشته است.
عبدالحمید گفت: مالکی در یکی از دیدارهایش با آمریکائیها در سال 1381 درباره ارتباطش با القاعده مورد پرسش قرار گرفته بود، اما او گفته بود که تنها با ایران مقابله می کند و خواهان کمک های مالی از سوی آمریکاست که آنها هم کمک ها را منوط به دیدارهای بعدی کرده بودند.
این تروریست همچنین گفت که از ان پس برادرش تا سال 1385 با آمریکاییها دیدار نکرد، اما در آن زمان از طریق یکی از ارتباطهایش در نیوجرسی با آمریکائیها رابطه برقرار کرد و خود او نیز با نام مستعار امان الله به آمریکا مسافرت کرد.
عبدالحمید همچنین درادامه اضافه کرد که خود او یکبار در سال 1384 با آمریکائها در اسلام آباد دیدار کرده و از او درباره فعالیت ها و تعداد حملات آنها به ایرانیها پرسش شده است، اما به گفته وی عبدالمالک پس از این دیدار از آمريكاييها خواست تا تنها با خود او در ارتباط باشند.
وی گفت: از سال 1384 به اینطرف مالک چندین نشست محرمانه با اف. بی. آی. و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در کراچی و اسلام آباد برگزار کرده بود. طی یکی از دیدارها در اسلام آباد دو مامور زن آمریکایی از وی درباره اینکه این گروه چند نفر می تواند برای آموزش جمع آوری کند صحبت کرده بودند. همچنین آمریکائیها گفته بودند که تسلیحات، پایگاههای امن، و آموزش دهنده های حرفه ای می توانند در اختیار گروه قرار بدهند.
وی گفت: ما به آمریکاییها گفتیم که می توانیم 2 تا 3 هزار نفر جمع کنیم، اما نمی توانیم به آنها پول دهیم که ما در نهایت پیشنهاد آمریکا را پذیرفتیم.
ریگی ادامه داد: " از سال 1382 ، اعضای جندالله 50 تا 60 مورد اقدامات تروریستی از جمله قتل جمعی، گروگان گیری، بمب گذاری، حملات زمینی، سرقت خودرو و دیگر اقدامات خرابکارانه ضد غیرنظامیان و دولت ایران مرتکب شده اند و من هم بر اساس دستورات در بیشتر این اقدامات شرکت داشتم و تنها در یکی از این حملات دستکم 4 غیرنظامی را با دستهای خود کشتم."
عبدالحمید درباره دخالت خود در این جنایات، تصریح کرد، درصورت سرپیچی از دستورات برادرش، خیانتکار تلقی شده و با مجازات مرگ مواجه می شد.
عبدالحمید ریگی و سه عضو دیگر گروه "جندالله " که در اوایل سال گذشته در پاکستان دستگیر و به مقامات ایرانی مسترد شدند، در واکنش به اقدام برادرش مبنی بر کشتن تعداد زیادی از مردم بیگناه به تلافی دستگیری وی، گفت : "چطور چنین چیزی ممکن است ؟ برادر من مسبب دستگیری من بوده است. این برادرم بود که مرا فروخت و باعث شد زندانی شوم."
شبکه خبری "ای بی سی" آمریکا سال گذشته گزارش داد، مقامات آمریکایی با وجود انکار رابطه مستقیم با جندالله اعتراف کردهاند، افسران این کشور به سران این گروه مشاوره داده و با آنها ملاقات می کنند.
ساندی تلگراف نیز در سال 1386 فاش کرد که سازمان سیا تلاش می کند با تامین سلاح و کمک مالی به تروریست های جندالله، ایران را بی ثبات کند.
شایان ذکر است که اعضای این گروهک تروریستی که برای ایجاد ناامنی در منطقه سیستان و بلوچستان، فعالیت دارد، پنج شنبه (7 خرداد 1388) با بمب گذاری در مسجد زاهدان، دستکم 25 ایرانی بی گناه را شهید کردند و دهها نفر را زخمی کردند.
ايران نخستين كتاب فارسي چاپ شده در جهان را خريد
نسخهاي از نخستين كتاب فارسي چاپ شده در جهان كه در سال 1018 خورشيدي(1639 ميلادي) در شهر لايدن هلند منتشر شده توسط كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران خريداري شد.
به گزارش خبرگزاري فارس، به نقل از روابط عمومي و امور بينالملل سازمان اسناد و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، كتاب «داستان مسيح» اولين كتاب چاپي با الفباي فارسي در 900 صفحه به همراه متن اصلي آن به زبان و خط لاتيني است كه حدود 400 سال قبل به وسيله مولانا قاسم لاهوري در دربار اكبر شاه، امپراتور مغولي هند به زبان فارسي ترجمه شده است.
در اين كتاب علاوه بر زندگي حضرت مسيح، بخشهايي با عناوين داستان سن پيدرو (زندگي پطروس مقدس) و عنصرهاي زبان فارسي (دستور زبان فارسي) وجود دارد كه بخش «عنصرهاي زبان فارسي» اولين دستور زبان فارسي تأليف شده در جهان نيز است.
اين كتاب كه در آغاز تاريخ استعمار كشورهاي اروپايي و با هدف تبليغات ديني و مسيحي در شبه قاره هند توسط هلند به عنوان يكي از قدرتهاي بزرگ آن دوران منتشر شده است به دليل نياز كارگزاران استعمارگر به آشنايي با زبان و ادبيات فارسي كه زبان رايج شبه قاره هند آن روز بوده است، داراي بخش دستور زبان فارسي است.
اين نسخه كه توسط كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران و در راستاي وظيفه حفظ ميراث مكتوب ايران و گردآوري مجموعهاي از كليه كتابهاي منتشر شده به زبان فارسي خريداري شده است، نسخهاي كامل و سالم است كه با پوست دباغي شده بز صحافي و تجليد شده است.
اين كتاب در حال حاضر در مجموعه ايرانشناسي و اسلامشناسي كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران نگهداري ميشود
نماينده مردم اروميه در مجلس:
شكل گيري جنبش اجتماعي مبارزه با فساد و اشرافيگري در كشور
نماينده مردم اروميه در مجلس شوراي اسلامي بر عدم ترديد در مبارزه با فساد و مظاهر فساد اشاره كرد و گفت: جنبش اجتماعي و نهضت مبارزه با فساد و اشرافيگري و تجمل گرايي در كشور شكل گرفته و گسترده شده است.
جواد جهانگير زاده در گفتوگو با خبرگزاري فارس، با تاكيد بر ضرورت پالايش انقلاب تاكيد كرد: ما بايد به آرمانهاي اساسي انقلاب برگرديم و به مخالفت با ابزارها و روشهايي بپردازيم كه اساس انقلاب را تحت الشعاع قرار مي دهند.
وي با بررسي انقلابهاي جهاني گفت: هر انقلابي كه بخواهد بر سر آرمانهاي خود بماند، نيازمند پالايش است و پالايش انقلاب ضرورتي است كه همه آحاد ملت با آن موافقند.
جهانگيرزاده بيانات مكرر مقام معظم رهبري از سال 74 تا كنون مبني بر ابتلاي مسئولان به مسائل مادي و دنيا گرايي را ياد آور شد و تصريح كرد: بايد همه دلسوزان نظام از اين تلاش عمومي براي پالايش جبهه انقلاب از كجيها استقبال كنند.
وي پيام روشن و صريح مردم را پيگيري مبارزه با فساد توسط نظام و رئيس جمهور آينده دانست و پرسيد: آيا سياستگذاران باز سنگ اندازي خواهند كرد؟
اين نماينده مجلس همچنين در بيان ملزومات مبارزه با مفاسد اقتصادي به برخورد با ويژه خواري، برداشتهاي نامناسب از اطلاعات و امكانات عمومي و رانتخواري اشاره كرد و گفت: آنهايي كه قرار است در اختيار انقلاب قرار بگيرند بايد از تبديل شدن به يك طبقه اجتماعي متنفذ پرهيز كنند.
وي همچنين با اين سخن كه برخورد با رفتارهاي طبقه جديد، اساس نظام را خدشه دار مي كند، مخالفت كرد و گفت: بايد به راهي كه امام و رهبري تبيين كرده اند، گردن نهيم.
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس عنصر حمايت مردمي در اين مبارزه را مهم ارزيابي كرد و با اشاره به تجمعات حمايت از دكتر احمدي نژاد گفت: الان اصلي ترين شعار دكتر احمدي نژاد مبارزه با فساد است.
وي به اينكه بعضي از سياستمداران فهم خودشان را بالاتر از فهم مردم مي دانند، اشاره كرد و بيان داشت: اگر آراي مردم به سمت آنها باشد، نظرات آنان را درست مي پندارند و اگر مغاير نظرات آنها باشد آراي مردم را تخطئه مي كنند.
جانگيرزاده همچنين به امكان توفيق شعار ضد فساد دكتر احمدي نژاد كه محوري ترين شعار امروز جامعه است، اشاره كرد و گفت: اگر اين شعار توفيق يابد، بايد همه گردن نهند و آراي مردم را تشكيك و تفسير نكنند.
وي به تبيين دو عنصر ثابت نظام يعني رهبري و مردم پرداخت و همه مقامات دنيوي را رفتني دانست و تصريح كرد: اگر ملاكهاي خود را بر رفاه عمومي و توسعه عدالت اجتماعي در سايه دين و تدابير رهبري قرار دهيم، جريانات سياسي نيز ماندگار خواهند شد.
نماينده مردم اروميه در مجلس همچنين به حضور دكتر احمدي نژاد در بزرگترين ميتينگ انتخاباتي پس از انقلاب در اروميه اشاره كرد و گفت: بزرگترين ورزشگاه شهر امكان پذيرش مردم را نداشت، خيابانهاي اطراف مملو از جمعيت بود و همه از شهرستانهاي دور و نزديك آمده بودند تا مخالفت خود را با رفتارهاي بالادستي و تفاخر گرايانه و اقبال خود را به افرادي از جنس مردم نشان بدهند.
ملاقات مخفی خاتمی با امریکاییها در آستانه انتخابات
پس از آنکه خبرگزاری فارس از دیدار خاتمی با هیات عالیرتبه آمریکایی در جریان سفر اخیرش به مصر خبر داد و نوشت که خاتمی در این جلسه از هیات آمریکایی توصیههایی درباره انتخابات دریافت کرده است ، جزئیات بیشتری از این دیدار از سوی یک سایت خبری منتشر شد.
این درحالیست که سفر خاتمی درست در بحبوحه فعالیت های انتخاباتی انجام شده است.
در این زمینه خبرگزاری فارس نوشته بود که خاتمی در این جلسه همچنین اطلاعات و برآوردهایی درباره نتیجه انتخابات به مقامات آمریکایی داده و گفته که میرحسین موسوی در نظرسنجیها وضعیت خوبی نداشته و در انتخابات شکست خواهد خورد.
اما گزارش رجانیوز جزئیات بیشتری را از این سفر فاش ساخته است.این سایت خبری در این زمینه نوشته است که یازدهم خردادماه امسال هنگامی که خاتمی برای شرکت در کنفرانس بین المللی "گفت و گوی تمدنها و تنوع فرهنگی" به تونس رفت همگان گمان کردند که وی صرفا جهت بیان دیدگاه شخصی درباره یک موضوع فرهنگی تهران را ترک کرده است.
شنیده ها اما حاکیست که خاتمی علاوه بر تونس برای سفر پنج روزه خود مقصد دیگری نیز در نظر داشته است.
"قاهره" پایتخت مصر، شهری است که منابع آگاه، از سفر خاتمی به آن پس از ترک تونس خبر داده اند.
قصد خاتمی از سفر به مصر البته اگرچه مانند اصل سفر وی اعلام نشد، اما همزمانی آن با سفر رئیس جمهور آمریکا و یک تیم از مقامات عالیرتبه همراه وی به مصر می توانست مشخص کند که خاتمی از این سفر به دنبال چه دستاوردی بوده است.
باراک اوباما در تاريخ 14 خردادماه در صدر یک هیات عالیرتبه به قاهره رفته بود.
در این زمینه شنیده های خبرنگار رجانیوز حاکیست که خاتمی پس از ورود به قاهره، شخصا ملاقات هایی با یک تیم عالی رتبه از مقام های آمریکایی حاضر در قاهره داشته است.
اگرچه "بکلی سری" بودن این ملاقات مخفیانه و محرمانه مهمترین مانع برای درز اطلاعات و سخنان رد وبدل شده در آن است ،اما آنچه که از منابع نزدیک به خاتمی در این مورد به بیرون درز کرده مشخص می کند که سخن اصلی در این ملاقات درباره انتخابات ریاست جمهوری دهم بوده است.
"عدم حمایت از اصلاح طلبان تا پیش از انتخابات" و همچنین "حمایت نرم از اعتراض آنان در صورت شکست انتخاباتی" از جمله پیشنهادهای خاتمی در این جلسه بوده است.
گفتنی است خاتمی پس از پایان سفرش به مصر به استانبول رفت و از آنجا با پرواز هواپیمایی ترکیه،ساعت یک بامداد شنبه 16 خردادماه خود را به تهران رساند.
گزارش اشپیگل از زندگی رییس جمهور مردمی
روزنامه "تاگس اشپیگل" در مطلبی تحت عنوان احمدی نژاد کیست، نوشت : وی از طبقه مستضعف جامعه ایرانی ریشه دارد و خانواده او در ابتدا در شهر آرادان زندگی ساده ای را می گذراندند. پدر وی یک آهنگر بود.
این روزنامه آلمانی دربخش دیگری از این مطلب به سابقه رئیس جمهوری کشورمان اشاره کرده و نوشت : بعد از انقلاب اسلامی در سال 1358 ارتقای شغلی وی به این صورت بود که ابتدا وی مدتی پست های مدیریتی در آذربایجان غربی را به عهده گرفت و در سال 1372 نیز استاندار اردبیل شد. وی در سال 1376 به تهران برگشت و به تدریس در دانشگاه مشغول شد. در سال 1382 به عنوان شهردار تهران انتخاب شد و دستمزد خود در این سمت را نپذیرفت و به دستمزد تدریس خود در دانشگاه کفایت کرد.
درادامه آمده است : وی به عنوان رئیس جمهوری ایران به پذیرفتن مهمانان دولت در کاخ سابق شاه درشمال تهران (سعدآباد) خاتمه داد و فرشهای گرانقیمت دستباف در کاخ ریاست جمهوری را به موزه سپرد.
تاگس اشپیگل در ادامه نوشت: احمدی نژاد یک سخت کوش است که از صبح زود راهی دفتر ریاست جمهوری خود شده و گاه تا نیمه های شب به خانه بر نمی گردد. وی بیشترین حامی را در ملت و در قشر مستضعف جامعه دارد. هیچ یک از روسای جمهور قبل از وی به اندازه او به شهرستانهای ایران سفر نکرده و و خود را مانند وي وقف مستضعفان جامعه نکرده اند. زمانی که در این کشور با طرفداران احمدی نژاد صحبت می شود، همه وی را فردی فروتن و دیندار می نامند که حامی مستضعفان است.
تاگس اشپیگل همچنین نوشت: ایران در آستانه قدرت هسته ای شدن و اخیرا هم در زمره دوازده کشور منحصر به فرد دنیا که ماهواره به فضا فرستاده قرار گرفته است.
نماينده مردم آذربايجان غربي در مجلس خبرگان رهبري:
كانديداهاي رياست جمهوري بايد به كمك رييس جمهور بشتابند
نماينده مردم آذربايجان غربي در مجلس خبرگان رهبري گفت: احمدينژاد از تيشه به ريشه زدن نظام جمهوري اسلامي ايران جلوگيري كرد.
آيتالله سيدعلياكبر قرهباغي در گفتگو با خبرنگار فارس در اروميه افزود: اقبال مردم در انتخابات و شركت پرشور آنها همچون روزهاي اول پيروزي انقلاب اسلامي ايران است كه غير از رفراندوم سال 58 چنين حضور گستردهاي در هيچ جاي جهان ديده نشده است.
وي افزود: در صورت وجود چنين حضوري در هر كجاي جهان آينده انقلاب و حكومت آنها تضمين شده همانگونه در ايران نيز بيمهگذاري مردم ايران براي انقلاب خود توسط حضورشان رقم زده شد.
قرهباغي با بيان اينكه اين حضور سبب افزايش بار مسئولان رئيس جمهور دولت دهم شد، اذعان داشت: البته رئيس جمهور نهايت تلاش را بايد در هر عرصه و دوران داشته و بيشترين وظيفه را بردوش خود احساس كند.
وي اضافه كرد: معناي حضور اين مردم فهيم ايران در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اين است كه آنها كشوري آباد و با فرهنگي منطبق بر ارزشهاي اسلامي و ادامه راه چهار سال گذشته را خواستاريم.
نماينده مردم آذربايجان غربي با بيان اينكه همه علما و عقلاي حكومت در ادامه راه بايد ياران رئيس جمهور در راستاي طي مسير به سمت هدف متعالي باشند، اظهار داشت: نبايد رئيس جمهور اين وظيفه را به عنوان سنگيني بر دوش خود عنوان كند، چراكه چنين حمايتي از سوي مردم همچون كشيدن كولهباري از گلستان اميد و عشق به سمت آينده است.
قرهباغي با بيان اينكه مديريت كشوري چون ايران بايد به طور جامع برنامهريزي شود، خاطرنشان كرد: ساير احزاب و كانديداها بايد با راهنماييها وانتقادات خود با ديدي بيداركننده و دلسوزانه رئيس جمهور را كمك كنند.
نماينده مردم آذربايجان غربي در مجلس خبرگان با بيان اينكه ادامه فعاليت گروهها و احزاب سياسي در ايران نيازمند داشتن حسن نيت است، تصريح كرد: تاكنون هيچ از گروهها نتوانستهاند طي 30 سال فعاليت خود موفقيتي در كارنامه خود داشته باشند، چراكه در اصول مديريتي آنها برنامهريزي و حسن نيت وجود ندارد.
وي با انتقاد از تخريبهايي كه عليه دولت نهم انجام شد، افزود: مخربان بايد آگاه باشند كه اگر وضعيت بدي در ايران مشاهده ميشود، حاصل عملكرد نامطلوب دورههاي گذشته است كه در دولت نهم فرصت بازديد عملكرد نامطلوبشان را داشتند.
حمايت دانشگاه تبريز از رييس جمهور منتخب ملت
اعضاي هيات رييسه دانشگاه تبريز با صدور بيانيه اي ، حمايت قاطع و بيدريغ خود را از احمدينژاد ، رييس جمهور منتخب مردم در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اعلام کردند.
به گزارش ايرنا ، اعضاي هيات رييسه اين مرکز بزرگ دانشگاهي ، دليل حمايت خود از رييس جمهور منتخب را جهت گيريهاي ديني، ارزش گرايي، احيائ گفتمان امام وانقلاب ،سخت کوشي، ارتباط مستمر با مردم، سفرهاي استاني، عدالت ورزي، مهرگستري، عزتمندي و خودباوري ذکر کردند.
در اين بيانيه با قدرداني از حضور حداکثري ملت شريف ايران در پاي صندوقهاي راي ، آمده است: نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران در طي بيش از سه دهه حرکت و تلاش مستمر در مسير هدايت و تعالي، بحرانهاي بسياري را پشت سرگذاشته است.
در بخشي از بيانيه افزوده شده است: نظام اسلامي حاکم بر کشورمان در اين مدت ، هزاران توطئه دشمنان بدخواه داخلي و مستکبران و مستبدان خارجي را با عنايت ويژه ايزد متعال و هدايتهاي داهيانه معمار کبير انقلاب حضرت امام خميني (ره)، رهبر معظم انقلاب و حضور استکبار ستيز و دشمن شکن مردم فهيم و آگاه ايران اسلامي در نطفه خفه کرده است.
در اين بيانيه ، تشريح شده است: بي گمان ، حضور حداکثري و يکپارچه مردم در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري و مشارکت 85 درصدي آنان در پاي صندوقهاي رأي ،نشان از شعور بالاي سياسي مردم و پيروي از نداي رهبر فرزانه انقلاب و گفتمان عدالت خواهي نظام مقدس جمهوري اسلامي است.
اعضاي هيات رييسه دانشگاه تبريز در بيانيه خود، حضور و حماسه کم سابقه مردم در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري راشايسته بهترين سپاس و قدرداني دانسته و ابراز اميدواري کرده اند که دولت کريمه اسلامي با استمرار خدمات ارزنده خود بتواند اين موهبت الهي را قدر بداند.
در اين بيانيه ، تمامي نخبگان، دانشگاهيان، اساتيد، دانشجويان و آحاد مختلف ملّت عزيز به وحدت و همدلي، صفا و صميمت و همراهي با رئيس جمهور منتخب دعوت شده اند.
افشاگري مجله آلماني شوايتس
مرکز اصلی هدایت آشوبهای تهران عليه احمدينژاد در واشنگتن است
یک مجله آلماني در شماره هفته گذشته خود طي ويژه نامه اي موضوع آشوبهاي اخير در برخي از شهرهاي ايران را مورد توجه قرار داد و از نقش امريکا در شعله ور شدن آتش آشوبگري و اغتشاش در ايران پرده برداشت.
مجله شوايتس مقاله اي تحت عنوان "ايران؛ آشوبها را امريکا مديريت مي کند" که به همراه عکسي از باراک اوباما در حال سوزاندن نقشه ايران منتشر شده است ، اسنادي را در خصوص دخالت مستقيم امريکا در آشوبهاي تهران و اختصاص بودجه 85 ميليون دلاري در همين رابطه منتشر کرد.
متن مقاله مجله شوايتس به شرح ذيل است:
"آشوب ها در ايران؛ آراي مردم مورد ترديد قرار گرفته اند. اين مطلبي است که در همه خبرها شنيده مي شود. اينکه چه چیزی و چه کسي حقيقتاً در پس آن قرار دارد، در نگاه اول قابل تشخيص نيست.
پيروزي قاطع احمدينژاد در انتخابات براي امريکا به هيچ وجه پذيرفتني نيست.
نکته اول اینکه، منابع نفتي ايران بايد به مانند عراق در کنترل امريکا باشد. نکته دوم، اگر نتوان از توليد سلاح اتمي در ايران جلوگيري کرد، حداقل نبايد گذاشت که اين تکنولوژي در دست رهبران اسلامگراي ايران باشد. سوم اینکه، اگر رژيم دست نشانده امريکا در ايران روي کار آيد، حمايت ايران از فلسطين مسکوت مي ماند و بدين شکل فلسطيني ها را مي توان مجبور کرد تا به خواسته هاي اسرائيل تن دهند.
ايران در صدر ليست کشورهايي است که امريکا قصد دارد آنها را به زانو در آورد. امريکایيها تلاش مي کنند از درون بر ايران تأثير بگذارند. به همين دليل اپوزيسون را به شدت حمايت مي کنند. در ميان اين هزاران مخالف، تعدادي خلافکار حرفه اي، تعدادي دانشجو، تعدادي روزنامه نگار و تعدادي عکاس نيز حضور دارند تا رژيم ايران را در تنگنا قرار دهند. براي اين کار حتي کشته (کشته شدن افراد) هم در نظر گرفته شده است تا تصوير نوعي خشونت افراطي منعکس گردد و صحنه اي کاملاً دراماتيک ارائه شود.
حتي قطع بودن اينترنت هم يک دروغ رسانه اي است چون ما در سوئيس مي بينيم که افراد زيادي از ايران به سايت ما وارد مي شوند.
اپوزيسيون به صورت سازماندهي شده و هدفمند تظاهرات هايي را طراحي مي کند تا توجه جهان را برانگيزد. مديريت مطبوعاتي در جهان، در خارج از ايران است و نه در داخل آن.
مرکز اصلي فعاليت عليه تهران، در واشنگتن است، ميخواهند شورشها را در تهران سازماندهي کنند. پول به اندازه کافي هست، 85 ميليون دلار که کابينه بوش براي تغيير رژيم تصويب کرده است. بخش زياد آن به صداي امريکا و راديو فردا پرداخت شده تا براي فراخواندن به شورش و برنامه سازي خرج کنند.
سيا هم دلارهاي زيادي مي دهد.در دوبي،لندن و فرانکفورت کارشناسان مسائل ايران نشسته اند. در روزهاي اخير فعاليتشان بيشتر شده است و ارتباطات ميان کانون هاي شورش عليه ايران به مرز انفجار رسيده است."
فهمي هويدي روزنامهنگار و نظريه پرداز مصري:
مردمي بودن و حضور در ميان فقرا رمز پيروزي احمدينژاد بود
يك روزنامه نگار برجستة مصري گفت: مردمي بودن و حضور احمدينژاد در ميان ملت و قشر محروم و فقير جامعه را رمز پيروزي وي در دهمين انتخابات رياست جمهوري ايران عنوان كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس، فهمي هويدي روزنامهنگار و نظريه پرداز مصري طي مصاحبه با شبكه ماهواره اي الجزيره مردمي بودن و حضور دكتر محمود احمدي نژاد در ميان قشر فقير و محروم جامعه را عامل اصلي پيروزي وي در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري ايران دانست.
وي با اشاره به خبرهاي رسيده مبني بر پيروزي يكي از كانديداها پيش از برگزاري انتخابات افزود: بسياري از دوستان در ايران با توجه به اوضاع و تبليغات انتخاباتي در تهران حكم به پيروزي مير حسين موسوي ميكردند، ولي موج تبليغات موسوي تنها شمال تهران را فراگرفته بود، ولي جنوب پايتخت ايران كه مناطق متوسط و فقير نشين را شامل ميشود هيچ موج سبزي ديده نشد.
فهمي هويدي اين انتخابات را با ساير انتخابات صورت گرفته در ايران متفاوت خواند و تصريح كرد: تهران نقش مهمي را در انتخابات گذشته ايران داشت و ساير استانها متاثر از انتخاب مردم تهران قرار ميگرفت، اما در اين انتخاب اوضاع تفاوت بسياري داشت و دكتر احمدي نژاد تنها در دو شهر از رقيب اصلاحطلب خود عقب ماند و در بقيه استانها خصوصا استانهاي كرد و عرب و آذري نشين به پيروزي قابل توجهي دست يافت.
اين روزنامه نگار مصري از اختلاف روش كانديداها در تبليغات ياد كرد و اظهار داشت: دكتر احمدي نژاد در طول چهال سال رياست خود و در زمان تبليغات توجه خاصي به قشر فقير جامعه داشت و خود را فردي از آنان ميدانست و تمام تلاش خود را براي خدمت به اين قشر انجام داد.
وي ادامه داد: سه كانديداي ديگر برنامه اي جز تخريب رئيس جمهور نداشتند و همين امر سبب چرخش آرا به سمت دكتر احمدي نژاد شد.
گرسنگان جهان بیش از یک میلیارد نفر
بیش از یک میلیارد نفر در جهان از گرسنگی رنج می برند .
به گزارش واحد مرکزی خبر ، ژاک دیوف ، مدیرکل فائو ، در نشستی خبری با ارائه تازه ترین گزارش فائو درباره سوء تغذیه و نبود امنیت غذایی در جهان گفت : شمار گرسنگان درجهان تا سال 2009 میلادی (1388) با 11 درصد افزایش به یک میلیارد و 20 میلیون نفر رسید که این رقم در مقایسه با سال گذشته میلادی حدود صد میلیون نفر افزایش یافته است.
بحران اقتصادی در جهان و افزایش بیکاری مهمترین علل افزایش گرسنگان در جهان اعلام شده است .این در حالی است که فائو در سال 1375میلادی اعلام کرده بود، شمار گرسنگان جهان تا پایان سال 2015 (1494 خورشيدي) به نصف کاهش خواهد یافت.
اميرالمؤمنين «عليهالسلام» :
لَنْ يَنْجُو مِنَ النّارِ إِلَّا التّارِكَ عَمَلَها
هرگز از دوزخ نرهد جز كسي كه كار دوزخي را ترك گويد.
· خبرهاي ايران شمالي (جمهوری آذربایجان ):
دستگیری به علت ساختن مسجد در باکو
به دنبال تخريب مسجد حضرت محمد (ص) توسط دولت باكو، برای رئیس تشكل دینی بخش یاسامال شهر باکو پرونده كيفري تشکیل یافته و میرواله معصوم اف از چهره های مذهبی شهر باکو به علت ساخت مسجد حضرت محمد (ص)دستگیر شد.
مختار مصطفی اف وکیل تشكل دینی بخش یاسامال شهر باکو گفت: ارگانهاي دولتي معصوم اف را به تصرف زمين براي ساختن مسجد متهم كردهاند!
دادگاه بخش یاسامال شهر باکو چندي پيش بر اساس در خواست شهرداری این بخش حکم تخریب "مسجد حضرت محمد (ص)" واقع در بخش یاسامال شهر باکو را صادر کرد.
در هنگام صدور حکم دادگاه گفته شد که این مسجد بطور غیر قانونی بنا شده است.
بنا کنندگان مسجد رأي دادگاه بخش یاسامال شهر باکو را خلاف قانون دانسته و به دادگاه تجدید نظر کشور جهت الغا آن مراجعه نموده اند . اما قبل از رسيدگي توسط دادگاه تجديد، مسجد با حضور مامورين پليس تخريب شد.
شايان ذكر است، معصوماف و فرزند 14 سالهاش چندي پيش به علت اعتراض به تخريب مسجد دستگير شدند. از آنجا كه تداوم زنداني شدن وي به علت اعتراض به تخريب مسجد، در افكار عمومي پيامدهاي ناخوشايندي براي دولت باكو داشته، پليس باكو با پروندهسازي وي را به تصرف زمين براي ساخت مسجد متهم كرده است. پيش از اين برخي مساجد ديگر نيز در باكو تخريب و يا تعطيل شدهاند.
بيمار باكويي بيماري را كشت
یکی از بیماران بستری در بیمارستان بخش "زیغ" باکو يك بيمار ديگر را به قتل رساند.
به گزارش پليس شهر باكو، بيماري به نام « پناه »، به خاطر اختلاف با بيماري به نام شجاعت عسکراف 43 ساله وی را در بيمارستان به قتل رساند.
قاتل كه 50 سال دارد، توسط مامورين پليس بازداشت شده و بررسيها درمورد اين حادثه ادامه دارد.
مدارس امنيت خود را تأمين كنند!
به دنبال كشته و زخمي شدن دهها دانشجو در دانشگاه نفت باكو توسط عناصر مسلح، موجي از نگراني خانوادهها، دانشآموزان و دانشجويان را در خود فرو برده است. به دنبال اين حادثه هزاران دانشجو در اعتراض به عدم تأمين امنيت مؤسسات آموزش و عدم اعلام عزاي عمومي در باكو دست به تظاهرات زدند كه توسط پليس سركوب شد. اين حوادث باعث شده كه موضوع امنيت مدارس و دانشگاهها در مطبوعات و رسانههاي ايران شمالي بخصوص شهر باكو مورد توجه قرار گيرد.
میصیر مردان اف وزیر آموزش و پرورش باكو در مصاحبه با خبرنگاران گفت: تمامی موسسه های تحصیلی کشور موظف به تامین امنیت خود و دانشجویان خود هستند.
وی افزود: مسوولان موسسه های تحصیلی ادعا میکنند که جهت تامین امنیت دانشگاه ها دولت بودجه لازم را برای آنها تخصیص نمیدهد، به نظر من هر دانشگاهی که بخواهد، میتواند امنیت خود را تامین کند، زیرا که دانشگاهها دارای همه امکانات لازم هستند.
چندي پيش فرد ناشناسی با ورود به یکی از ساختمان های "آکادمی نفت " واقع در باکو از طبقه اول تا طبقه شش این ساختمان به سوي هر کسی که مشاهده كرد آتش گشود. بر اثر وقوع این حادثه 12 نفر کشته و 13 نفر هم مجروح گشته اند.
افزایش حجم مبادلات تجاری دولت باکو و اسرائیل
سفیر رژيم صهيونيستي در باكو گفت: میزان مبادلات مالی دولت باكو و اسرائیل در سه ماهه اول سال جاري ميلادي حدود 180 میلیون دلار بوده و برای افزایش این رقم هر دو دولت فعالیتهای خود را تقویت خواهند کرد.
وی افزود: همکاریهای دولت باكو و اسرائیل نمونه خوبی است. در آينده نزديك هیئت نمایندگي دولت باكو به سرپرستي عصمت عباس اف وزیر کشاورزی جهت شرکت در دومین نمایشگاه بین المللی کشاورزی به اسرائیل سفر خواهند کرد.
گفتني است دولت باكو نيمي از نفت مورد نياز رژيم صهيونيستي را تأمين ميكند.
· خبر ــــــــــــــــــــــــــ
اعترافات تكاندهنده عامل تخريب حرم عسكريين
به دنبال دستگيري ابوعمرالبغدادي از عوامل تروريست منتسب به القاعده در عراق، گزارشهاي تازهاي از اعترافهاي اين تروريست دستپرورده عربستان سعودي و ديگر کشورهاي عربي در منطقه به دست آمده است.
منابع امنيتي عراق که اين گزارشها را تأييد ميکنند، ابعاد دخالتهاي کشورهاي عربي در ناامنيهاي عراق در هفت سال گذشته را بسيار گسترده خوانده و اعلام ميکنند، از همه بدتر اين است که آمريکاييها خود نيز از اين فاجعه هولناک که دهها هزار عراقي را به کام مرگ کشانده و موجب هلاکت و خسارات بسياري به نيروهاي آمريکايي شده است، خبر دارند.
اين گزارش ميافزايد: ابوعمرالبغدادي به دست ارتش عربستان سعودي و مصر آموزش نظامي ديده و برخي از افسران اطلاعاتي هر دو کشور عربي با وي همکاري نزديک داشتهاند.
برخي سلاحهاي روسي خريداري شده از بلغارستان و گرجستان در اختيار بغدادي و نيروهاي تحت امرش قرار گرفته است و وي در درجه نخست، دو هدف عمده را دنبال ميکرده است.
سرنگوني حکومت شيعه عراق و همچنين کوتاه کردن دست ايران از صحنه سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و مذهبي عراق، ترور و بمبگذاري، حمله به زيرساختهاي عراق و تشديد فضاي ناامني در فضاي عمومي اين کشور، مهاجرت شيعيان از بخشهاي مهمي از مناطق عراق، حمله به اماکن مقدسه مسلمانان و شيعيان، ترور علماي عراق، عمق بخشيدن به اختلافات شيعه و سني، تلاش براي ايجاد نفرت بين اعراب و اکراد عراق، و حمله به هر آنچه منسوب به ايران است، در دستور کار اين تروريست قرار داشته است.
بغدادي که هماکنون تحت بازجويي قرار دارد، بر اين موضوع تأکيد داشته که عربستان سعودي براي سرنگوني حکومت عراق، آنچنان آستينها را بالا زده است که تا نابودي آن، چيز ديگري جستجو نميکند.
وي به اين نکته اعتراف کرده است که پولهاي بسياري از راه عربستان وارد عراق شده و به دليل فقر اقتصادي در اين کشور، در اختيار جوانان بيکار قرار گرفته تا از آنان در عملياتهاي تروريستي استفاده شود.
اين تروريست حرفهاي اضافه ميکند: پولهايي در اختيار ما قرار داشت که با دادن رشوه، به برخي از مديران ردههاي مياني دولت و ارتش عراق، بتوانيم به اطلاعاتي براي ضربه زدن و ايجاد نارضايتي و نشان دادن عدم توانايي دولت عراق در اداره امور اين کشور دست يابيم.
بغدادي درباره اين که آمريکاييها از فعاليت هاي آنان اطلاع داشتهاند، يا نه گفته، به نظر ميرسد آنها از بسياري از اين حوادث با خبر بودهاند، چرا که آزادي بسياري از همقطاران بازداشتشده ما را در زندانهاي عراق فراهم کرده بودند.
اعترافات ابوعمر بغدادي حاكي از آن است كه عمليات ننگين بمبگذاري و تخريب حرم عسكريين به دست گروه وي صورت گرفته است.
به نظر ميرسد دولت عراق زير فشار آمريکا هنوز نتوانسته است، مسائل عميقتري از آنچه عربستان و مصر و اردن در سالهاي اخير در صحنه سياسي عراق با جنايت و به کار گيري تروريستها انجام دادند، بيان کند.
هفتة گذشته، فيلمي از اعتراضات ابوعمر بغدادي براي عدهاي از خبرنگاران پخش شد.
عضو جامعه مدرسين حوزه علمیه قم
همكاري با سازمان مجاهدين انقلاب جايز نيست
عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم با رد ادعای سياسي بودن بيانيه اين تشكل روحاني در خصوص نامشروع بودن سازمان مجاهدين و با تأكيد بر فقهي بودن آن بيانيه اظهار داشت: در آن بيانيه اعلام كرديم كه سازمان مجاهدين نامشروع است و هرگونه همكاري با آن جايز نيست.
حجتالاسلام والمسلمين عباس كعبي در گفتوگو با رجانيوز، در خصوص اظهارات اخير ميرحسين موسوي مبني بر اينكه بيانيه جامعه مدرسين در رابطه با نامشروع خواندن سازمان مجاهدين سياسي است نه فقهي، تأكيد كرد: بيانيه آن سال جامعه مدرسين حوزه علميه قم كه به امضاي مرحوم آيتالله مشكيني هم رسيده بود، خيلي گويا و روشن است و به صراحت اعلام شد كه اين سازمان نامشروع است.
وي با تأكيد بر اينكه نظر جامعه مدرسين فقهي بود، اظهار داشت: اعضاي جامعه مدرسين بر اساس مباني فقهي و بر پايه وظيفه شرعي اعلام موضع كردند و در حقيقت با صدور آن بيانيه خواستيم به مؤمنين اعلام كنيم كه اين سازمان موسوم به مجاهدين به دليل اينكه اعضاي آن افرادي مغرض و منكر مباني فقهي هستند، نامشروع است و هرگونه همكاري با آن جايز نيست، لذا موضع جامعه مدرسين صد در صد شرعي و مبتني بر مباني فقهي است.
كعبي با بيان اينكه جامعه مدرسين نماد هويت حوزههاي علميه است و اگر كسي به روحانيت اعتقاد دارد، به نظرات جامعه مدرسين نيز احترام مي گذارد، اظهار داشت: موضعي كه امام در مورد جامعه مدرسين داشتند، اين بود كه اگر جذب جامعه مدرسين نشويد، مجبوريد جذب اسلام امریکايي شويد، نيز بر همين اساس عنوان شده است.
وي در پايان گفت: به هر ترتيب يكي از مسايل مهمي كه جامعه مدرسين تشخيص داد، همين بحث نامشروع بودن سازمان مجاهدين ميباشد و از اين رو بايد گفت كه بيانيه جامعه مدرسين نه سياسي بلكه كاملاً منطبق بر مباني فقهي بود.
گفتني است سازمان مجاهدين انقلاب كه افرادي مانند آغاجري، تاجزاده و ... عضو آن هستند، از ميرحسين موسوي حمايت كردهاند.
حمايت نمايندگان مجلس از حضور بسيجيان در فعاليتهاي سياسي
عضو فراکسيون اصولگرايان مجلس شوراي اسلامي تاکيد کرد: بسيجيان بايد حضور مسئولانه و تاثيرگذار در فعاليت هاي سياسي داشته باشند.
"محمد کريم شهرزاد" در گفت وگو با ايرنا اظهار داشت: بسيج تشکيلات مردمي است که اهداف انقلابي را دنبال مي کند و براي حفظ ارزش هاي انقلاب تلاش مي کند.
وي با اشاره به اينکه امروز بيشتر مردم ايران عضو بسيج هستند اظهار داشت: ما بايد به سمتي برويم که همه مردم بسيجي باشند ، بسيج بايد در تمامي عرصه هاي سياسي فرهنگي و اجتماعي فعاليت کند و اگر بسيج نتواند در اين عرصه ها فعال باشد در حقيقت ما مردم را کنار زده ايم.
وي تاکيد کرد: وقتي مي گوييم که بسيج در عرصه هاي سياسي حضور نداشته باشد يعني مردم را از سياست محروم کرده ايم.
شهرزاد اظهار داشت: بسيج مي تواند در زمينه سازندگي ،فرهنگي، اجتماعي و غيره نيز فعال باشد و فعاليت هاي آن تنها به سياست محدود نمي شود.
وي تاکيد کرد: بسيجي ممکن است دانشجو، کارگر، کارمند، خبرنگار و غيره باشد ما چه طور مي توانيم اين افراد را از حضور در عرصه سياست محروم کنيم.
يكي ديگر از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي با اشاره به تبليغات برخي محافل عليه بسيج در آستانة انتخابات تاکيد کرد: بسيجيان به خاطر برخي لجن پراکني ها صحنه را ترک نميکنند.
"جواد کريمي قدوسي" تاکيد کرد: در گذشته هم بسيجيان بر اساس اعتقادات ديني، سياسي و ملي خود در صحنه هاي سياسي حضور مي يافتند و بعد از اين هم با تمام توان خود در تمامي عرصه ها حضور مي يابند.
وي اظهار داشت: آنان همان طور که نقش مهم و کليدي خود را در گذشته به خوبي ايفا مي کردند، امروز نيز براي دفاع از آرمان هاي انقلاب محکم ايستاده اند.
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس تاکيد کرد: آنچه امروز در روزنامه هاي اصلاح طلب مطرح مي شود، بغض و عصبانيتي است که آنان از بصيرت بسيجي دارند.
وي با اشاره به اينکه امروز مردم از تمامي اقشار جزو بسيج هستند تاکيد کرد: امروز دانشجويان، جوانان و اساتيد بسيجي نمي توانند در مقابل صحنه سرنوشت سازي مثل انتخابات ساکت باشند.
عضو فراکسيون اصولگرايان گفت: بسيج يک حزب به معناي انجصاري آن و يک ساختار بي تفاوت اجتماعي نيست بلکه مدرسه بزرگي است که براي تشکيل حکومت اسلامي و مقابله با دشمنان در تمامي عرصه ها سازمان يافته است و ميدان دار مسائل سياسي است.
موزه مفاخر دينی منطقه قفقاز در اردبيل راه اندازی مي شود
موزه مفاخر ديني منطقه قفقاز به عنوان يک طرح فرامنطقه اي در اردبيل گشايش مييابد. اضغر تقي زاده شکيبا گفت : به دنبال برپايي موفقيت آميز موزه مفاخر ديني استان اردبيل طرح ايجاد موزه مفاخر ي ديني و علماي منطقه قفقاز توسط اين بنياد دردست اجراست .
قائم مقام بنياد دايرهالمعارف اردبيل ايجاد موزه مفاخر ديني قفقاز را يک طرح فرامنطقه اي عنوان کرد و اظهار اميدواري کرد با مساعدت هاي مسؤولان استان در سالجاري افتتاح شود.
وي در ادامه تدوين دايرةالمعارف و دانشنامه انديشهوران منطقه و تأسيس کتابخانه گنجينه فرهنگ اردبيل ، برگزاري جلسات نقد و بررسي کتاب، يادمان تجليل از مفاخر استان، راه اندازي کتابخانه صفويه پژوهي، تدوين و انتشار کتاب هاي مرجع و اطلس ها را از جمله اهداف اين بنياد اعلام کرد.
وي تصريح كرد: دركنار اين مجموعه تلاش داريم كتابخانه فرهنگ مكتوب اردبيل را در بقعه شيخ صفيالدين اردبيلي تاسيس كنيم تا علاقمندان در صوت تمايل از اطلاعات مربوط به استان اردبيل استفاده كنند.
نويسنده دانشمند « تاريخ خوي» درگذشت
«محمدامين رياحي» استاد زبان و ادبيات فارسي و مؤلف آثاري درباره ادبيات كلاسيك ايران، در سن 86 سالگي دار فاني را وداع گفت.
«محمدامين رياحي» استاد و مصحح متون ادبي صبح ، جمعه 25 ارديبهشت در بيمارستان ايرانمهر به دليل كهولت سن درگذشت.
«محمدامين رياحي» در سال 1302 در شهرستان خوي متولد شد. تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در زادگاه خود به پايان برد و بعد راهي تهران شد.
وي در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران به تحصيل پرداخت و به دريافت دكتري زبان و ادبيات فارسي نائل آمد.
رياحي پس از فراغت از تحصيل به تدريس ادبيات پرداخت.
وي در سمتهاي عضويت هيئت مؤلفان لغتنامه دهخدا، مدير ملي وزارت فرهنگ سابق، رايزني فرهنگي ايران در كشور تركيه، استادي دانشگاه آنكارا، دبير كلي هيئت امناي كتابخانههاي عمومي كشور، استادي دانشگاه تهران، نيابت رياست فرهنگستان ادب و هنر ايران، رياست دانشكده هنرهاي دراماتيك، رياست بنياد شاهنامه فردوسي (به مدت دو سال و پس از مجتبي مينوي) بر عهده داشت.
از فعاليتهاي مطبوعاتي او سردبيري هفتهنامه مهرگان، مديريت مجله كيهان فرهنگي و آموزش و پرورش و سيمرغ را بايد نام برد.
از وي اشعاري نيز به جا مانده است.
از آثار او ميتوان به «زبان و ادبيات فارسي در قلمرو عثماني»، «گلگشت در شعر و انديشه حافظ»، «تاريخ خوي»، «كسايي مروزي- زندگي و انديشه و شعر او»، «مجموعه مقالات- حاوي 50 مقاله تاريخي و ادبي» و «تاريخ روابط سياسي ايران و عثماني» اشاره كرد.
علاوه بر تأليف، تعدادي از متون كهن فارسي به تحقيق و تصحيح او به چاپ رسيده كه از جمله آنها ميتوان «مرصاد العباد نجم الدين رازي»، «مفتاح المعاملات» قديميترين متن رياضي فارسي و همچنين «جهان نامه متن قديم جغرافيايي» را نام برد.
سال گذشته در همايشي كه با عنوان «شمس و مولانا» در شهرستان خوي برپا شد، از رياحي به خاطر تحقيقاتش در زمينه شمس و مولانا تقدير به عمل آمد.
گسترش پديدة « فرزند فروشي» در عراق؛ هديه دمكراسي آمريكايي
آمريكا و متحدانش شش سال است كه با اشغال عراق كودكان بسياري را بي سرپرست كرده و روزهاي سختي را براي آنها رقم زدهاند به گونهاي كه بسياري از پدر و مادرها براي فرار از فقر، فرزندان خود را ميفروشند.
با گذشت شش سال از جنگ آمريكا و متحدانش عليه رژيم صدام و حضور تمام عيار در اين كشور، با شعار زندگي بهتر براي مردم عراق متاسفانه ميليونها عراقي روزهاي سختي را سپري ميكنند.
به گفته كارشناسان قربانيان اصلي جنگ شش ساله عراق "كودكان " عراقي هستند كه بر اثر جنگهاي طايفهاي پدر و يا مادر خود را از دست دادهاند.
"سودابه الرغبي " كارشناس اجتماعي عراق درباره وضعيت كودكان عراقي به خبرگزاري فارس گفت: هم اكنون كودكان عراقي در بدترين شرايط ممكن زندگي قرار دارند و از سادهترين حقوق كودكانه خود نيز محرومند.
اين كارشناس اجتماعي به پديده جديد "فرزند فروشي " در شهرهاي عراق اشاره كرد و افزود: فقر و بدبختي در عراق موجب انتشار پديده "فرزند فروشي " در عراق شده و بسياري از خانوادههاي كم درآمد و فقير فرزندان خود را به باندهاي قاچاق انسان خواهند فروخت.
"الرغبي " هويت خريداران كودكان عراقي را نامعلوم عنوان كرد و گفت: هويت آنها تاكنون نامعلوم است اما آنچه كه مشخص است اين كودكان در داخل مرزهاي عراق باقي نخواهند ماند.
پليس عراق نيز با اعلام اينكه هر ماه حداقل 15 كودك عراقي توسط باندهاي قاچاق انسان در عراق خريد و فروش مي شوند، هشدار داد و از دولت "نوري الماكي " خواست گامهاي جدي براي ريشه كش كردن اين معضل جديد بردارد.
بسياري از كارشناسان بر اين باورند اين كودكان پس از خروج از مرزهاي عراق در كشورهاي اروپايي، آمريكا و اسراييل مورد سوء استفاده پزشكي (پيوند اعضا) و جنسي قرار ميگيرند و زندگي آنها به تباهي كشيده مي شود.
خانم "سالمه محمود " كارشناس عراقي كه اخيراً درباره اين موضوع تحقيق ويژهاي انجام داده گفت: پديدة قاچاق دختران نوجوان نيز در عراق رواج يافته و اين دختران كه توسط باندهاي قاچاق خريداري ميشوند، به كشورهاي حاشيه خليج (خليج فارس) منتقل خواهند شد و مورد سوء استفاده جنسي قرار خواهند گرفت.
بر اساس گزارشي كه مجله "تايم " آمريكايي نيز در يكي از شمارههاي خود منتشر كرد، بسياري از دختران عراقي كه از شدّت فقر و بيچارگي به دست خانوادههاي خود به باندهاي قاچاق فروخته ميشوند، سن آنها زير 16 سال است.
"علي الدباغ " سخنگوي دولت عراق نيز در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري فارس در بغداد، وجود پديده قاچاق كودكان عراقي را به خارج از مرزهاي اين كشور انكار نكرد، اما از تلاش دولت عراق براي دستگيري باندهاي قاچاق خبر داد و گفت: پليس عراق با همكاري نيروهاي پليس بينالملل(اينترپل) باندهاي قاچاق كودكان عراقي را شناسايي و دستگير خواهد كرد!!
قاچاق كودكان و زنان عراقي به خارج از كشور به تازگي پس از انتشار گزارشات مكرر در رسانههاي عراق، به يك بحران اجتماعي تبديل شده و كارشناسان بر اين باورند ادامه روند اين معضل آينده عراق را به خطر خواهد انداخت.
سهولت قاچاق كودكان از عراق و بهاي اندكي كه ربايندگان كودكان در اين كشور طلب ميكنند، موجب افزايش اين پديده در شهرهاي فقير عراق شده و اين كشور را به كانون قاچاق انسان در منطقه تبديل كرده است.
بیانیه سپاه درباره فعالیت سیاسی بسیج
در بيانهاي كه سپاه پاسداران دربارة نحوة فعاليت سياسي بسيجيان منتشر كرده آمده است: در شرايطي كه تاثيرگذاري بر فرايند و نتايج انتخابات، راهبرد دشمنان قرار گرفته است و نتايج انتخابات دهم ميتواند براي پيشبرد آرمانها و اهداف انقلاب و نيز استمرار حركت پايداري و ايستادگي در برابر زياده خواهيها و فشارهاي غرب در موضوعاتي چون مساله هستهاي و ديگر حقوق ملت مسلمان ايران، مؤثر واقع شود.
بيترديد حضور پرشور، با نشاط و حداكثري ملت ايران، به مثابه وظيفهاي همگاني، ضمن مشاركت ورزي مردم در صحنههاي سياسي، اجتماعي، شكست راهبرد غربيها را رقم خواهد زد. اما متاسفانه رقابتهاي سياسي، گاه آنچنان اوج ميگيرد كه رعايت مصالح ملي تحتالشعاع قرار ميگيرد و خواسته يا ناخواسته موجبات موفقيت عمليات رواني دشمنان عليه ملت و نظام را فراهم ميآورد.
بنا به فرمان تاريخي حضرت امامخميني (ره) مقرر است اين مملكت بيست ميليون بسيجي داشته باشد و بنا به تاكيدات مقام معظم رهبري و با توجه به افزايش جمعيت كشور، بايد بسيج دهها ميليوني تشكيل شود؛ آيا هيچ عقل سليمي مي پذيرد كه اين جمعيت عظيم و تأثيرگذار به جرم اعلام آمادگي در شرايط خاص براي دفاع از كشور و انقلاب از صحنههاي سرنوشتساز كشور حذف و كنار زده شود؟ چنين اعتقادي نه با پيروي از راه امام خميني ( ره) كه تشكيل بسيج بيست ميليوني را ضروريترين تشكل ميدانستند سازگار است و نه با شعار توسعه سياسي! البته باز هم تأكيد ميكنيم كه بين مقوله تشكيلات و سازمان بسيج با افراد بسيجي كه جزء آحاد ملت هستند تفاوت وجود دارد.
وحدت رمز و راز موفقيت و سربلندي ملت ايران در طول حيات سيساله انقلاب و نظام اسلامي بوده است و صيانت از فضاي سالم انتخابات و پرهيز از هر گونه گفتار و كرداري كه منجر به پاشيدن بذر اختلاف و تنش و تشويش اذهان عمومي گردد، گناهي نابخشودني است كه بايستي در آخرت پاسخگوي آن بود. در چنين شرايط يانتظار از كساني كه شعار پيروي از خط امام(ره) و رهبري و نيز بسيجي بودن را سر ميدهند افزونتر خواهد بود.
در پايان از تمامي شخصيتها و اصحاب قلم و رسانه كه در روزهاي اخير از سر دلسوزي، در پاسخ به فضاسازي عليه سپاه و بسيج اقدام كردهاند، قدرشناسي و سپاسگزاري گرديده و درخواست ميگردد با رعايت اخلاق رسانهاي و ادبياتي در شأن فرهنگ و نظام ارزشي جامعه، تمامي تلاش، همت و ظرفيت خود را براي عينيت بخشيدن به حضور حداكثري آحاد ملت در انتخابات دهم رياست جمهوري ايران ـ كه انشاءالله منجر به تقويت استحكام و انسجام داخلي و اقتدار ملي و ياس و نااميدي دشمنان خواهد شد به كار گيرند.
تعجب شهردار تهران از كمبود فضاي سبز تبريز
اين روزها به دليل افزايش ميزان ذرات معلق در هوا، نفس کشيدن در کلانشهر صنعتي تبريز به شدت مشکل شده و حتي براي افراد مريض و کودکان و کهنسالان خطرناک توصيف ميشود.
ميزان آلودگي هواي تبريز طي هفتههاي گذشته بارها به وضعيت هشدار رسيده و حتي منجر به تعطيلي مدارس در اين شهر شده است.
به گزارش خبرگزاري مهر، کارشناسان بر اين باورند عوامل بسياري در افزايش آلودگي هواي تبريز نقش دارد که البته بيشتر آنها ناشي از عوامل انساني است.
گرچه از سالها قبل زمزمههايي ناشي از مکان يابي نادرست محل استقرار صنايع در تبريز به گوش ميرسيد اما سال گذشته محمد معمارزاده، استاندار سابق آذربايجان شرقي در يک سخنراني کم سابقه پرده از ماجرا برداشت و مکان يابي نادرست محل صنايع تبريز را نوعي "خيانت" خواند.
وي گفت: صنايع تبريز اکنون در جنوب غرب اين شهر مستقر هستند و به دليل قرار گرفتن در مسير باد، تمام آلايندههاي آنها وارد تبريز ميشود.
با توجه به اين موارد، در روزهايي هواي شهر تبريز در وضعيت ايستا قرار گرفته و از بادهاي معروف آن خبري نباشد، آلايندههاي کارخانجات اطراف بر فراز اين کلانشهر انباشته شده و فضايي غيرقابل تحمل ايجاد ميکند.
در همين حال افزايش مونوکسيد کربن در هواي تبريز به دليل احتراق ناقص سوختهاي فسيلي يکي ديگر از عوامل آلودگي هواي اين منطقه عنوان ميشود.
مديرکل حفاظت محيط زيست آذربايجان شرقي در اين باره گفت: احتراق ناقص سوختهاي فسيلي در وسائط نقليه يکي از عوامل اصلي آلودگي هواي تبريز است.
وي تصريح کرد: تنها با ساماندهي سيتسم حمل و نقل و ترافيک شهري ميتوان از انتشار بي حد و حصر آلايندههاي مونوکسيد کربن در هواي شهر جلوگيري کرد.
در همين حال، کمبود شديد فضاي سبز در تبريز از ديگر عوامل افزايش ميزان آلودگي عنوان ميشود. کمبود فضاي سبز در تبريز به حدي مشهود است که محمدباقر قاليباف شهردار تهران سال گذشته به هنگام سفر به تبريز، از نبود فضاي سبز به اندازه کافي در اين کلانشهر اظهار تعجب کرد.
وي گفت: آنچه که من از داخل هواپيما بر فراز تبريز مشاهده کردم، فقر شديد اين شهر در حوزه فضاي سبز بود و من فکر نميکردم کلانشهر تبريز اين قدر با فقر فضاي سبز مواجه باشد.
عليرضا نوين، شهردار تبريز بارها در سخنرانيهاي خود کلانشهر تبريز را دومين کلانشهر فقير کشور در زمينه فضاي سبز عنوان کرده است!!
با اين حال اما در اجراي پروژههاي عمراني توجه چنداني به حفظ فضاي سبز نميشود به طوريکه براي احداث طرحهاي جديد، به راحتي از خير درختان تبريز ميگذرند و باغهاي اين کلانشهر با استفاده از دستاويزهاي قانوني چون کميسيون ماده 5 به راحتي تغيير کاربري داده ميشوند.
بر اساس اين گزارش، به غير از عوامل انساني، اين روزها عوامل طبيعي نيز در افزايش ميزان آلدوگي هواي تبريز به ايفاي نقش پرداخته است!
طبق اعلام اداره کل محيط زيست آذربايجان شرقي، نمودارهاي تغييرات ماهانه مرکز پايش و کنترل هوا از افزايش ناگهاني ذرات معلق در هوا خبر ميدهد.
بر اين اساس، مقدار اين ذرات در برخي از روزها به حدي است که گرد و غبار، فضاي شهر را کاملا در بر ميگيرد.
مديرکل حفاظت محيط زيست آذربايجان شرقي با بيان اينکه وضعيت هواي تبريز در اين روزها در شرايط هشدار و حتي اضطرار قرار گرفته تاکيد کرد: از بيماران قلبي، عروقي، ريوي و افراد مبتلا به آسم به ويژه سالمندان و کودکان درخواست ميشود از تردد غيرضروري و فعاليتهاي بدني در محيطهاي باز در وضعيتهاي هشدار اجتناب کنند.
سيد حسن نصرالله:
آيتالله بهجت پيروزي حزب الله لبنان را پيشبيني کرده بودند
دبيركل حزبالله لبنان امروز در آغاز سخنراني هفته گذشته خود رحلت آيتالله محمد تقي بهجت از مراجع تقليد جهان تشيع را تسليت گفت.
به گزارش فارس به نقل از شبكه تلويزيوني المنار لبنان، سيد "حسن نصرالله " در آغاز سخنراني خود به مناسبت سالروز "نكبت " (روز تشكيل رژيم جعلي صهيونيستي) گفت: وظيفه خود مي دانم كه رحلت آيت الله العظمي شيخ محمد تقي بهجت را به جهان اسلام و مراجع عظام ما بويژه امام خامنهاي و حوزههاي علميه تسليت عرض كنم.
وي افزود: رحلت آيت الله بهجت را به خصوص به خانواده و شاگردان وي تسليت عرض مي نمايم و ما در حزب الله تاثر عميق خود را به خاطر فقدان اين عارف رباني كه از مقاومت ما حمايت كرد، ابراز مي داريم و وي با دعاي خويش پشتوانه مقاومت بود و جز اولين كساني بود كه پيروزي سال 2006 ميلادي (جنگ 33 روزه) را به ما نويد داد و دوست دارم كه تاثر عميق خود را از رحلت اين عالم بزرگ ابراز دارم و از خداوند متعال مسئلت دارم كه علو درجات را به وي عطا فرمايد.
يکي از شاگردان نزديک و برجسته آيت الله بهجت « ره » گفت: اين فقيه بزرگوار انساني سالک، عارف و محقق و در مسايل سياسي بسيار تيز بين و نکته سنج بودند.
حجت الاسلام "محمد صالح موسوي" در گفت وگو با ايرنا افزود: رهبر انقلاب وقتي به قم مي آمدند، به ديدار اولين نفري که مي رفتند آيت الله بهجت «ره» بود و اين عالم رباني نيز رابطه بسيار صميمي با امام «ره» داشتند.
وي با تاکيد بر اينکه کمتر فقيهي مي تواند يک مرجع، محقق و عارف باشد، تصريح کرد: ايشان همه اين خصوصيات را دارا و در مسايل سياسي بسيار وارد بودند به شکلي که پيروزي حزب الله لبنان عليه رژيم صهيونيستي را در جنگ 33 روزه پيش بيني کرده بودند.
معیارهای انتخابات دهم
سفر رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی به استان کردستان، علاوه بر خیر کثیری که نصیب این منطقه نمود و عملا جریان وحدت و همبستگی ملی را کیلومترها به پیش برد، اما در این بین،تاکیدات صریح و آشکار معظم له بر تعیین شرایط کاندیدای اصلح برای پیشبرد گفتمان عدالت وپیشرفت در دهه چهارم انقلاب اسلامی نيز جلوههاي دلانگيز و درخشاني داشت.
مروري بر بیانات معظم له در اجتماعات گوناگونی که در استان کردستان ایراد فرموده بودند ، در عین حال كه شعف و شوق دلسوزان ملت و كشور را از ترسیم مبانی نظری حرکت توفنده انقلاب در گام های بعدی برميانگيزد، مسووليت ويژهاي را متوجه رسانهها و انديشمندان ميكند و آن تحليل و تبيين سخنان رهبري حكيم از زاويههاي گوناگون و فراموش نكردن اين مباحث عميق و بنيادين است.
با توجه به در پیش بودن انتخابات مهم دهمین دوره ریاست جمهوری و برای درک دیدگاه های صریح معظم له، در گام اول تنها به جمع آوری و نقل عبارات مهم ایشان در این چند روز سفر کردستان در این خصوص اکتفا كردهام:
«امروز برخلاف دوران طاغوت، دولتها خودشان به سراغ مردم مىآيند. يك روزى بود كه مردم بايد زحمت ميكشيدند، تلاش ميكردند تا به حضور دولتها برسند؛ امروز به بركت اسلام، دولتها هستند كه راه مىافتند و به استانهاى مختلف، شهرهاى مختلف و دورافتادهترينِ نقاط كشور ميروند؛ رئيس جمهور ميرود، وزير ميرود، مسئولين گوناگون ميروند. مردم بعضى از اين جاهائى كه رئيس جمهور در آنجاها حضور پيدا ميكند، ميگويند ما در دوران گذشته يك مديركل را هم در اينجا نديده بوديم! راست هم ميگويند. اين از بركت اسلام است. اسلام حكومتها را موظف ميكند كه به دشوارترين كارها و به ضعيفترين مردم بيشتر بپردازند تا به كارهاى آسان؛ و خوشبختانه امروز اين وجود دارد. خدا را سپاسگزاريم.
·
مىبينيد اگر چنانچه رئيس جمهورى شور و نشاط و شوق و اراده داشته باشد، چه خدمات بزرگى را براى اين كشور انجام ميدهد؛ ميخواهند اين نباشد
·
بهترين [ از ميان نامزدهاي رياست جمهوري] كيست؟ من نسبت به شخص، هيچگونه نظرى ابراز نميكنم؛ اما شاخصهائى وجود دارد. بهترين، آن كسى است كه درد كشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم يگانه و صميمى باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافيگرى خودش نباشد. آفت بزرگ ما اشرافيگرى و تجملپرستى است؛ فلان مسئول اگر اهل تجمل و اشرافيگرى باشد، مردم را به سمت اشرافيگرى و به سمت اسراف سوق خواهد داد.
·
نامزدهاى محترمى كه تاكنون نامنويسى كردهاند و مشغول تبليغات و اظهاراتى هستند - اگرچه حالا وقت قانونى هم نرسيده، اما تبليغات ميكنند؛ اشكالى ندارد - سعى كنند با انصاف عمل كنند. اثبات و نفىشان با توجه به حق و صدق باشد. چيزهائى را كه انسان ميشنود، باور نميكند كه از زبان نامزدها و آن كسانى كه دنبال اين مسئوليتها هستند، از روى صدق و صفا خارج شده باشد. گاهى انسان حرفهاى عجيب و نسبتهاى عجيبى ميشنود. اين حرفها مردم را نگران ميكند؛ كسى را هم به گويندهى اين حرفها دلبسته و علاقهمند نميكند! نامزدهاى محترم توجه داشته باشند: اذهان عمومى را تخريب نكنند. اين همه نسبت خلاف دادن به اين و آن، تخريب كنندهى اذهان مردم است؛ واقعيت هم ندارد؛ خلاف واقع هم هست. بنده كه از همهى اين آقايان اوضاع كشور را بيشتر ميدانم و بهتر خبر دارم، ميدانم كه بسيارى از اين مطالبى كه بعنوان انتقاد دربارهى وضع كشور و وضع اقتصاد و اينها ميگويند، خلاف واقع است؛ اشتباه ميكنند. انشاءاللَّه اشتباه است.
·
يكى از دشمنىها همين است كه اين پديدهى باارزشِ تأثير حضور مردم و نقشآفرينى مردم در ادارهى كشور و مديريت كشور را در تبليغات خودشان نفى كنند يا نديده بگيرند يا انكار كنند. بارها و بارها در اظهارات صريحشان، در اظهارات كنايهآميزشان، در انتخابات كشورمان خدشه كردند. نه؛ انتخابات كشور ما از انتخابات اكثر اين كشورهاى مدعى دمكراسى، هم آزادتر است، هم پرشورتر است، هم انگيزهى مردم در اين انتخابات بيشتر است. انتخابات پرشور، انتخابات خوب، سالم. دشمن خدشه ميكند. از دشمن انتظارى هم جز دشمنى نيست؛ چه انتظارى هست؟ بىتوقعى از دوستان است. بىتوقعى از كسانى است كه جزو اين ملتند؛ واقعيات را دارند مىبينند؛ مىبينند كه اين انتخابات چگونه سالم و متقن انجام ميگيرد، در عين حال، همان حرفى را كه دشمن ميزند، اينها هم ميزنند! من انتظارم اين است: كسانى كه با ملت ايرانند، جزو ملت ايرانند، توقع دارند ملت ايران به آنها توجه كنند، اينها ديگر عليه ملت ايران حرف نزنند و انتخابات ملت ايران را زير سؤال نبرند. مرتب تكرار نكنند كه آقا اين انتخابات سالم نيست؛ انتخابات، انتخابات نيست. چرا دروغ ميگويند؟ چرا بىانصافى ميكنند؟ چرا خلاف واقع ميگويند؟ چرا اين همه زحماتى را كه اين ملت و مسئولين در طول اين سالهاى متمادى متحمل شدند، نديده ميگيرند؟ چرا؟ چرا ناسپاسى ميكنند؟
·
اين كه يا مسئولان ما، يا در دورههاى انتخابات مثل وضع كنونى، نامزدهاى انتخاباتى ما براى جلب توجه ديگران حرفهاى غربىها را تكرار كنند، اين هيچ امتيازى محسوب نميشود. امتياز اين نيست كه ما آن چيزى را بگوئيم كه غرب مىپسندد. اينها كسانىاند كه با فكر ايرانى، فكر اسلامى، هويت اسلامى و ايرانى مخالفند. خدا را سپاس ميگوئيم كه ملت ايران آن رشد و آگاهى لازم را به دست آورد تا توانست بر اين همه موانع فائق بيايد.
·
اين موضوعى كه نگاه به آينده دارد، مسئلهى شعار دههى چهارم است - كه شروع شده - يعنى پيشرفت و عدالت. اعلام كردهايم كه اين دهه، دههى پيشرفت و عدالت باشد. البته با گفتن و با اعلام كردن، نه پيشرفت حاصل ميشود و نه عدالت؛ اما با تبيين كردن، تكرار كردن و همتها و عزمها را راسخ كردن، هم پيشرفت حاصل ميشود و هم عدالت. ما ميخواهيم مسئلهى پيشرفت و عدالت، در دههى چهارم به يك گفتمان ملى تبديل بشود. همه بايد آن را بخواهيم؛ تا نخواهيم، طراحى و برنامهريزى و عمليات تحقق پيدا نخواهد كرد و به هدف هم نخواهيم رسيد؛ بايد تبيين بشود.
·
امروز و در دوران عظمت اسلام، سربلندى نظام اسلامى و سربلندى ملت ايران به خاطر مواضع ضد استكبارىاش، آدم مىبيند اگر كسى در تريبونهاى جهانى در مقابل آمريكا و اسرائيل و صهيونيسم و همپيمانانشان بايستد و صريح حرف بزند، يك عدهاى اين جا خجالت ميكشند! دست به دست هم ميمالند وميگويند: آقا! آبرويمان رفت! مثل همان خجالت كشيدنى كه در دوران طاغوت، از نماز خواندن يكى ميبردند. چرا خجالت بكشيم؟! مواضع صريح ملت ايران - و بخصوص جوانها - در مقابل ظلمها و ستمهاى بين المللى هرگز نبايستى متوقف بشود.
·
اگر در پي انتخابات، كساني در مراكز گوناگون سياسي و اقتصادي روي كار بيايند كه بجاي ادامه راه امام و ترويج اصول و ارزشهاي امام و انقلاب، بخواهند با تملق گويي دولتهاي مستكبر غربي، به خيال خود موقعيتي براي ايران دست و پا كنند، اين براي ملت يك مصيبت است.
·
اين آگاهي عمومي، همچون تمامي صحنه هاي ديگر، در انتخابات نيز جلوه كند تا حضور آگاهانه ملت مانع از سركار آمدن كساني شود كه بخواهند در مقابل دشمنان تسليم شوند و آبروي ملت را ببرند.
· وطن
وطن یعنی همه آب و همه خاک
وطن یعنی همه عشق و همه پاک
به گاه شیرخواری گاهواره
به روز و درد پیری ، عین چاره
وطن یعنی پدر ، مادر ، نیاکان
به خون و خاک بستن عهد و پیمان
وطن یعنی هویت ، اصل ، ریشه
سرآغاز و سرانجام همیشه
وطن یعنی محبت ، مهربانی
نثار هر که دانی و ندانی
وطن یعنی نگاه هموطن دوست
هر آنجایی که دانی هموطن اوست
وطن یعنی زلال چشمه ی پاک
وطن یعنی درخت ریشه در خاک
ستیغ و صخره و دریا و هامون
ارس ، زاینده رود ، اروند ، کارون
دنا ، الوند ، کرکس ، تاق بستان
هزار و قافلانکوه و پلنگان
وطن یعنی بلندای دماوند
شکیبا ، دل در آتش ، پای در بند
وطن یعنی شکوه اشترانکوه
به دریای گهر استاده نستوه
وطن یعنی سهند صخره پیکر
ستیغ سینه در سنگ تمندر
وطن یعنی وطن، استان به استان
خراسان ، سیستان ، سمنان ، لرستان
کویر لوت ، کرمان ، یزد ، ساری
سپاهان ، هگمتانه ، بختیاری
طبس ، بوشهر ، کردستان ، مریوان
دو آذربایجان ، ایلام، گیلان
اراک و فارس ، خوزستان ، گلستان
بلوچستان و هرمزگان ، خراسان
وطن یعنی خلیج فارس، تهران
شكوه اردبيل و رشت و زنجان
بهشتی چشم را گسترده در پیش
ابوموسی و مینو ، هرمز و کیش
وطن یعنی همه سازندگی ها
رهایی از تمام بندگی ها
بریدن دست غیر از گردن نفت
صلای صبح ملی کردن نفت
وطن يعني ز دانش روشنايي
علوم هستهاي را آشنايي
پي دانش نياسودن، دويدن
ز ذرات اتم، نور آفريدن
وطن یعنی ز هر ایل و تباری
وطن را پاسبانی ، پاسداری
وطن یعنی دلیر و گرد با هم
وطن یعنی بلوچ و کرد با هم
وطن يعني همان خونين كفنها
قزلباشان، دلاور شاهسونها
وطن یعنی سواران و سواری
لر و کرد و یموت و بختیاری
همه یک جان و یک دل بودن ما
به دامان وطن آسودن ما
وطن یعنی دلی از عشق لبریز
گره باف ظریف فرش تبریز
وطن یعنی هنر یعنی سپاهان
حریر دستباف فرش کاشان
وطن یعنی کتیبه در دل سنگ
تمدن ، دین ، هنر ، تاریخ ، فرهنگ
وطن یعنی همه نیک و بهنجار
چه پندار و چه گفتار و چه کردار
وطن یعنی شب رحمت ، شب قدر
شب جوشن ، شب روشن ، شب بدر
هزاران نقش و خط مانده در یاد
صبا ، کلهر ، کمال الملک ، بهزاد
نکیسا ، باربد ، افسانه و چنگ
سرود تیشه ی فرهاد در سنگ
سر و سرمایه های سرفرازی
ابوریحان و خوارزمی و رازی
به اوج علم و دانش رهنوردی
ابونصر ، ابن سینا ، سهروردی
به بحر عشق و عرفان ناخدایی
عراقی ، رودکی ، جامی ، سنایی
وطن یعنی به فرهنگ آشنایی
دُر لفظ دری را دهخدایی
وطن یعنی جهانی در دل جام
وطن یعنی رباعیات خیام
وطن یعنی همه شیرین کلامی
عفاف و عشق در شعر نظامی
وطن یعنی نگاه مولوی سوز
حضور نور در شمس شب و روز
وطن یعنی پیام پند سعدی
زبان پیوسته در پیوند سعدی
وطن یعنی هوا و حال حافظ
شکوه باور اندر فال حافظ
وطن یعنی شب شهنامه خواندن
سخن چون رستم از سهراب راندن
وطن یعنی رهایی زآتش و خون
خروش کاوه و خشم فریدون
وطن یعنی زبان حال سیمرغ
حدیث یال زال و بال سیمرغ
وطن یعنی امید ناامیدان
خروش و ویله «گرد آفرینان»
وطن یعنی اذان عشق گفتن
وطن یعنی غبار از عشق رفتن
نماز خون به خونین شهر خواندن
مهاجم را ز خرمشهر راندن
سپاه جان به خوزستان کشیدن
شهادت را به جان ارزان خریدن
وطن یعنی هدف یعنی شهامت
وطن یعنی شرف یعنی شهادت
وطن یعنی شهید ، آزاده ، جانباز
شلمچه ، پاوه ، سوسنگرد ، اهواز
وطن یعنی شکوه سرفرازی
وطن یعنی ز عالم بی نیازی
وطن یعنی گذشته ، حال ، فردا
تمام سهم یک ملت ز دنیا
وطن یعنی كنام شرزه شيران
وطن یعنی همین جا ، یعنی ایران
يادي از معلم ادب و اخلاق،
دكتر عبدالرسول خيامپور نخستين استاد ممتاز دانشگاه تبريز
· حسن احمدي گيوي
هر جا كه ز ما نام و نشاني طلبيدند
آوازة نامت سند معتبري بود
از رخسارش وقار و نجابت، از گفتارش صفا و صداقت و از رفتارش كمال عطوفت ميتراويد. خُرداندام بود و كوتاه قامت با شخصيتي بلند و والا. شگفتانگيز بود كه چگونه، يك جهان سجايا و مكارم انساني در آن جُثة خُرد جاگرفته بود! هنگامي كه پشت ميز معاونت و رياست دانشكده (ادبيات دانشگاه تبريز) مينشست و ارباب رجوع را به نشستن در مبل و صندلي روبهرو اشارت ميفرمود، چهرة مهرانگيز و دلآويزش در پشت ميز به ماهِ دلافروز ميمانست كه از پشت ابر، نرمنرمك، رخ مينمايد و به دشواري ديده ميشود!
ادب به هر دو معني در ذات و صفاتش تجلي داشت. مؤدب و شمرده و سنجيده و آهسته و آرام حرف ميزد، و هرگز سخني نسخته و نپخته بر زبان نميراند. كم سخن ميگفت. بسيار ميخواند و بسيار مينوشت و بسيار ميانديشيد و بسيار ميپژوهيد. لبخند مهرآميزي بر لب داشت، ولي من در همة دوران پرافتخار شاگرديام نه خندة بلند استاد را شنيدم و نه اخم و خشم ايشان را ديدم. استادي بود از تبار دانش و انديشه و ذوق، و از ديار عاطفت و انسانيت، كه چون درختي برومند در گوشهاي از خطة مردخيز تبريز روييده و باليده بود و رهگذران، از تبريزي و نيريزي، و شيرازي و اهوازي تا ديگر ايراني، از برگ و بار و سايهاش برخوردار بودند و يا شمعي بود كه ميسوخت و بزم دانشجويان و جان و دل آنان را به نور ادب و دانش و بينش روشن ميساخت. شخصيتاش آميزهاي بود از ادب و ذوق و صفا و دانش و فروتني و آزرم و عطوفت و خوشرويي و خوشخويي و آزادگي و فرزانگي و ديگر فضايل اخلاقي. معلم نمونهاي بود در ميان همة معلمهاي دلسوز و دلسوختة ايراني.
استاد ما از چاپلوسي، سخت بيزار بود. نه خود براي شخص يا مقامي چاپلوسي ميكرد و نه به دانشجو يا كسي ديگر امكان چاپلوسي نسبت به خودش ميداد. خوب به خاطر دارم: هنگامي كه استاد محبوب فقيد دكتر ماهيار نوابي، رئيس وقت دانشكده ادبيات تبريز [پيش از انقلاب اسلامي] به سمت رايزن فرهنگي، آهنگ رفتن به آمريكا داشت و مجلس توديع و بزرگداشتي برايش ترتيب يافته بود؛ استاد به عنوان معاون ايشان پشت تريبون رفت و چون لب به سخن گشود، فرمود: ما ايرانيها عموماً و آذريها خصوصاً هنگامي كه بر سر دوراهياي قرار ميگيريم كه گزينش يكي، بر چاپلوسي، و دومي، بر جهالت حمل شود، گزينة دوم را ترجيح ميدهيم! سپس به معرفي صادقانة دكتر نوايي پرداختند و خدمات او را برشمردند.
كلاس استاد، هم ارزنده و آموزنده بود و هم آزاد و زنده. به پرسشهاي دانشجو با احترام و دقت، گوش فرا ميداد و با محبت و دقت پاسخ ميگفت. در سر كلاس، كلمهاي بيرون از دايرة درس و بحث بر زبان نميآورد. نه از كسي بدگويي ميكرد، نه به دانشجويي اجازة بدگويي از استاد يا كسي ديگر را ميداد.
نسبت به دانشجويان، هم مقام استادي داشت، هم مقام پدري و هم مقام دوستي! يعني هم در آن واحد به عنوان يك استاد دلسوز و دردآشنا و دانشمند، ارشاد و تربيت و تعليمش ميكرد و هم به عنوان پدري مهربان و نكتهدان، به سرنوشت و خوشبختياش عشق ميورزيد و هم در مقام يك دوست صميمي و گرم به گفتمان و همدردي و رايزنياش ميپرداخت.
از آثار وجودي استاد، افزون بر هزارها جوان و دانشجوي دانشآموخته، به دو يادگار و ابتكار ارزندهاش ميتوان اشاره كرد: نخست، تأليف فرهنگ سخنوران كه همة گويندگان زبان فارسي از كوچك و بزرگ، ايراني و غيرايراني، ديروزي و امروزي را با ذكر مأخذ و مآخذ گوناگون معرفي كرد و در اين ابتكار، از صدها مرجع و منبع بهره گرفت و كار را براي دانشجويان و ادب دوستان و پژوهشگران آسان ساخت.
ابتكار و شاهكار دوم، كه بسيار مهمتر و با ارزشتر از اولي است، نگارش دستور زبان فارسي با استخراج قواعد زبان از متون معتبر فارسي است كه دستور سنتي را به كلي دگرگون ساخت و اساس آن را بر هم زد، كه به عنوان نمونه تنها به يكي از نوآوريها و نكتهيابيهاي ايشان بسنده ميشود: شادروان استاد عبدالعظيم قريب و روانشادان پنج استاد معروف و پيروانشان براي اسم، چهار حالت يا نقش قايل شدهاند: 1ـ فاعلي، 2ـ مفعولي، 3ـ اضافي، 4ـ ندا؛ و اين نظر، محل تأمل است، زيرا اولاً اسم، حالتي مستقل به نام حالت فاعلي ندارد؛ بلكه حالت مسنداليهي (نهادي) دارد كه خود نهاد، پنج دسته است و تنها يكي از گونههاي پنجگانة آن، فاعل است كه كاري انجام ميدهد:
1ـ انجام دادن كاري را به مسنداليه نسبت ميدهيم: «مسعود آمد».
2ـ داشتن صفتي به مسنداليه نسبت داده ميشود: «مسعود باهوش است».
3ـ پذيرفتن صفتي را به مسنداليه نسبت ميدهيم: « مسعود بيمار شد».
4ـ پذيرفتن كاري به مسنداليه نسبت داده ميشود (مسنداليه در اصل، مفعول بوده): «مسعود ديده شد».
5ـ وجود داشتن را به مسنداليه نسبت ميدهيم: «مسعود هست؟ نه. نيست . به دانشگاه رفته».
همانگونه كه در مثالها ميبينيم، مسعود، تنها در جملة نخست، فاعل فعل و كنندة كار است.
اگر ما به جاي حالت مسنداليهي، حالت فاعلي را به اسم نسبت دهيم، چهار دستة ديگر مسنداليه (نهاد) در جملههايي مانند مثالهاي بالا بلاتكليف ميمانند.
ثانياً: اسم، افزون بر چهار حالت ياد شده، حالتها يا نقشهاي ديگري هم دارد كه شادروان دكتر خيامپور، شمار آنها را به 13 رسانده است: 1ـ فاعلي، 2ـ مسنداليهي، 3ـ مسندي، 4ـ مفعول صريحي، 5ـ مفعوم غيرصريحي، 6ـ اضافي، 7ـ ندايي، 8ـ قيدي، 9ـ عطفي، 10ـ بدلي، 11ـ متممي، 12ـ تميزي، 13ـ وصفي. حال اگر ما حالات اسم را محدود به چهار حالت بكنيم، تكليف اسمهايي مانند «شنبه»، «صبح»، و «برادر» كه درجملههاي زير به ترتيب، حالت مسندي، قيدي و بدي دارند، روشن نيست: امروز شنبه است؛ صبح به مدرسه رفتم؛ علي برادر فاطمه آمد.
و شادروان دكتر خيامپور با ابتكار خويش، همة اين گونه اشكالات و ابهامات را از دستور زبان فارسي زدوده است.
استاد، شعر نيز ميسرود، ولي بُعدِ فضل و فضيلت شخصيتاش بر شاعرياش ميچربيد. و چون قريحة شاعري خود را بروز نميداد، ما تنها هنگامي از طبع شعرشان آگاهي يافتيم كه قطعهاي از ايشان را در مجلة يغما در پاسخ شكوهنامة استاد فقيدمان دكتر احمدعلي رجايي بخارايي خوانديم. شكوهنامة شادروان دكتر رجايي، مطلع و مقطع زير را داشت:
به تبريزم چو گوهر در دل سنگ
كسي قدر و بهاي من نداند ...
كجاييد اي عزيزان: تا دو چشمم
به خاك پايتان گوهر فشاند
و پاسخِ نامة مؤدبانه استاد خيامپور، مطلع زير را داشت:
ز تبريزي، عزيزم! شِكوه كم كن
كه از تبريزيان، شِكوه نشايد...
و شاه بيتاش كه از خُلق و خوي تبريزي سخن ميراند، بيت زير بود:
زبان ميبندد و آيينه كردار
تو را چونان كه هستي، مينمايد
***
در آن روزگاران كه ما در دانشكدة ادبيات تبريز درس ميخوانديم، گروه ادبيات فارسي دانشگاه تبريز، شأني ديگر و حال و هوايي ديگر داشت و هيچ يك از گروههاي آموزشي ديگر دانشگاه تبريز و گروههاي ادبيات فارسي دانشگاههاي استانهاي ديگر، ياراي همسري با آن را نداشتند، و آن، به بركت وجود استادان نخبه و نامآور، چون استاد يگانه و آزاده و انديشمندم جناب آقاي دكتر منوچهر مرتضوي ـ كه خداوند بر عزت و عمر پُربارشان بيفزايد ـ و نيز روانشادان: دكتر عبدالرسول خيامپور، دكتر يحيي ماهيار نوابي، استادمحمدامين اديب طوسي، استاد سيدحسن قاضي طباطبايي، دكتر احمدعلي رجايي بخارايي، استاداحمد ترجانيزاده و دكتر محمدجواد مشكور بود كه يكيكشان از اركان استوار ادب و دانش ايران بودند و ماية افتخار و آبروي دانشكدة ادبيات تبريز و همة دانشگاهها.
نگارنده را اين سعادت بود كه هم در درس دستور زبان فارسي و هم در درس سبكشناسي و تاريخ ادبيات، افتخار شاگردي استاد را داشتم و هم استادِ راهنماي پاياننامة دورة كارشناسيام ايشان بودند؛ يعني در تمام دوران تحصيل دانشگاهيام در تبريز به طور مستقيم و مستمر در خدمت استاد بودم. استاد براي درسهاي سبكشناسي و تاريخ ادبيات، جزوه نداشتند و براي دستور نيز در آغازِ كار، جزوه دادند كه در خلال تحصيل تبديل به كتاب شد و دستور معروف استاد خيامپور به زيور طبع آراسته گرديد و ايشان تنها استادي بودند كه از كتاب تأليف خود تدريس ميفرمودند و ما بدان ميباليديم. دربارة استاد راهنمايي ايشان به عنوان حقشناسي و نمايانتر نشان دادن چهرة انسانيشان ذكر يكي دو نكته و خاطره را بيوجه نميدانم:
استاد در تمام دوران راهنماييشان با وجود داشتن معاونت يا رياست دانشكدة ادبيات، هميشه با خوشرويي و مهرباني، بنده را ميپذيرفتند و راهنمايي دقيق و آموزنده داشتند.
موضوع پاياننامة بنده «سبك و افكار و آثار ملكالشعراي بهار» بود و بنده ديوان ملكالشعراي بهار را نداشتم. خريد آن هم براي بنده كه « دانشجو ـ معلم» بودم سنگين و دشوار بود. ايشان در آغاز به كارم يادداشتي به رئيس كتابخانة دانشكده نوشتند و او ديوان بهار را در اختيارم قرار داد و چون طبق مقررات كتابخانه، نگهداشتن كتاب آن، بيش از يك ماه جايز نبود، استاد در همة دوران نگارش رسالهام، سرِ هر يك ماه، يادداشت مجددي مينوشت و رئيس كتابخانه، رسيدِ بنده را تجديد ميكرد.
در آن دوره ( حدود سالهاي 1338 و 39) نگارش پاياننامه در دورة كارشناسي، نه تنها اجباري بود، بلكه پاياننامه، ارزش و اعتبار ويژهاي داشت، به طوري كه در مدرك تحصيليمان تنها نمرة پاياننامه ذكر ميشد و به نمرات يا معدل امتحاني دروس اشارهاي نميرفت. پاياننامهاي كه نگارنده به راهنمايي و ارشاد و عنايت ايشان نوشتم با نمرة عالي 19 پذيرفته شد كه در گواهينامهام مندرج است. يكي از دوستان باذوق و باسوادم هم كه در سال تحصيلي بعد، استاد راهنماي پاياننامهاش مرحوم استاد خيامپور بودند، پاياننامهاش با نمرة خيلي خوب 18 پذيرفته شد. دوستم از استاد پرسيده بود: «چرا به پاياننامة من نمرة بالاتر نداديد؟» ايشان فرموده بودند: «من به پاياننامة دكتر ... كه بزرگترين استاد شما هستند، نمرة 17 دادهام». دوستم گفته بود: «ولي به پاياننامة احمدي گيوي نمرة عالي 19 دادهايد». ايشان فرموده بودند: « پاياننامة فلاني استثنايي بود». البته بنده اين افتخار را به حساب لطف و بزرگواري استاد مينويسم، نه كار و كوشش خودم؛ همانگونه كه استقبال از دو جلد دستور 1 و 2 كمك درسي انتشارات فاطمي را كه با دوستم آقاي دكتر حسن انوري نوشتهايم و در عرض 12 سال، 25 بار چاپ و تجديد شده، از افتخار و بركت شاگردي و برخورداري از تقرير و تحقيق و تأليف ايشان ميدانيم، نه كوشش و پژوهش خودمان.
استاد، پس از بازنشستگي، پايانههاي زندگي را در تهران گذراند. جاي آن بود كه با فقدان شادروان دكتر معين، كرسي استادي دستور زبان فارسي به دست ايشان سپرده ميشد، كه بيش از همه اهليت و مناسبت داشت. افسوس كه چنين نشد و او تنهاي تنها در گوشهاي از تهران بزرگ، دوران كهنسالي را گذراند.
در تهران سه بار استاد را زيارت كردم: بار نخست از دانشگاه تهران با خودرو بيرون ميآمد. در نزديكي درِ بزرگ دانشگاه ديدم از دانشگاه خارج ميشوند. خودرو را نگه داشتم. پياده شدم. به سويش شتافتم. عرض ادب كردم. خواستم از سر جان، دستش را ببوسم. دستوري نداد. سوارش كردم. به منزلش رساندم كه در مرز اميرآباد و يوسفآباد بود. تعارف فرمودند. اجازه خواستم دو روز ديگر با دوستم آقاي دكتر حسن انوري به خدمتشان برسيم. طبق قرار، مشرف شديم. از ديدار و موفقيتهايمان خشنوديها كرد. ساعتي در خدمتش بوديم. خوشساعتي بود. مانند هميشه از محضر گرمش استفاده كرديم. بار سوم با شنيدن خبر بيماريشان تشرف يافتم. افسوس! ديگر دل و دماغ و سلامت و شناخت ارادتمندان و شاگردان و دوستداران را نداشت! سرانجام آن نمونة والاي انسانيت، آن تنديس ادب و فضل و فضيلت، آن تجسم فروتني و عطوفت در فروردين ماه 1358 از همگان گسست و به دوست پيوست و شاگردان و مريدان و فضيلتدوستان بيشمارش ـ همچو مني ـ را غرق حسرت و ماتم ساخت. روانش شاد خاك پاكش عنبرافشان باشد!
|
|
|
اهداف رژيم صهيونيستي از مناسبات با دولت باكو
اشاره:
طي روزهاي اخير مطبوعات باكو از سفر قريبالوقوع رييس جمهور رژيم صهيونيستي به باكو خبر داده و نوشتهاند كه دولت باكو در سطح بالا از رييس رژيم خون و ترور و اشغالگري در باكو استقبال خواهد كرد. دولت باكو طي سالهاي اخير نشان داده كه علاقه خاصي به رژيم صهيونيستي دارد و تاكنون امتيازات فراواني به اين رژيم اشغالگر و جعلي اعطا كرده است. باكو بيش از نيمي از نفت مورد نياز اسراييل را تأمين ميكند. اين دولت با حمايت از سياستهاي رژيم صهيونيستي، و سكوت در برابر جنايتهاي اين رژيم در لبنان و فلسطين همكاري تنگاتنگ اقتصادي و اطلاعاتي با اين رژيم عليه مسلمانان نشان داده است كه يكي از حاميان اصلي صهيونيسم جهاني است. سفر رييس رژيم اشغالگر قدس به باكو بعد از جنگ غزه و كشتار بيش از 400 كودك در اين منطقه، حاكي از آن است كه انعطاف دولت باكو در برابر صهيونيسم حد و مرزي ندارد. مقالة ذيل مرور كوتاهي است بر مناسبات دولت باكو و رژيم صهيونيستي به قلم احمد كاظمي:
طي 15 ساله گذشته، رژيم نژادپرست اسرائيل از جمله بازيگراني بوده است كه به دلايل متفاوت كوشيده است تا به هر نحو ممكن، نفوذ خود را در منطقه قفقاز به ويژه ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) گسترش دهد. اقدام به توصيه بنگوريون مبني بر لزوم توسعه روابط اسرائيل با كشورهاي غيرعربي نزديك به خاورميانه، وجود ذخاير عظيم انرژي در سواحل باكو و انتقال يهوديان به سرزمينهاي اشغالي، بخشي از دلايل تلاش اسرائيل براي گسترش نفوذ در جمهوري آذربايجان است.
يكي از مهمترين دلايل تلاش اسرائيل براي نفوذ بيشتر در ساختار دولت باكو و گسترش نفوذ در ايران شمالي، وجود مرز طولاني و منحصر به فرد جمهوري آذربايجان با ايران به عنوان كشوري كه تلآويو بارها آن را مهمترين دشمن اسرائيل عنوان كرده است، ميباشد. ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) به خاطر داشتن اشتراكات فراوان با ايران و علاقه و ارادت مردم اين سرزمين به ايران، به شدت اسرائيل را نگران ساخته است. از اين رو نيز هرگاه گامي براي گسترش مناسبات تهران ـ باكو برداشته ميشود، محافل وابسته به صهيونيسم در باكو تلاش ميكنند كه با تبليغات منفي در مناسبات دو كشور خلل ايجاد كنند. اين موضوع در سفر سال 2004 (1383) آقاي سيدمحمدخاتمي، رئيس جمهوري وقت ايران، به باكو و هم در سفر سال 2005 (1384) الهام علي اف، به تهران قابل لمس بود. اساساً سياست ايرانستيزي و تخريب وجهه ايران در باكو و طرح مسائلي خيالي نظير «آذربايجان بزرگ!» و فعاليت گروهكهاي ضدايراني با حمايتهاي مالي و معنوي رژيم صهيونيستي در باكو صورت ميگيرد. جمهوري اسلامي ايران به دليل پيوندها و امتيازهاي تاريخي، فرهنگي و جغرافيايي كه با منطقه آسياي مركزي و قفقاز دارد، براي حضور در منطقه از موقعيت مناسبي برخوردار است. طبيعي است حضور همهجانبه ايران در منطقه به عنوان اصليترين كشور مخالف رژيم صهيونيستي، وزنه را به سود جبهه ضد صهيونيستي در جهان تغيير خواهد داد. در نتيجه، مقابله با حضور ايران در منطقه يكي از اهداف امنيتي تنشزاي اسرائيل در منطقه قفقاز و آسياي مركزي ميباشد. رژيم صهيونيستي كوشش ميكند تا اسلام و ايران را خطري براي باكو نشان دهد و با استفاده از اين سياست فريبآميز، باكو را براي همكاري گستردهتر با خود همراه سازد. اين در شرايطي است كه ايران همواره حامي جمهوري آذربايجان (ايران شمالي) بوده و حمايتهاي سياسي تهران از باكو در مجامع بينالمللي و نيز كمكهاي اقتصادي ايران به ملت و دولت باكو چه در چارچوب كميته امداد و چه خارج از آن شايد با هيچ كشور ديگري قابل مقايسه نباشد. گفته ميشود، رژيم صهيونيستي براي تبليغات ضدايراني حتي مطبوعاتي را در باكو اجاره ميكند. سفارت اسرائيل در باكو با پرداخت مبلغ قابل توجهي پول به مطبوعات ، آنها را به انتشار اخبار كذب عليه ايران ترغيب ميكند. براي نمونه، در سال 2004 (1383) يكي از مسئولان سفارت اسرائيل در باكو طي ملاقاتهاي جداگانهاي با مديران روزنامههاي باكو، مقالهاي بياساس درباره واگذاري منطقه مغان ايران به ارمنستان را همراه يك چك بانكي به عنوان كمك مالي اسرائيل به مطبوعات باكو تحويل داده است. هدف اسرائيل از اين اقدام، تحريك افكار عمومي عليه ايران ميباشد. برخي از روزنامههاي باكو از انتشار خبر مجعول مذكور در ازاي دريافت پول خودداري كردهاند، اما تعدادي از مطبوعات باكو از همكاري كامل خود با سفارت اسرائيل خبر داده و مقاله مذكور را به همراه داستانسازيهاي جانبي منتشر كردهاند.(1) ( جالب اين كه برخي مطبوعات محلي موسوم به مطبوعات بيگانهگرا در اردبيل كه با سفارت باكو در تهران نيز مرتبط بودند، خبرهاي سفارت اسراييل دربارة واگذاري مغان به ارمنستان را منتشر كردند!)
از مهمترين اهداف اسرائيل در قفقاز ، تلاش براي مقابله با گسترش اسلامگرايي است. منطقه قفقاز به ويژه ايران شمالي به دليل شرايط فرهنگي و تاريخي كه از آن برخوردار است، بستر مناسبي براي رشد گرايشهاي اسلامگرايانه دارد. از همان اوايل به استقلال رسيدن جمهوريهاي قفقاز، نگراني قدرتهاي جهاني و منطقهاي مخالف گرايشهاي اسلامي، به تلاش براي ريشهكن كردن اين نوع گرايشها در منطقه منجر شد. در اين ميان، اسرائيل كه رشد جريانهاي اسلامي در هر نقطه از جهان را مخالف موجوديت و حيات خويش ميداند، تلاش براي مقابله با اسلامگرايي در قفقاز را از اهداف اساسي خود براي نفوذ در اين منطقه قفقاز در راستاي تحقق بخشيدن به اين هدف صورت ميگيرد. البته اسرائيل در پيگيري سياست مقابله با اسلامخواهي در منطقه از پشتيباني و حمايت برخي دولتهاي منطقهاي و فرامنطقهاي نيز برخوردار است. رژيم صهيونيستي در كنار مقابله با اسلامگرايي در ايران شمالي ، به دنبال تقويت فرقههاي ضالّه در اين كشور با استفاده از خلأهاي متعدد موجود نيز است. در اين راستا، تبديل كردن باكو به پايتخت بهاييها مورد توجه تلآويو است.
در سال 2005 (1384) فاش شد كه بنابر توافقات صورت گرفته ميان مقامات باكو و اسرائيل ، باكو به مركز فعاليت فرقه بهاييت تبديل ميشود. پس از پيگيري سفارت اسرائيل و كسب مجوز مقامات باكو، انجمن بهاييان، فعاليت خود را عملاً آغاز كرده است. در عين حال محافل وابسته به صهيونيستها مارس 2005، اولين لژ فراماسونري را در باكو تشكيل دادند.
يكي از اهداف امنيتي اسرائيل در منطقه قفقاز، گسترش فضاي امنيتي خود است. عدم مشروعيت سياسي اسرائيل در ميان بسياري از كشورهاي خاورميانه سبب شده است تا اسرائيل فضاي مناسبي براي تحرك لازم در منطقه را نداشته باشد. در چنين شرايطي، حضور در منطقه قفقاز و آسياي مركزي با توجه به ويژگيهاي ژئوپليتيكي خاصي كه اين منطقه دارد، انتخاب مطلوبي براي اسرائيل محسوب ميشود. در اين راستا، تلاش براي جلب همكاري جمهوريهاي آسياي مركزي و قفقاز در مجامع بينالمللي، كاهش فشارها عليه اسرائيل، خارج كردن خود از بحران مشروعيت سياسي، جلوگيري از تشكيل جبهه ضد اسرائيلي در منطقه و گسترش سطح تماس با برخي كشورهاي اسلامي به منظور ايجاد تفرقه ميان آنها، از جمله اهداف اسرائيل در قفقاز محسوب ميشود. تسلط بر منابع انرژي ايران شمالي و مشاركت در پروژههاي سودآور اقتصادي و اطلاعاتي ( در حوزههاي مخابرات، كشاورزي، تجهيزات نظامي و ...) نيز از جمله اهداف رژيم صهيونيستي است.
يكي ديگر از اهداف اسرائيل در قفقاز و آسياي مركزي ، تسهيل مهاجرت يهوديان اين منطقه به فلسطين اشغالي به طور خاص و يهوديان مقيم اتحاد جماهير شوروي سابق به طور عام ميباشد. اين موضوع از ترس تلآويو در خصوص نابرابر شدن شديد جمعيت مسلمان فلسطيني نسبت به يهوديان ناشي ميشود. اين نگراني به ويژه از سال 2001 (1380) با آغاز انتفاضه جديد مردم فلسطين و افزايش ميزان مهاجرت يهوديان از سرزمينهاي اشغالي (پديده مهاجرت معكوس) بيشتر شده است. به ادعاي ايتان نايه(2)، سفير سابق رژيم صهيونيستي در باكو، حدود هشتاد هزار يهودي در اطراف باكو و ساير مناطق كشور زندگي ميكنند. حال آنكه تعداد يهوديان در اين منطقه پانزده هزار نفر است. به گفته مقامات باكو نيز از سال(1370) 1991 تا 1384 (2005)، بيش از پنج هزار نفر از يهوديان مقيم در شمال غربي اين كشور به ويژه از« شهرستان قبا» به فلسطين اشغالي مهاجرت كردهاند. گفته ميشود در طول اين سالها از سراسر شوروي سابق، بيش از يك ميليون يهودي به فلسطين اشغالي مهاجرت كردهاند. رژيم صهيونيستي تلاش دارد قشر تحصيل كرده و نخبه يهوديان ايران شمالي را به فلسطين اشغالي بفرستد و از ساير يهوديان ساكن نيز براي اهداف جاسوسي استفاده كند. در اين راستا نيز ارتقاي جايگاه يهوديان و ترويج تفكرات صهيونيستي در ايران شمالي از جمله اهداف رژيم صهيونيستي ميباشد. كنفرانس يهوديان در سال (1380) 2001 نيز با چنين هدفي در باكو برگزار شد. اسرائيل با بهرهگيري از اقليت يهودي ساكن و بيشتر در چارچوب فعاليتهاي اقتصادي در جمهوريهاي قفقاز از آنان به عنوان اهرم نفوذ براي ترويج انديشههاي صهيونيستي استفاده ميكند. تبليغ يهوديت در جمهوري آذربايجان نيز از جمله نتايج مناسبات باكو با رژيم صهيونيستي است. مؤسسات اسرائيلي با شيوههاي مختلف از جمله كمكهاي مالي به خانوادههاي فقير و گرسنه، برگزاري مراسمهاي مختلف سخنراني و ... به تبليغ يهوديت پرداخته و كوشش ميكنند با جذب مسلمانان مستضعف، تعداد يهوديان را در اين كشور افزايش دهند. همچنين رژيم صهيونيستي، جمهوري آذربايجان (ايران شمالي)را يكي از خاستگاههاي اصلي و تاريخي قوم يهود معرفي ميكنند.
از اين رو ميتوان گفت، ايران شمالي جايگاه خاصي در سياست خارجي رژيم صهيونيستي دارد و حتي مقامات تلآويو نيز بر آن اذعان كردهاند. براي نمونه، رومان برونفمان(3)، عضو پارلمان اسرائيل و رئيس هيأت اسرائيلي شركت كننده در مراسم تدفين حيدر علياف، در سال 1382 (2003 ) با تأكيد بر اينكه حيدرعلياف شخصي بود كه كشور را به كشوري معاصر، غربگرا تبديل كرد افزود كه اسرائيل جايگاه خاصي را در سياست خارجي خود به باكو اختصاص داده و تصميم مبني بر اعزام كميسيون ويژه به باكو نمايانگر احترام عميق به حيدرعلياف ميباشد كه كارهاي زيادي براي تحكيم روابط دوجانبه انجام داده است.(4)
به باور كارشناسان سياسي، نگرش سياسي اشتباه دولتمردان كشورهاي كوچك قفقاز، فشارهاي غرب، وجود رهبران لائيك در منطقه، سانسور جنايات رژيم تروريستي اسرائيل در رسانههاي جمعي منطقه و وجود جمعيت يهوديان در منطقه قفقاز و آسياي مركزي، از عوامل تسهيلكننده حضور اسرائيل در قفقاز جنوبي است. اسرائيل با همياري آمريكا اهداف توسعهطلبانهاي در منطقه قفقاز جنوبي دنبال ميكند كه بخشي عمده از آنها براي جلوگيري از شكلگيري و تثبيت همكاريهاي جمعي در منطقه و استفاده از اراضي كشورهاي منطقه براي انجام اقدامات ضدامنيتي است. اغلب اهداف اسرائيل در منطقه قفقاز جنوبي تنشزا بوده و ترتيبات امنيتي اين منطقه را پيچيده ميسازد. در واقع رژيم صهيونيستي بنابر ماهيت جنگطلبانه خود، وضعيت «نه جنگ، نه صلح» در منطقه را زمينه مناسبي براي حضور در اين منطقه ميداند و در اين راستا نيز تلاش ميكند. تحركات مشكوك اسرائيل در رابطه با مناقشات آبخازيا و اوستياي جنوبي و قرهباغ از جمله ارتباط با دولتهاي خودخوانده مناطق و رأي ممتنع به تماميت ارضي جمهوري آذربايجان (ايران شمالي) در سازمان ملل نشاندهنده اين امر است. حتي تلاشهاي اقتصادي اسرائيل در منطقه قفقاز نيز ماهيتي سياسي و امنيتي دارند.
روابط رسمي رژيم صهيونيستي و دولت باكو در سال1371 (1992) آغاز شد و پس از آن رژيم صهيونيستي كوشيده است در همه زمينهها مناسبات خود را با باكو گسترش دهد. وجود عناصر وابسته و ضدايراني در دولت باكو در اوايل استقلال نظير ابوالفضل ايلچيبيگ، زمينه را براي نفوذ رژيم صهيونيستي هر چه بيشتر فراهم ساخته بود. البته به رغم تمام تبليغاتي كه توسط امپراتوري رسانهاي صهيونيستها در سطح جهان از جمله قفقاز ميشود، انزجار از رژيم صهيونيستي در ميان مردم باكو و ساير شهرها و مناطق مانند گنجه ، لنكران، و ... مشهود است. از اين رو نيز رژيم صهيونيست در ابتدا كوشيد از كانال تركيه وارد باكو شده و اين كشور را مركز ثقل سياستهاي خود در قفقاز قرار دهد. اتحاد سه جانبه آنكارا، باكو و رژيم صهيونيستي نيز در اين راستا در دهه 90 مطرح شد. رژيم صهيونيستي علاوه بر استفاده از تركيه (قبل از تشكيل دولت اسلامگرا در تركيه)، براي نفوذ و حضور در ايران شمالي به دو حربه اقتصاد و اشاعه دموكراسي نيز تمسك جسته است. در اين راستا قراردادهاي مختلف اقتصادي ميان رژيم صهيونيستي و دولت باكو و نيز ميان شركتهاي دو طرف امضا شده است. تلآويو در پوشش اين فعاليتهاي اقتصادي و صدور فناوريهاي جديد، اهداف امنيتي خود را تعقيب كرده است. از اين رو، جاي تعجب نيست كه فعاليتهاي كشاورزي رژيم صهيونيستي در اراضي نزديك به ايران متمركز است و يا فعاليتهاي مخابراتي رژيم صهيونيستي در اراضي و شهرهاي مرزي نزديك به ايران متمركز است . رژيم صهيونيستي از طريق نهادهايي نظير سوروس و سوخُنوت و سلام ـ شالوم به بهانه اشاعه دموكراسي و همچنين در چارچوب مؤسسات به ظاهر خيريه، به دنبال پيگيري اهداف توسعهطلبانه خود در كشور است و اين گونه فعاليتهاي رژيم صهيونيستي به ويژه پس از درگذشت حيدرعلياف، به شدت در اين كشور افزايش يافته است. در اين ميان، به رغم ناخشنودي جهان اسلام، دولت باكو در دوران حكومت عليافها سطح مناسبات خود را با رژيم صهيونيستي كاهش نداده است. حال آنكه تركيه كه مناسباتي به مراتب عميقتر با رژيم صهيونيستي داشته است، بارها اين اقدام را در شيوههاي مختلف انجام داده است. دليل اين امر در وهلة اول دشمني دولت باكو با ارزشهاي اسلامي و هراس از رويكرد جدّي مردم به آموزههاي ديني است كه ميتواند براي دولت ضدديني باكو مشكلات جدّي فراهم كند و در وهلة بعد اهداف اقتصادي، سياسي و نظامي است كه باكو از مناسبات با رژيم صهيونيستي دنبال ميكند. اما هيچ كدام از انتظارات باكو تحقق نيافته است و نه تنها از سرمايهگذاريهاي كلان و سودمند اسرائيل در اقتصاد باكو خبري نيست، بلكه حضور شركتهاي اسرائيلي در اراضي اشغالي و به نفع جداييطلبان قرهباغ، همچون خنجري از پشت به باكو محسوب ميشود. اسرائيل به خاطر ملاحظات در مناسبات با ارمنستان از فروش تجهيزات نظامي قابل توجه به باكو خودداري و حتي چندين بار رأي مثبت به تماميت ارضي جمهوري آذربايجان (ايران شمالي) نيز نداده است و به لغو مصوبه 907 آمريكا كه درخواست مكرر باكو از لابي يهودي است، كمكي نكرده است. (طبق اين مصوبه دولت باكو از برخي كمكهاي آمريكا محروم است) اين در شرايطي است كه رژيم صهيونيستي اهداف گسترده و تنشزايي در ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) دنبال كرده و ميكند. خلل در مناسبات ايران با باكو، تخريب وجهه ايران، تضعيف گروههاي اسلامي و تقويت فرقههاي ضالّه نظير بهاييها، تلاش براي جلب همكاري دولت باكو در مجامع بينالمللي، خارج كردن خود از بحران مشروعيت سياسي، جلوگيري از تشكيل جبهه ضد اسرائيلي در قفقاز و گسترش سطح تماس با برخي كشورهاي اسلامي به منظور ايجاد تفرقه ميان آنها و ترويج تفكرات صهيونيستي از جمله اهدافي هستند كه رژيم صهيونيستي در خصوص قفقاز و دولت باكو دنبال ميكند. آنچه مسلم است اينكه اقدمات رژيم صهيونيستي، عملاً نتوانسته در كاهش انزجارها از اين رژيم نقشي داشته باشد و افزايش استقبال مردم ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) از مراسم روز جهاني قدس كه هر سال تكرار ميشود، هر چه بيشتر دولتمردان رژيم صهيونيستي را نگران ساخته است.
پينوشتها: ــــــــــــــــــــ
1. شيخ عطار، عليرضا. « ريشههاي رفتار سياسي در قفقاز و آسياي مركزي»، نشر دفتر مطالعات سياسي و بينالمللي ، تهران، 1371.
2. E . Naye
3. Ruman Beronfeman
4. كاظمي، احمد. « گرجستان در التهاب سياسي» نشريه سياسي نظامي، شماره 270 ، سال نوزدهم، (بهمن 1382).
ادبیات مقاومت
وسط سينهزني، ناگهان حاجآقا بايگان، روحاني گردان برخاست و دستهايش را رو به آسمان بلند كرد. چادر تاريك بود و ميشد او را از عباي بلند و سفيدش شناخت. حاجي در حالي كه بغض كرده بود گفت: برادرا ! ما آمدهايم اينجا تا پاك شويم، آمدهايم كه گناه نكنيم. حالا كساني كه گناهكارند، از چادر خارج شوند و بچههايي كه اطمينان دارند بيگناهند، بمانند.
آه و ناله بچهها بلند شد. خيليها بلند شدند و بيرون رفتند. آنها خودشان را گناهكار ميدانستند. چند نفري هم داخل چادر ماندند. ما ايستاديم و به حال آنها كه ماندند غبطه خورديم. حاج آقا بايگان تك تك بچههاي داخل چادر را ميبوسيد و به صورت آنها دست ميكشيد و ميگفت: قربون چهرههاي نوراني تون برم. من را هم در آن دنيا شفاعت كنيد.
پس از مدتي، عزاداري تمام شد و ما داخل چادر شديم. همين كه چراغ روشن شد، نتوانستيم از خندهمان جلوگيري كنيم. صورت تمام كساني كه داخل چادر مانده بودند، سياه بود؛ و سياهتر از صورت آنان دستهاي حاجي. حاجي در حالي كه ميخنديد گفت: منو ببخشيد كه اين كار و كردم. ميخواستم به كساني كه خودشان را بيگناه ميدانند، درسي داده باشم. فقط پيامبران و ائمه اطهار هستند كه معصومند. ما كه خاك پاي آنها هم نميشويم.(1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) ـ از كتاب « خداحافظ كرخه»
ارتفاع 112
روايت: محمّد جوانبخت
بازنويس: اصغر كاظمي
سال 61 با حوادث تلخ و شيرينش به پايان رسيد. بچههاي واحد اطلاعات عمليات لشكر حضرت رسول (ص) پاي كار حاضر بودند. در مقر اطلاعات عمليات، تحويل سال را جشن گرفتيم و براي پيروزي رزمندگان دعا كرديم.
روز اول عيد، شيخ احمد (يكي از بچههاي واحد) به مرخصي رفت. كاري ضروري داشت كه ميبايست انجام ميداد. طبق زمانبندي، شناسايي منطقه چند هفته طول ميكشيد. فرصت كافي داشتيم. سعيد قاسمي و مجيد زادبود، منطقه را براي شناسايي تقسيمبندي كردند. محمد مرادي در حد راست لشكر كار ميكرد و به ارتفاع 142 نزديك بود. او در كارهايش موفق بود. همراه با مسوول اطلاعات لشكر عاشورا كار ميكرد. من در حد چپ لشكر 27 كار ميكردم؛ روي ارتفاع 112 و پاسگاه پيچانگيزه. بين محدودة من و مرادي، برادر ابوفاضلي مشغول شناسايي بود.
محدودة كار و نفرات تيمهاي شناسايي مشخص شد. در طول روز، كار ديدهباني با جديت دنبال ميشد. شب هنگام همكارمان، نفوذ به خط دشمن بود. مجيد هر روز به سنگر ما ميآمد و گزارش نوبهاي (روزانه) از ما ميگرفت.
خبر رسيد كه چند نفر از بچههاي لشكر عاشورا به اسارت دشمن درآمدهاند.
خوشبختانه طولي نكشيد كه اين خبر تكذيب شد. نيروهاي اطلاعات، راه را گم كرده و شب بعد به خط خودي بازگشته بودند.
در منطقة حمرين، از بالاي هر ارتفاع ميشد كار ديدهباني را انجام داد. در محدودة لشكر ما چند ديدگاه مناسب وجود داشت كه سنگر ديدهباني در آنها احداث شد. مجيد ساعتها در ديدگاه مينشست و به جبهة دشمن چشم ميدوخت. او دركشيدن كروكي از منطقة دشمن، وسواس زيادي به خرج ميداد. از جهات مختلف ديد ميزد، بعد اطلاعات خود را روي كاغذ ميآورد.
شب نهم فروردين (1362)، شب چهاردهم ماه جماديالآخر بود و قرص ماه كامل.
تيمهاي شناسايي براي رسيدن به ارتفاع 112 تلاش ميكردند. در ميدانهاي مين معبر زده بودند. از كانالهاي بزرگ و كوچك گذشته بودند و تا حدّي كار جلو رفته بود. من و حسين الله كرم براي سركشي به راهكار به شناسايي رفتيم. اولين آشناييام با او در تنگة كورك در سال 60 بود؛ عمليات مطلعالفجر. آن زمان، من يك نيروي ساده بودم و او، فرمانده. از سال 59 كه پايم به جبهه باز شد، مدت زماني طول كشيد تا استعداد و توانايي خودم را در جبهه پيدا كنم. ديگر از سال 61 و از عمليات مسلمبنعقيل، كار اطلاعات عمليات را با جديّت دنبال كردم.
در طي شناسايي راهكار ارتفاع 112، سايههاي چند نفر را در دوردست ديدم. نميدانستم بچههاي خودي هستند يا دشمن. دور بودند و مشكلي براي شناسايي ما به وجود نميآمد.
كار شناسايي تمام شد. حسين از پيشرفت كار راضي بود و اگر به همين منوال پيش ميرفت و به مانعي برنميخورديم، تا يك هفتة ديگر به مواضع و خط اصلي دشمن در ارتفاع 112 ميرسيديم. مثل هميشه، مجيد زادبود اول صبح پيش ما آمد. متوجه شديم كه مجيد و چند نفر از بچهها، همان گروه مشكوكي بودند كه شب گذشته آنها را ديده بوديم. سمت راست ارتفاع 112، ارتفاعي به شكل كله قند بود كه تيم شناسايي مجيد از آن اطلاعات جمعآوري كرده بود.
همان روز، همراه مجيد به ديدگاه رفتم و راهكارهايي را كه هر دو شناسايي كرده بوديم، بار ديگر بررسي كرديم. دو بيل هيدروليكي دشمن در منطقة راست كله قندي فعاليت ميكرد؛ احتمالاً ادامة كانال دوم بزرگ را ميزدند.
سنگرسازي هم در خط دشمن زياد ديده ميشد. مجيد در كروكييي كه از منطقة دشمن داشت، اصلاحاتي انجام داد. من هم در اين فاصله روي ارتفاع 112 دوربين كشيدم. بعد از اتمام كار ديدهباني، در كف سنگر نشستيم و استراحتي كرديم. مجيد به گوشهاي زلزده بود. اول فكر كردم متوجه كروكي منطقة دشمن است؛ ولي انگار نه، در سرش خبر ديگري ميگذشت. بعد از چند دقيقه سكوت پرسيدم: «چي شده مجيد ... مشكلي پيش آمده ... كارها كه خوب پيش ميرود؟»
نگاهي به من كرد و گفت: «نه، توي كار مشكلي نيست ... براي خودم دو دل هستم كه بروم سپاهي بشوم يا نه؟»
ورقهايي را كه روي زمين پهن كرده بود، جمع كرد و توي جيب پيراهن كارش گذاشت و ادامه داد: «امروز صبح حاج همت از من خواست كه سپاهي بشوم.»
گفتم: «حاجي حتماً صلاح كار تو را گفته. كار اطلاعات عمليات، محرمانه است و تو مسؤوليت بزرگي داري.»
با انفجار خمپاره در پايين دست، سرم را به پايين بردم و بالا آوردم. بعد ادامه دادم: «كارهات رو به راه ميشود؛ هم در جبهه و هم پشت جبهه. چند سالي كه بگذرد، حتي ميتواني به فكر ازدواج هم باشي.»
مجيد خندهاي كرد و گفت: « به چه چيزهايي كه فكر نميكني محمد! خوش خيالي ... پاشو برويم كه كلي كار داريم.»
نزديك ظهر به مقر بازگشتيم. ناهار را مهمان ما بود و بعد براي سركشي به ديگر سنگرها رفت تا گزارش كار بچهها را بگيرد. همزمان با پيشرفت شناساييها، در چنانه يا دهكدة حضرت رسول كه اردوگاه لشكر بود، شور و حال ديگري برقرار بود. خبر مانورهاي بزرگ گردانها يكي پس از ديگري ميآمد. لشكر خود را براي عمليات مهيا ميكرد. در يك راهپيمايي طولاني، چند گردان از چنانه تا جادة دهلران رفته و برگشته بودند؛ حدود 30 ـ 35 كيلومتر.
تيمهاي شناسايي نيز با نيروهاي جديد و تازه تقويت شده و راهكارها يكي پس از ديگري جواب ميدادند. شيخ احمد از مرخصي برگشت و كمكم وارد كار شد. دو تا بلدچي و نيروي بومي منطقه در واحد اطلاعات بودند كه تيمها براي نفوذ بهتر به خط دشمن، از اطلاعات آنان استفاده ميكردند.
براي دقت هر چه بيشتر در كار، حد شناسايي تيم من كمتر شد. ديگر تنها روي ارتفاعات متمركز شديم. پاسگاه پيچانگيزه را ميشناختم. چندين بار به شناسايي آن رفته بودم. قرار شد كه اين قسمت را تحويل تيپ 10 سيدالشهدا (ع) بدهيم. بهرام ميثمي، مسؤول واحد اطلاعات عمليات تيپ بود. ميثم از آن بچههاي موفق و خوشكار و باصفا بود. اغلب اوقات سر و صورتش خاكي بود؛ بس كه در جبهه تلاش ميكرد. از اين شناسايي برميگشت، به آن شناسايي ميرفت.
من و او و دو نفر ديگر همراه شديم و براي شناسايي پيچ انگيزه رفتيم. طبق زمانبندي ميبايست سر شب راه ميافتاديم و تا نيمة شب كار را به اتمام ميرسانديم. نيمة دوم ماه بود و در آخر شب، هوا مهتابي بود. ما هم به همين قدر زمان احتياج داشتيم. بنابر اين، اوضاع بر وفق مراد بود؛ مگر اين كه كسي بياحتياطي ميكرد و شرايط را تغيير ميداد. وقتي هوا تاريك شد، راه افتاديم. من سر ستون بودم و ميثم پشت سر ميآمد و نفر سوم، قدمشمار بود و چهارمي هم مسؤول تأمين ستون.
از دور و نزديك صداي تيراندازي و انفجار گلولهها ميآمد. ما دنبال جادههاي تداركاتي ميگشتيم. پيدا كردن رد لاستيك ماشينها، كار سختي بود. ميبايست خيلي دقت ميكرديم. اگر چيزي پيدا نميكرديم، معنايش اين نبود كه هيچ ماشيني از اين اطراف عبور نكرده و نخواهد كرد؛ براي اين كه باد فكه همة نشانهها را به هم ميزد؛ چه برسد به رد چرخها. بيابان و صحرا يعني همين. البته جاده هم جادة ثابتي نيست. كافي است چند ماشين از يك مسير بگذرند. آن مسير ميشود جاده. بعد هم باد ميوزد و رد چرخها را پاك ميكند و همه چيز به حالت اولش برميگردد.
حين پيشروي، رد ماشيني را ديدم.
گفتم: « اين جادة تداركاتي آنهاست.»
بهرام خوب نگاهش كرد و گفت: « اين جاده متروكه است.»
من هم روي نظر خودم پافشاري كردم و او هم روي نظر خودش. مسأله مهم بود. اگر گزارش ميداديم كه جاده متروكه است و ترددي در آن صورت نميگيرد، مسلماً در طرح عمليات به آن توجه نميشد. ممكن بود دشمن از روي همين جاده، پاتكهاي خود را تدارك ببيند و پيشروي ما را سد كند. چند رد ديگر پيدا كردم. تقريباً مطمئن شدم كه نظر من درست است. بهرام ميثمي كوتاه نيامد. هر كدام دلايل خودمان را داشتيم. صدايي به گوشم رسيد. چيزي شبيه ماشين از دور پيدا شد. كورسويي داشت و بالا و پايين ميرفت و سمت ما ميآمد.
از جاده فاصله گرفتيم و نشستيم به انتظار. ماشين به ما نزديك شد. جيپ عراقي بود؛ با چراغ موشي روشن. پوشش فلزي چراغها، نور آن را كم كرده بود. تنها باريكهاي از نور بيرون ميزد و جلو ماشين را روشن ميكرد. عراقيها بلند بلند حرف ميزدند. از كنار ما گذشتند. ديگر جاي شك و شبهه نمانده بود. بلند شديم و جاده را كاملاً شناسايي كرديم و كروكياش را كشيديم و به خط خودمان برگشتيم.
شناسايي خوبي بود. با دست پر به مقر آمده بوديم. آخرين خبرها و گزارشها از پاسگاه پيچانگيزه به نيروهاي اطلاعات تيپ سيدالشهدا (ع) منتقل شد و آنها دنبالة كار را گرفتند. من در حد چپ لشكر 27 كار ميكردم؛ همجوار نيروهاي تيپ سيدالشهدا(ع). محمد مرادي در حد راست لشكر كار ميكرد و به ارتفاع 143 نزديك بود. او هم در كارش موفق بود. بين محدودة من (پايين) و مرادي (بالا)، برادر ابوفاضلي مشغول شناسايي بود. كار او با مشكل مواجه شده بود. بنابر اين، از ارتفاع 146 اطلاعات لازم را در اختيار نداشتيم. در جلسهاي كه با مجيدزاد بود و سعيد قاسمي داشتم، تأكيد بر اين بود كه شناسايي دقيق و عميق جبهة دشمن در 112 ميتواند تا حدي جبران اين كمبود را بكند. در واقع براي رسيدن به ارتفاع 146 ميبايست به راهكار 112 اهميت ميداديم و از پهلو به آن نزديك ميشديم.
راهكار 112 باز شد. ديگر ميتوانستيم از اين سمت به طرف 146 برويم و راهكارش را شناسايي كنيم. عمليات به زودي شروع ميشد. حاج عباس كريمي، فرمانده تيپ دوم، با بچههاي اطلاعات همراه شد و از اوايل شب تا دمدمهاي صبح بر روي 112 كار كرد. بعد از فرمانده تيپ، نوبت به فرماندهان گردانها و گروهها ميرسيد. او اطلاعات مورد نظرش را به دست آورد و رفت. برادران ارتشي هم حضور داشتند. در اين زمان، تيپ خرمآباد با لشكر محمد رسولالله (ص) ادغام شده بود. علاوه بر ادغام نيروهاي ارتش، يك گردان ويژة تخريب هم تشكيل شده بود كه نيروهايش در شب عمليات بين گردانهاي لشكر و تيپها پخش ميشدند. فرماندهي آن را برادر اسدالله پازوكي(1) به عهده داشت. نيروهايش به عنوان دستة ويژة تخريب دركل لشكر خط شكني ميكردند. آنها براي عبور از ميادين سيمهاي خاردار و مين و موانع ديگر آماده شده بودند. آنها پيش ميرفتند و با استفاده از اژدر بنگال(2) و انفجارهاي مختلف، موانع را باز ميكردند تا نيروهاي پياده بتوانند به قلب دشمن بزنند.
شب عمليات فرا رسيد، عمليات والفجر يك با رمز «يا الله، يا الله، يا الله». (ساعت 11 روز 21 فروردين 62) دو ستون به موازات يكديگر وارد راهكار 112 شدند. نفرات هر ستون به 800 ـ 900 نفر ميرسيدند. گردانهاي عظيم ارتش و سپاه كنار يكديگر قرار گرفته بودند. جلودار آنها، بچههاي تخريب بودند.
يك گردان را اصغر ارسنجاني فرماندهي ميكرد و معاونش سعيد مهتدي بود. گردان بعدي، مالك بود كه به فرماندهي قاسم دهقان(3) وارد عمل شده بود. كميل از 112 به سمت 146 ميرفت و مالك روي 112 عمل ميكرد.
درگيري آغاز شد. برادران حسن فتحي و مصطفي شبخيز، از بچههاي اطلاعات، گردان مالك را هدايت ميكردند و من هم گردان كميل را. ويس مراد پارياب و عباس زندي هم كنارم بودند. من ستون گردان را به طرف 112 بردم و 600 متر مانده به ارتفاع، به سمت راست متمايل شدم و در محدودهاي يك كيلومتري با عرقيها درگير شديم؛ در واقع بين ارتفاعات 112 و 146. از زمين و آسمان خون ميجوشيد. دشمن آتش ميريخت. صداي انفجارها لحظهاي قطع نميشد. بدنة دشت ميسوخت. تا صبح همين بود كه گفتم. عراقيها نتوانستند تحمل كنند و 112 در اختيار ما قرار گرفت. برادران فتحي و پارياب و زندي در اين شب به شهادت رسيدند.
خورشيد درآمد و بيتوجه به آنچه كه بر ما گذشته بود، راهش را پيش گرفت. با خبر شديم كه بعضي گردانها نتوانستهاند در محدودة خودشان موفق شوند. لشكر عاشورا، ارتفاع 143 را گرفته بود؛ اما پهلو (جناح) داشت؛ يعني دشمن در اين قسمت فعال بود. در 142 و 146 هم مشكل داشتيم. در مجموع، كار عمليات در 146 گره خورده بود. اگر اين ارتفاع فتح نميشد، كل عمليات زير سؤال ميرفت. گردانهاي لشكر 27 و لشكر 31 در خطر محاصره بودند. چارة كار، تهاجم همه جانبه به سوي 146 بود.
اين گره ميبايست باز ميشد؛ وگرنه عقبنشيني را پيشرو داشتيم. غروب، رضا چراغي و حسينالله كرم به ارتفاع 112 آمدند و وضعيت موجود را بررسي كردند. تا چشم كار ميكرد، ميدان مين بود و رديفهاي پيدرپي سيمخاردار و كانالها و پوكهها. رضا به اين مهلكه خيره مانده بود. باتعجب گفت: «كجا هستند شرقيها و غربيها كه بيايند و ببينند!؟»
هر كس اين منظره را ميديد، انگشت به دهان ميماند. كسي باور نميكرد كه چطور توانستهايم از آن همه معبر بگذريم. تپهها و شيارها پشت سر هم ديده ميشدند. همه يك اندازه و يك شكل بودند. هر قدمي كه برداشته ميشد، روي مانعي فرود ميآمد. ما راه را گم نكرده بوديم، دور خود نگشته بوديم، سرگردان هم نشده بوديم. اين كار صورت نگرفته بود؛ مگر به لطف خداي مهربان. صبح وقتي براي سركشي توي كانالها ميگشتم، يكي از بچههاي بسيجي را ديدم كه به سمت شرق نشسته و سلاحش را نشانه گرفته است.
روبهرويش ميدان مين بود و سيمخاردار. رفتم كنارش، دستي به شانهاش زدم و پرسيدم: «چرا اين طرفي نشستهاي برادر جان؟»
خيلي جدي و مطمئن گفت: «خوب، منتظر عراقيها هستم كه بيايند جلو.»
لبخندي زدم و سمت ديگر را نشانش دادم و گفتم: «آقاجان، عراقيها آن طرف هستند.»
باور نميكرد. متعجب به موانع نگاه ميكرد. گفتم: « درست است. تو اينها را پشت سر گذشتهاي. حالا حواست را جمع كن.»
در شب دوم عمليات، گردانهاي خندق و حنظله از راهكار 112 به 146 هجوم بردند. همزمان، گردان حنين نيز از راهكار 143 (عاشورا) به 146 هجوم برد؛ يعني از دو سمت جنوب و شمال به طرف 146 عمل ميشد. انتظار ميرفت 146 در شب دوم سقوط كند.
يك كيلومتر از سمت راست 112 در اختيار ما بود. درگيري شروع شد. دشمن هوشيار بود. سرسختانه مقاومت ميكرد. بچههاي ما پيش ميرفتند و تا آخرين گلوله ميجنگيدند. توپخانة عراق مدام ميكوبيد. شرايط مطلوبي داشتند و از آن حداكثر استفاده را ميكردند. دو منطقة عملياتي والفجرهاي مقدماتي و يك به همديگر نزديك بودند. افراد توپخانة عراق، تنها كاري كه كرده بودند، اين بود كه لولة توپها را از منطقة مقدماتي به منطقة يك برگردانده و شليك كرده بودند؛ يعني از جنوب شرقي به سمت شمال شرقي. بنابر اين، نه وقت تلف كرده و نه متحمل تلفات شده بودند.
عمليات در شب دوم هم ادامه يافت. و شبهاي بعد نيز. ما كوبيديم و ارتفاعات را گرفتيم؛ عراقيها كوبيدند و پس گرفتند. ارتفاع 146 چندين بار دست به دست گشت.
عمليات يك هفته ادامه داشت. يك هفتة تمام، جهنمي در ارتفاعات حمرين پديد آمده بود كه نمونة آن تا آن زمان كمتر ديده شده بود.
پينوشتها: ــــــــــــــــــ
1. شهيد.
2. استوانهاي به طول تقريبي 1 متر و قطر 20 سانتيمتر كه انباشته از مواد منفجره است و براي از ميان برداشتن موانع دشمن مانند سيمخاردارهاي انبوه مورد استفاده قرار ميگيرد.
3. شهيد.
دستورالعمل هاي آيت الله بهجت (ره)
· كيمياي سعادت
باسمه تعالي
كوچك و بزرگ بايد بدانيم: راه يگانه براي سعادت دنيا و آخرت، بندگي خداي بزرگ است؛ و بندگي، در ترك معصيت است در اعتقاديات و عمليات.
آنچه را كه دانستيم، عمل نماييم و آنچه را كه ندانستيم، توقف و احتياط نماييم تا معلوم شود، هرگز پشيماني و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ اين عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خداي بزرگ، اولي به توفيق و ياري خواهد بود.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته، و الصلاة علي محمد و آله الطاهرين، واللعن علي أعدائهم أجمعين.
● الف ...
باسمه تعالي
گفتم كه: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هيچ
در خانه اگر كس است، يك حرف بس است
بارها گفته ام و بار دگر مي گويم: « كسي كه بداند هر كه خدا را ياد كند، خدا همنشين اوست، احتياج به هيچ وعظي ندارد، مي داند چه بايد بكند و چه بايد نكند؛ مي داند كه آنچه را كه مي داند، بايد انجام دهد، و در آنچه كه نمي داند، بايد احتياط كند. »
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
الاقل محمد تقي البهجة
● گناه براي عدهاي مانند خوردن زهر است!
باسمه تعالي
كسي كه به خالق و مخلوق، متيقن و معتقد باشد، و با انبياء و اوصياء صلوات الله عليهم، جميعاً مرتبط و معتقد باشد، و توسل اعتقادي و عملي به آنها داشته باشد، و مطابق دستور آنها حركت و سكون نمايد، و در عبادات، «قلب» را از غير خدا، خالي نمايد، و فارغ القلب، نماز را كه همه چيز تابع آن است انجام دهد، و با مشكوكها، تابع امام عصر «عجل الله له الفرج» باشد، و هر كه را امام، مخالف خود مي داند با او مخالف باشد، و هر كه را موافق مي داند با او موافق، [و] لعن نمايد ملعون او را، و ترحم نمايد بر مرحوم او و لو علي سبيل الاجمالي؛ هيچ كمالي را فاقد نخواهد بود و هيچ وِزر و وبالي را واجد نخواهد بود.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
العبد محمد تقي البهجة
● ترك گناه، ذكر عملي
باسمه تعالي
هيچ ذكري، بالاتر از «ذكر عملي» نيست؛ هيچ ذكر عملي، بالاتر از « ترك معصيت در اعتقاديات و عمليات نيست. »
و ظاهر اين است كه ترك معصيت به قول مطلق، بدون « مراقبه دائميه »، صورت نمي گيرد.
والله الموفق
العبد محمد تقي البهجة
● نماز
باسمه تعالي
من كلام علي عليه السلام:
« إعلم أن كل شيء من عملك تبع لصلاتك: بدان كه هر چيزي از عمل تو تابع نماز توست »؛
عليكم بالمحافظة علي الصلوات الخمس في اوائل أوقاتها و بالإقبال بالكل إليه تعالي فيها، لا تفوتكم السعادة إن شاء الله تعالي: بر شما باد به محافظت بر نمازهاي پنج گانه در اولين وقتهاي آنها؛ و بر شما باد به روي نمودن و توجّه با تمام وجود بسوي خداي تعالي؛ [ در اين صورت ] سعادت را از دست نخواهيد داد إن شاء الله تعالي.
وفقنا الله و اياكم لمراضيه و جنبنا سخطه بمحمد و آله الطاهرين صلوات عليهم أجمعين.
● التماس دعا!
باسمه تعالي
جماعتي هستند كه وعظ و خطابه و سخنراني را كه مقدمه عمليات مناسبه مي باشند، با آنها معامله ذي المقدمه مي كنند، كأنه دستور اين است كه « بگويند و بشنوند، براي اينكه بگويند و بشنوند! » و اين اشتباه است.
تعليم و تعلم، براي عمل، مناسب است و استقلال ندارند. براي تفهيم اين مطلب و ترغيب به آن فرموده اند: « كونوا دعاة إلي الله بغير ألسنتكم » با عمل بگوييد و از عمل ياد بگيريد و عملاً شنوايي داشته باشيد.
بعضي مي خواهند معلم را تعليم نمايند، حتي كيفيت تعليم را از متعلمين ياد بگيرند.
بعضي « التماس دعا » دارند، مي گوييم « براي چه؟ » درد را بيان مي كنند، دوا را معرفي مي كنيم، به جاي تشكر و به كار انداختن، باز مي گويند: « دعا كنيد! »
دور است آنچه مي گوييم و آنچه مي خواهند؛ شرطيت دعا را با نفسيت آن مخلوط مي كنند. ما از عهده تكليف، خارج نمي شويم، بلكه بايد از عمل، نتيجه بگيريم و محال است عمل، بي نتيجه باشد و نتيجه، از غير عمل، حاصل شود؛ اين طور نباشد:
پي مصلحت، مجلس آراستند
نشستند و گفتند و برخاستند!
خدا كند قوال نباشيم، فعّال باشيم؛ [مبادا] حركت عمليه بدون علم بكنيم [و] توقف با علم بكنيم.
آنچه مي دانيم بكنيم، در آنچه نمي دانيم، توقف و احتياط كنيم تا بدانيم؛ قطعاً اين راه پشيماني ندارد.
به همديگر نگاه نكنيم، بلكه نگاه به « دفتر شرع » نماييم و عمل و ترك را مطابق با آن نماييم.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
● آنچه را ميدانيد، زير پا نگذاريد
باسمه تعالي
همه مي دانيم كه رضاي خداوند اجّل، با آنكه غني بالذات [است] و احتياج به ايمان بندگان و لوازم ايمان آنها ندارد، در اين است [ كه]:
بندگان، هميشه در مقام تقرب به او باشند، پس مي دانيم كه براي حاجت بندگان به تقرب به مبدأ الطاف و به ادامه تقرب، [ خداوند] محبت به ياد او و ادامه ياد او دارد.
پس مي دانيم به درجه اشتغال به ياد او، انتفاع ما از تقرب به او، خواهد بود؛ و در طاعت و خدمت او، هر قدر كوشا باشيم به همان درجه، متقرب و منتفع به قرب خواهيم بود؛ و فرق بين ما و سلمان سلام الله عليه، در درجه طاعت و ياد او كه مؤثر در درجه قرب ما است، خواهد بود.
و آنچه مي دانيم كه اعمالي در دنيا محل ابتلاء ما خواهد شد، بايد بدانيم؛ كه آنها هر كدام مورد رضاي خداست، ايضاً خدمت و عبادت و طاعت او محسوب است.
پس بايد بدانيم كه هدف بايد اين باشد كه تمام عمر، صرف در ياد خدا و طاعت او و عبادت، بايد باشد، تا به آخرين درجه قرب مستعد خودمان برسيم، و گرنه بعد از آنكه ديديم بعضي، به مقامات عاليه رسيدند و ما بي جهت، عقب مانديم، پشيمان خواهيم شد.
وقفنا الله لترك الاشتغال بغير رضاه بمحمد و آله صلوات الله عليهم اجمعين.
الأقل محمد تقي بهجة
مشهد مقدس
چهارشنبه 1375 هـ ش
مطابق با ربيع الاول 1417 هـ ق
● مرگ و زندگي حقيقي
باسمه تعالي
الحمدلله وحده و الصلاة علي سيد الانبياء محمد و آله سادة الأوصياء الطاهرين و اللعن الدائم علي اعدائهم من الأولين و الآخرين.
و بعد، مخفي نيست بر اولي الألباب [ صاحبان فرد] كه اساسنامه حركت در مخلوقات، شناختن محرّك است كه حركت، احتياج به او دارد، و شناختن «ما منه الحركه و ما إليه الحركه و ما له الحركه»، يعني بدايت و نهايت و غرض، كه آن به آن، ممكنات، متحرك به سوي مقصد مي باشند.
فرق بين عالم و جاهل، معرفت علاج حوادث و عدم معرفت است؛ و تفاوت منازل آنها در عاقبت، به تفاوت مراتب علم آنها است در ابتدا.
پس، اگر محرك را شناختيم و از نظم متحركات، حسن تدبير و حكمت محرّك را دانستيم، تمام توجه ما به اراده تكوينيه و تشريعيه اوست، خوشا به حال شناسنده، اگر چه بالاترين شهيد باشد؛ و واي به حال ناشناس، اگر چه فرعون زمان باشد.
در عواقب اين حركات، جاهل مي گويد: « اي كاش خلق نمي شدم »، عالم مي گويد: « كاش هفتاد مرتبه، حركت به مقصد نمايم و باز بر گردم و حركت نمايم و شهيد حق بشوم ».
مبادا از زندگي خودمان، پشيمان شده بر گرديم؛ صريحاً مي گويم: ـ مثلاًـ اگر نصف عمر هر شخصي در ياد منعم حقيقي است و نصف ديگر در غفلت، نصف زندگي، حيات او محسوب و نصف ديگر، ممات او محسوب است، با اختلاف موت، در اضرار به خويش و عدم نفع.
خداشناس، مطيع خدا مي شود و سر و كار با او دارد؛ و آنچه مي داند موافق رضاي اوست، عمل مي نمايد؛ و در آنچه نمي داند، توقف مي نمايد تا بداند؛ و آن به آن، استعلام مي نمايد و عمل مي نمايد، يا توقف مي نمايد؛ عملش، از روي دليل؛ و توقفش، از روي عدم دليل.
آيا ممكن است بدون اينكه با سلاح اطاعت خداي متعال قادر باشيم، قافله ما به سلامت از اين رهگذر پر خطر، به مقصد برسد؟ آيا ممكن است وجود ما از خالق باشد و قوت ما از غير او باشد؟ پس قوت نافعه باقيه نيست، مگر براي خداييان، و ضعفي نيست مگر براي غير آنها.
حال اگر در اين مرحله، صاحب يقين شديم، بايد براي عملي نمودن اين صفات و احوال، بدانيم كه اين حركت محققه از اول تا به آخر، مخالفت با محرّك دواعي باطله است، كه اگر اعتنا به آنها نكنيم، كافي است در سعادت اتصال به رضاي مبدأ اعلي:
« أفضل زاد الراحل إليك عزم إرادة ».
والحمدلله اولاً و آخراً، و الصلاة علي محمد و آله الطاهرين و اللعن الدائم علي أعدائهم أجمعين.
مشهد مقدس
چهارشنبه مرداد ماه هـ.ش.
مطابق با ربيع الاول 1417 ه. ق.
دو بيانيّه انتخاباتي از آيت الله بهجت ( ره)
● از وطنفروشي و وطنفروشان دور باشيد!
بيانيِّه اول
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلاة علي سيد الانبياء محمد و آله السادة الاوصياء الطاهرين.
و بعد، چنانكه مكرراً، از شركت در انتخابات، سئوال شده، در جواب آنها، آنچه اظهار شده است، بيان مي شود:
اين جانب، جهات سلبيه و اثباتيه را متعرض مي شوم. كساني كه بنا دارند در رأي دادن و يا انتخاب شدن شركت نمايند، بايد متذكر باشند، كه كساني حق انتخاب شدن و امين مردم با ايمان در مورد دين و دنيا بودن را دارند، كه از رجال با عقل كامل كافي و ايمان كامل از شيعه اثنا عشريه و با علم به مسائل شرعيه در شخصيات و اجتماعيات و با شجاعت باشند؛ و از آنهايي باشند كه در اظهارات و تروك، ( لا يخافون في الله لومة الائم. سوره مائده/54 ) باشند؛
و از رشوه ها و تخويفات و نحو آنها دور باشند؛ نظر نكنند كه تا به حال چه بود، بلكه نظر نمايند كه از حال چه بايد بشود و چه بايد نشود؛ و بايد پرهيزكار و خداترس باشند، اراده خداي تعالي را بر همه چيز ترجيح بدهند؛ اگر فاقد بعض صفات باشند، اهل ائتمان نيستند، و رأي دادن براي فاقدها بي اثر است، بلكه جايز هم نيست، مشكوك هم، متروك است.
تفحص هم، بايد كامل باشد و بدون مداخله دوستي و دشمني در امور نفسانيه باشد. در حال رأي دادن و گرفتن، خداي عظيم را ناظر به تمام خصوصيات همه بدانند. كساني هم كه واجد خصوصيات مذكوره باشند- كه جايز باشد رأي دادن و گرفتن درباره آنها- واجب مي شود با توانايي، اگر بدانند يا احتمال بدهند كه فاقد بعض آنها، رأي خواهند گرفت.
ملاحظه نماييد دول كفر را [كه] چگونه انتخاب مي نمايند و انتخاب مي شوند، و چه كساني انتخاب مي شوند، و از چه راه هايي انتخاب مي شوند، و چه آرائي در مجلس هاي خودشان اظهار مي كنند، و دولتهاي آنها چه عملياتي بر طبق قانون مملكت و بر خلاف قانون عقل و دين، حتي اديان منسوخه آنها، انجام مي دهند كه فساد و افساد آنها بر همه عقلاي دنيا آشكار است، [و] مخالفت نماييد با چگونگي كارهاي آنها و چگونگي وسائل و اسباب و مسببات آنها، كه مطابقت با هيچ دين اصل دار و هيچ قانون عقل پسند، ندارند.
عصمكم الله و ايانا من الزلات كلها بمحمد
و آله الطاهرين، صلوات الله عليهم اجمعين
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.
بيانيّه دوم
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله و رب العالمين و الصلاة علي سيد الانبياء محمد و آله سادة الاوصياء المطهرين.
در جواب سئوال مكرر مربوط به انتخابات، [مطالبي ذكر مي شود] با اشاره به آنچه در سال گذشته تذكر داده شده بود، از بياناتي كه اختصاص به زماني و مكاني ندارد و در آنها تعيين توصيفي- كه اتمّ و اعمّ و احسن و اكمل و ادوم از تعيين اسمي است- شده بود. از « حذيفه » رضوان الله عليه مروي است، كه فرمود:
« كانوا يسألون رسول الله عن الخير و كنت أسأله عن الشر »؛
بايد بدانيم « شرّ» چيست و « اهل شرّ» كيست تا فرار از آن نماييم، و « خير» چيست و « اهل خير » كيست تا به سوي آن فرار نماييم. بايد اهل انتخاب، در پياده كردن كبريات در صغريات، و كليات در جزئيات، روشن و با احتياط باشند؛ و رضاي خداي بزرگ را مقدم بر رضاي غير نمايند؛ و فحص از عقلاي متدينين كه اصلح باشند نمايند؛ و در روشني توقف ننمايند و در تاريكي حركت ننمايند؛ و از رشوه دادن و گرفتن ( شيوه دول كفر)، دور باشند؛ با متدينين از عقلا، كه محيط به مسائل شرعيه و با ايمان اعتقادي و عملي، و پرهيزگار، و با تدبير، و شجاعت، و اعتدال فكري و مسلكي، باشند و با غير آنها سر و كار نداشته باشند، و مسلمانها را گرفتار نكنند و كاري نكنند كه در پشيماني از آن، تداركي نيست.
از وطن فروشي و وطن فروشان كه غايت محبت دول كفر است، دور باشيد. عواقب وطن فروشان به دول كفر را، ملاحظه بنمائيد! ديديم و مي بينيم كه به محلل هاي خودشان، وفا نمي كنند، مگر تا زماني كه چاره ندارند، و پس از آن، جز پشيماني و عاقبت سوء براي تابعين آنها نمي ماند. بايد بدانيم كه هيچ نقصي در ممالك اسلاميه نيست كه منسوب به دول كفر نباشد؛ و آنچه منسوب به آنها است، نقص در اسلام و ايمان است، يا منتهي به آن است. غير از معصومين(عليهم السلام) كسي نمي تواند بگويد: « همه چيز را مي دانم، يا مي بينم» و نمي تواند كسي بگويد:
« هيچ چيز را نمي دانم و همه جا تاريكم» بلكه هر عامل عادي، چيزهايي را مي داند و بايد حركت كند و توقف ننمايد، [و] بلكه بايد از معلومات خود، مجهولات را استخراج نمايد تا آنجا كه بتواند؛ و چيزهايي را نمي داند و بايد احتياط و توقف و تفحص نمايد تا به ندامت غير مستدرك، مبتلا نشود.
و اين مطالب براي جواب سئوال ها، [ ذكر شد] با اشتمال بر بياناتي كه اتمام حجت و تأكيد آن است، تا آنكه علي العمياء، يا به مسامحه، خود و ديگران از مؤمنين را، در گمراهي وارد ننمايد.كساني كه متحير و مرددند، به آنها دستور داده شده و مي شود:
ملاحظه كنيد: كداميك از دو حزب، با ولايت علي(عليه السلام) موافق با موافق تر است؛ و كدام، اعتقاد او عملاً انتظار مهدي(عليه السّلام) را دارد يا متأكدتر است؛ كدام، تغييري در امور دينيه، داده يا نمي دهد؛ كدام، معتدل در فكر، يا متلوّن است در اعتقاد يا عمل؛ كدام، ملكه تقوي و صدق و ائتمان دارد، يا قوي تر است؛ كدام، در صفات، شبيه به كفر يا نفاق و كدام، دورتر است؛ و بالجمله، كدام، به خداي متعال و خاتم الأنبياء و خاتم الاوصياء « صلوات الله عليهم و عجل فرجهم » نزديك تر است.
از خداوند عظيم، موفقيت همه مؤمنين را بر مرضيات او، و تجنب از مبغوضات او را در همه جا و در هر حال، مي خواهيم.
والسلام عليكم و رحمة لله و بركاته
الأحقر محمدتقي البهجة
11/ محرم الحرام/1418
طراحی دشمن و عناصری به نام قومیت و مذهب در انتخابات
· مهدی جهانتیغی
تنوع قومی و مذهبی کشورمان ایران به زعم بسیاری از کارشناسان مسایل سیاسی و اجتماعی یک فرصت گرانمایه محسوب می شود که البته همواره دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی درصدد آن بوده اند که این مسئله را به عنوان یک تهدید جلوه داده و آن را دستمایه دامن زدن به اختلافات و شکستن وحدت مثال زدنی ملت ایران قرار دهند. بحث تنوع قومی ومذهبی در ایران به عنوان کشوری که نگاه همة ملتهاي مسلمان به آن معطوف است و الگوی یک امت واحده برای دیگر ملت های جهان به حساب می آید، سبب شده است که دشمنان قسم خورده اش برای زیرسؤال بردن آن دست به طراحی برنامه های سخت افزاری و نرم افزاری بزنند تا شاید بتوانند با مرزبندي قومي و مذهبي و ايجاد اختلاف و شكاف بين ملت بزرگ ايران، وحدت ملي و انسجام اسلامي را خدشه كرده و جايگاه جهاني رو به رشد ايران تخريب كنند. در این میان، مهمترین محور و هدف راهبردی دشمنان استفاده از فرصت های است که به مناسبت های مناسب اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بوجود می آید تا نهایت استفاده را ببرند. یکی از بهترین این موقعیت های موجود،عرصه انتخابات می باشد. تمایل کاندیداها برای رأی آوردن گاه به طریق نادرست سبب به وجود آوردن فضایی می شود که متأسفانه مارا به سمت زمین طراحی شده بازی دشمن می کشاند. مهمترین اقدامات دشمن در راستای استفاده از عناصری به نام مذهب یا قومیت در عرصه انتخابات به قرار ذیل می باشد:
1ـ ایجاد بستر برای طرح مطالباتی در راستای اهداف دشمن و دور از دسترس، پرتوقعانه،غیر واقع، گروهی و حزبی به نام یک مذهب یا قوم
عرصه انتخابات گاه عرصه مطالبات ناحق می شود. یکی از مسایلی که متاسفانه در رقابت های چند دوره قبلی انتخابات زیاد به چشم خورد آن بود که عده ای از کاندیداها برای به دست آورن اکثریت آرای یک قوم یا پيروان ک مذهب باطرح وعده های نادرست و غیرواقع، توهم احقاق مطالبات غیر واقعی را ایجاد می کنند. البته در این میان دشمنان و عده ای از بازیگران سیاسی منفعت طلب آن قوم و مذهب نیز با ترویج مطالبات غیر منطقی در عامه یک مذهب یا قوم شان سعی در همراه کردن عامه مردم آن قوم و مذهب را دارند و در نهایت آنکه با استفاده از تعصب قومی ومذهبی این مطالبات را در نظر عامه مردم، کاملاً قانونی، حق ومشروع جلوه می دهند و از طریق تحریک عواطف و احساسات و تعصباشان، آرایی را از آن خود می کنند. این مسئله سبب شده است که در آستانه انتخابات ها شاهد ایجاد مطالباتی افراط گرایانه و غیرمعمول وغیرمنطقی باشیم . بحثی که امروز برخي كانديداها در رقابت برای به دست آوردن آرای اهل سنت دارند، شاهد این مسئله است. رقابت این کاندیداها در وعده دادن های غیرمعمول که گاه رنگ فریب نیز به خود می گیرد، سبب شده است که امروز شاهد آن باشیم که عده ای از افراطیون اهل سنت با تحریک و همکاری دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران با سوءاستفاده از نیاز این کاندیداها به رأی، فضای انتخابات را به عرصه مطالبات گروهی و حزبی و اهداف پشت پرده دشمنان انقلاب اسلامی به نام عامه اهل سنت وبه کام خود تبدیل کنند.
2 ـ سعی در پایین آوردن حضور ملی تا حضوری اقلیتی با مارک یک مذهب و یک قوم
عرصه انتخابات مخصوصاً انتخاباتی مانند انتخابات ریاست جمهوری عرصه حضور ملی یک ملت برای تعیین سرنوشت خود و نماد مردم سالاری است، اما دراین میان دشمنان سعی می کنند حضور اقوام و مذاهب مختلف را با هویتی ملی و اسلامی تا حضور مذهبی یک مذهب و یا قوم خاص تبلیغ وتقلیل دهند. به همین دلیل است که در روزهای نزدیک به انتخابات تا می توانند بعد از آنکه ناامید می شوند که یک مذهب خاص یا قومی را از حضور مؤثر در انتخابات باز دارند، روی به آن می آورند که اینگونه تبلیغ کنند که حضور حداکثری فلان مذهب و قومیت در انتخابات یک حضور ملی نبوده بلکه یک حضور مذهبی و یا قومی در انتخابات برای به دست آوردن مطالبات خاص آن مذهب یا قوم بوده است.
3 ـ تلاش در جهت آنکه خروجی انتخابات به همراه نارضایتی اقلیت ها ی قومی و مذهبی شود
طبیعی است هنگامی که عدهاي از یک قوم و مذهب را برای توهم به دست آوردن مطالبات غیر منطقی با یک کاندیدا خاص همراه کردند -که معمولاً طراحی طوری است که کاندیدایی مطرح شود که رأی نیز نمی آورد-، در صورت رأی نیاوردن آن کاندیدای مشخص، رقیب او اگر رأی آورد، به صورتی ناخواسته و غیر مستقیم آن کاندیدا برنده انتخابات دیگر مورد رضایت این گروه مذهبی و قومی قرار نخواهد گرفت. البته دشمن تا به حال موفق به انجام این نارضایتی نشده اشت. به طور مثال بعد از انتخابات نهم ریاست جمهوری در استان سیستان و بلوچستان که اهل سنت آن بر اثر تبلیغات منفی افراطیون اصلاح طلب درباره شخص احمدی نژاد رأی کمتری به وی دادند، دشمن سعی کرد از این فضا استفاده کند و بین دولت نهم و اهل سنت این استان فاصله معنا داری ایجاد کند. اما با روی کار آمدن دولت نهم با شعار مهرورزی و عدالت و خدمت به مناطق محروم کشور بدون آنکه نگاهی به آمار رای احمدی نژاد در آن مناطق شود، سبب شد که بیشترین خدمات و کارهای عمرانی به اندازه سه برابر کل خدمات دولتها از ابتدای انقلاب تا قبل از دولت نهم در مناطق سنی نشین صورت بگیرد. این مسئله موجب شد که امروز شاهد آن هستیم دشمن نه تنها نتوانست موجب ایجاد شکاف و نارضایتی میان اهل سنت و دولت نهم شود، بلکه حالا بر طبق نظر سنجی های صورت گرفته، بیشترین احساس رضایت نیز در عامه اهل سنت به نسبت دولت های قبل، به دولت نهم شکل گرفته است.
4 ـترویج و گسترش گرفتن آزادی انتخاب افراد با حربه فتوایی عمل کردن و تعصبات قومی
یکی از حربه های که در این سال ها با طراحی دشمن باب و رایج شده، آن است که با سوءاستفاده از تعصبات يك اقليت مذهبی با ترویج فتوا دادن افراد تندرو آن اقليت برای رأی دادن به یک فرد خاص و سوءاستفاده ازتعصبات قومی، آزادی انتخاب و تعیین سرنوشت از افراد گرفته می شود. زیرا دشمن برای آنکه بخواهد به هدف خود برسد، باید با گرفتن آزادی انتخاب افراد، رأی آنان را از آن خود کند. این مسئله اتفاق نخواهد افتاد مگر آنکه با حربه های گفته شده رأی افراد را به نفع خود مصادره کنند.
5 ـ کوشش در قرار دادن مذهب و قومی در برابر مذهب و قومی دیگر
عمده هدف دشمنان اسلام در عرصه انتخابات، ایجاد اختلاف و قرار دادن اقوام و مذاهب در برابر یکدیگر است. دشمن در این موارد سعی می کند به شکلی زیرکانه با طرح هر کاندیدا برای یک مذهب و یا قوم، آنان را در برابر یکدیگر قراردهد. بررسی انتخابات در سالهای گذشته این مسئله را به خوبی تأیید می کند. به طور مثال، دشمن سالهاست در تلاش است که در استانهای که دارای تنوع قومی و مذهبی است، اقوام شیعه و سنی را در روزهای انتخابات دربرابر هم قرار دهد.( يا مثلاً شاهد هستيم در استاني كه آذريها و كردها جزو ساكنان آن هستند، عوامل بيگانگان و فعالان جريان تجزية قومي تلاش ميكنند تا از تفاوت زباني به عنوان يك مبناي دشمني و نفرت بين دو قوم ايراني و مسلمان بهرهبرداري كنند)
6 ـ ناامید کردن از حضور در انتخابات و کشاندن فضای مطالبات به عرصه های غیرقانونی وغیر مدنی
دشمن هنگامی که به وسیله عاملین داخلیاش عدهاي از یک مذهب یا قوم را برای بدست آوردن مطالباتش همراه با کاندیدایی کرد که احتمالاً رای نمی آورد، این مسئله را پس از شکست آن کاندیدا و یا عمل نکردن به وعده هایش، برای عوام آن مذهب و قوم مطرح و تبلیغ می کند که حالا که از طریق عرصه ها ی قانونی و مدنی همچون انتخابات به مطالبات خود نمی رسیم، پس باید برای رسیدن به مطالباتمان به عرصه های دیگر که غیرقانونی است، روی آورد. مسئلهای که افراد تروریستی همچون مالک ریگی درباره قوم بلوچ و اهل سنت با طراحی دشمن به دنبال ترویج و تبلیغ آن هستند. این جریان ادعا می کند که دولت اصلاحات که مدعی احقاق حقوق اقليت ها و مذاهب بود، وقتی به وعده هایش به اهل سنت عمل نکرد، نباید انتظار از دیگران داشت و باید روی به عرصه های غیر قانونی آورد.
هويت ملي از ديدگاه امام خميني
امام خميني با مليگراهايي كه تنها بر نوعي ناسيوناليسم نژادي، زباني و سرزميني تأكيد داشتند، مخالفت نموده و انديشهي مليت آنان را «گبريت» (شرك و زرتشتيگري) و آنان را بدتر از گبرها ميدانند:
« اصلاً اين رگ گبريت در اينها هست. رگ مليت، آن رگ هست باز، يعني خونشان خون ملي به آن معنايي كه گبرها ميگويند هست ( نه اين گبرها كه بسيارشان هم آدمهاي شريفي هستند، هيچ ضرري هم به ما از ناحيهي اين گبرها نميرسد. آن گبرهاي سابق)(24) و ما از اين مليها هيچ نديديم، جز خرابكاري»(25) و سرانجام مليگراها را به خاطر اين كه سب اسلام كردهاند، به ارتداد محكوم ميكنند.(26)
از ديدگاه امام خميني، نغمهي مليگرايي مبتني بر نژادپرستي براي ايجاد تفرقه ميان ملت ايران توسط استعمارگران خارجي و عمال داخلي آنها ساز شده است. امام، اين نغمهها را برخلاف نفس اسلامي ميدانستند:
« من يك كلمه به شما و اهالي كردستان عرض ميكنم كه شما اهالي كردستان و ديگراني كه در آن نواحي هستند، گول اين گروهكها را نخوريد، اينها نغمهاي بلند كردند برخلاف اسلام! نغمهي نژادپرستي، طرح اين كه كرد، لر، فارس، اينها بايد از هم جدا باشند و هر يك مستقلاً براي خود چيزي داشته باشند. اين، آن است كه اسلام آمده است كه بردارد از ميان، اين ديوارها را؛ اسلام آمده است كه خراب كند و همهي شما و همهي ما و همهي مسلمين درتحت لواي لاالهالاالله و توحيد هم قدم باشيم و همنفس باشيم و اسلام را به پيش ببريم.»(27)
ايشان، نژادپرستي را نه تنها يكي از بدبختيهاي داخلي جامعهي ايران برميشمردند، بلكه آن را باعث ضعف ملتهاي اسلامي دانسته و خواهان كنار گذاشتن آن شدند تا مسلمانان با اتحاد بتوانند با اسراييل غاصب مبارزه كنند:
« به دولتها نصيحت ميكنم كه دست از كينهتوزي و زورآزمايي بردارند و با ملت و دولت ايران دست برادري دهند تا به اتفاق، اسراييل غاصب را از كشورهاي اسلامي و زمينهاي مغصوب بيرون رانيم و نژادپرستي و زبان سالاري را كه در اسلام، محكوم و مردود است، كنار بزنند تا سعادت دارَيْن را در آغوش گيرند و هيچ قدرتي نتواند با آنان مقابله كند.»(28)
امام در پاسخ به سؤالي كه از بعضي از قوميتها به عنوان اقليت نام بردند، آنها را اقليت نميداند، بلكه اقليتهاي مذهبي كه در ايران زندگي ميكنند و در حكومت اسلامي به حسب قوانين با آنها رفتار ميشود را منحصراً اقليت ميدانند:
« ... مراد اين است كه طوايفي كه در ايران هستند، مثل كرد و لر و ترك و فارس و بلوچ و امثال اينها، اين را البته من ميل ندارم كه اسمش را اقليتها بگذارند، براي اين كه نوعي جدايي بين برادرها از آن فهميده ميشود و در اسلام هم جدايي ابداً مطرح نيست، جدايي نيست بين ... مسلمي كه عرب است، مسلمي كه عجم است.»(29)
امام، اين قضيه را تحت عنوان قضيهي نژادبازي مطرح ميكنند:
« آن چيز مهمي كه دول اسلامي را بيچاره كرده است و از ظل قرآن كريم دور ميكند، آن قضيهي نژادبازي است. اين نژاد ترك است بايد نمازش را هم تركي بخواند! اين نژاد ايران است، بايد الفبايش چه جور باشد! آن نژاد عرب است، عربيت بايد حكومت كند، نه اسلام! نژاد آريايي بايد حكومت كند، نه اسلام! ... اين نژادپرستي كه در بين آقايان حالا دارد رشد ميكند و زياد ميشود و دامن ميزنند به آن، تا ببينيم به كجا برسد. اين نژادپرستي كه يك مسألهي بچگانه است در نظر و مثل اين كه بچهها را دارند بازي ميدهند، سران دول را بازي ميدهند، آقا تو ايراني هستي! آقا تو ترك هستي! آقا تو نميدانم اندونزي هستي! ... بايد مملكت خودمان را چه بكنيم! غافل از آن نكته اتكايي كه همهي مسلمين داشتند. افسوس، افسوس كه اين نقطهي اتكا را از مسلمين گرفتند و دارند ميگيرند و نميدانم به كجا خواهد منتهي شد؟ همين نژادبازي كه اسلام آمد و قلم سرخ روي آن كشيد و ما بين سياه و ما بين سفيد، ما بين ترك و ما بين عجم ... هيچ فرقي نگذاشت و فقط ميزان را از خدا ترسيدن، تقواي الهي... اسلام نقطهي اتكا است. قضيهي نژادبازي ارتجاعي است. آقايان، ماها را مرتجع ميدانند، لكن دارند به 2500 سال قبل و قهقرا برميگردند، ما مرتجعيم؟»(30)
امام خميني، گرايشي را كه در صدد احياي نمادهاي باستاني و نفي اسلام بود، نفي ميكند و آنها را بعضاً افرادي ميداند كه خواسته و ناخواسته در خدمت اهداف استعمارگران هستند. جدايي انگاري كامل بين فرهنگ ايراني و فرهنگ اسلامي و رجوع به اساطير و نمادهاي باستاني، تماماً به سود استعمارگران تمام ميشود. چنانكه ميبينيم، كشورهاي استعماري همواره ايدههاي تفرقهانگيز و ضداسلامي مانند پانتركيسم، پانعربيسم، پان فارسيسم، پانكرديسم و ... را ترويج و تبليغ ميكنند و بر مبناي اين ايدههاي شيطاني در درون كشورهاي اسلامي برادركشي و جنگ و نفرت راه مياندازند. امام، مخالفت كوركورانه با اسلام را صرفاً به اين دليل كه از قوم عرب به ايران آمده است، نماد بارز نژادپرستي و خواست استعمارگران در راستاي جدايي بين مسلمانها ميدانستند.
حساسيت زياد امام به عامل مليگرايي به دليل ماهيت تفرقهافكني آن بوده است. ايشان با ذكر سرگذشت عثماني و شكست اين ابرقدرت در جنگ جهاني دوم و تولد كشورهاي تازه تأسيس كه در هر كدام از آنها نوكري از استعمارگران حاكم شد، درصدد آگاهي بخشي به ملل اسلامي است كه از آن بايد درس گرفت. زيرا:
« اين كه من مكرر عرض ميكنم اين مليگرايي اساس بدبختي مسلمين است، براي اين است كه مليگرايي، ملت ايران را در مقابل ساير ملتهاي مسلمين قرار ميدهد و ملت عراق را در مقابل ديگران»(31)
(با تشكيل محافل پانتركي و تبليغ ايدة منحط پانتركيسم در عثماني كه نظريهپردازان اصلي آن يهوديان و مستشرقان وابسته به انگليس بودند، اختلافات در درون قلمروي وسيع عثماني بين اقوام غيرترك با تركها تشديد شد كه در نتيجة آن و عوامل ديگر، حكومت عثماني فرو پاشيد)
امام از نژادهاي گوناگون با عنوان دندانههاي شانه ياد ميكنند كه از نظر اسلام هيچ كدام بر ديگري برتري ندارند.
حضرت امام خميني شكلي از مليگرايي كه باعث تكروي بشود و در نتيجه، برادري و دوستي را از بين ببرد، نقطهي مقابل اساس دعوت پيغمبران ميدانند:
« يك شكل آن مليگرايي، آن ميگويد ملت فارس، آن ميگويد ملت عرب، آن ميگويد ملت ترك، اين مليگرايي كه به اين معناست كه هر كشوري، هر زباني بخواهد مقابل كشور ديگر و زبان ديگر بايستد. اين، آن امري است كه اساس دعوت پيغمبرها را به هم ميزند. پيغمبرها كه از اول تا ختمشان آمدهاند مردم را به برادري، به دوستي، به اخوت دعوت كردهاند، در مقابل آنها يك قشرهاي تحصيلكرده در دامن غرب يا شرق آمدهاند و ندانسته، اكثراً ندانسته و بعضي هم دانسته قضيهي مليگرايي را پيش كشيدهاند»؛(32) « اين انگيزهي مليگرايي و خلود در ارض است كه مصالح مسلمانان را فراموش كرده و دفاع از مصالح مسلمين را در حصار ملت خاص قرار داده و قلم سرخ بر قرآن كريم و احاديث رسول الله «صلي الله عليه و آله و سلم» و ائمهي معصومين «عليهمالسلام» و سيرهي مستمرهي انبياي عظام و اولياي معظم عليهمالسلام در طول تاريخ كشيده است.»(33)
ايدههاي پان عربيسم، پان تركيسم و پان ايرانيسم و ساير پانها به جهت تأكيد بر عناصر باستاني و بعضاً نژادي، درنهايت باعث تشتت و تفرقه در جهان اسلام ميشود. طرح ايدهي پان ايرانيسم توسط شاه و تجديد خاطره و زنده نمودن سمبلهاي 2500 ساله با عناويني هم چون تمدن بزرگ، در حقيقت جز جدايي ملت و دولت ايران از امت اسلامي و يكهتازي استعمارگران و قدرت نمايي رژيم صهيونيستي، نتيجهي ديگري در بر نداشت. تبليغ ايدة پانتركيسم در تركيه يا ايدة پان آذريسم از سوي دولت لائيك باكو و ايدههاي منحرف ديگري نظير پانعربيسم توسط جمالعبدالناصر و صدام حسين، نتيجهاي جز ايجاد شكاف و اختلاف ميان مسلمانان، تضعيف مسلمانان و تحكيم سلطة بيگانگان نداشته است. به تعبير روشن، ايدههاي پان ايرانيسم، پان تركيسم و پان عربيسم به جهت محوريت منافع شخصي، در اين برههي حساس، باعث تفرقه و انفكاك و انشقاق در جهان اسلام شده و موجبات پيروزي دشمنان اسلام را فراهم نموده و به همين جهت، حضرت امام آن را برخلاف دستور خدا ميدانند:
« مليگرايي اين است كه بعضي از اين دولتهاي عربي ميگويند: عربيت و نه غير! مليگرايي اين پانايرانيسم است، اين پانعربيسم است. اين برخلاف دستور خداست و برخلاف قرآن مجيد است.»(34)
وطن به معناي زادگاه، به عنوان يكي از مؤلفههاي تشكيل دهندهي هويت ملي از اهميت خاص خود برخوردار است؛ البته به شرطي كه در مقابل اسلام قرار نگيرد:
« اسلام درعين حالي كه وطن را، آن جايي كه زادگاه است، احترام ميگذارد، لكن مقابل اسلام قرار نميدهد، اساس اسلام است، اينها ديگر بقيهاش فرع هستند»(35)
و هم چنين:
« حب وطن، حب اهل وطن و حفظ و حدود كشور، مسألهاي است كه در آن حرفي نيست و مليگرايي در مقابل ملتهاي مسلمان ديگر، مسألهي ديگري است كه اسلام و قرآن كريم و دستور نبياكرم (ص) برخلاف آن است...»(36)
امام؛ ملتگرايي، مليت پرستي و مليگرايي را به عنوان يك ايدئولوژي، مورد مذمت و نكوهش قرار ميدهند؛ البته ايشان منكر ملت به عنوان يك واقعيت و يكي از عناصر تشكيل دهندهي هويت ملي نميباشند. حدود و چارچوب مليت، اسلام است و براي اين مليت همه جور فداكاري واجب است:
« دفاع از ممالك اسلامي جزء واجبات است. نه اين كه ما اسلامش را كنار بگذاريم و بنشينيم فرياد مليت بزنيم.»(37)
حضرت امام، خود را خدمتگزار ملتي ميداند كه در آن ملت، اسلام، حاكم، سربلند و مستقل باشد:
« نه مثل حالا كه ما بايد همه چيزمان از جاي ديگر باشد و همهي مسايل سياسيمان را ديگران نقشهاش را بكشند، همهي مسائل اجتماعيمان را ديگران نقشهاش را بكشند، فرهنگ ما را ديگران برنامه بدهند، ارتش ما را مستشار[ان] ديگران اداره بكنند. من ميخواهم كه همهي شما مستقل باشيد و اين ته ماندهاي كه از استعمار مانده است و حالا به اظهار مليت و اينها دارد كسب بيتالمال را ميكند، اين را هم بزنيد، ردش بكنيد.»(38)
در يك جمعبندي كلي ميتوان گفت: امام، ضمن رد هرگونه نژادپرستي، قبيلهگرايي، قوميتگرايي به عنوان شيوهي تفكر و عملكرد و به مثابهي ايدئولوژي عملي، فرهنگ اصيل اسلامي را كه توانايي ساختن انسانهايي مستقل و كشوري قدرتمند را دارد، عنصر اصلي و كليدي هويت ملي ايرانيان ميداند و معتقد است كه تكيه بر فرهنگ اصيل اسلامي ميتواند به بازيابي هويت خود و تكوين اعتماد به نفس ملي و ساختن انسان داراي تفكر مستقل بينجامد.
حضرت امام، از اسلام به عنوان عمود خيمه و ستون فقرات هويت ملي در ايران ياد ميكنند و معتقدند كه اسلام در كنار فرهنگ ايران، هويت و موجوديت جامعهي ايراني را تشكيل ميدهد. از تلفيق فرهنگ اصيل ايراني و دين اسلام، فرهنگ ايراني ـ اسلامي پديدار ميشود كه جان مايهي هويت ملي ايرانيان از آن نمودار ميشود. ايشان براي كشيدن حصاري ميان اين فرهنگ ـ فرهنگ « ايراني ـ اسلامي» ـ با ديگر فرهنگها ، از آنها تحت عنوان فرهنگ استعماري و فرهنگ غربي ياد ميكنند.
هر چند امام، ملت را به عنوان يك واحد اجتماعي كلان ميپذيرند و به تمام گروهها و قبايل اسلامي ارج مينهند، اما از يك نوع واحد سياسي و اجتماعي كه ايدهآل و كمال مطلوب ايشان ميباشد، تحت عنوان « امت» نام ميبرند و تلاش ميكنند كه از سطح ملي به سطح امت برسند. امت، پديدهاي ناشي از يك عامل فرهنگي، يعني دين است. حال آن كه مفهوم ملت، پديدهاي درون مرزي و وابسته به سرزمين مشخص و حاصل پيوند چند عامل فرهنگي و محيطي است. ايشان « از امت به عنوان يك واحد كلانتر ياد ميكند كه ملتهاي مختلف را دربرميگيرد و عامل انسجام، وفاق و وحدت ملتها، قبايل، نژادها و گروههاي اجتماعي مختلف ميباشد. به عبارت ديگر، با وجودكليت خود، فروع مختلفي همچون ملتها، اقوام، نژادها، طوايف و گروههاي اجتماعي را دربردارد.»(39)
بنابراين، جامعهي مطلوب و مورد نظر امام، يعني امت از نظر جغرافيايي در بردارندهي تمامي مسلمانان از ملتهاي مختلف و از نژادها، اقوام، قبايل و ساير گروههاي ديگر است و چندين ملت را دربرميگيرد. مهمترين عنصر تشكيلدهندهي امت، عنصر فرهنگي، ديني، يعني همان فرهنگ اسلامي و ارزشهاي اسلامي ديني است كه براساس آن تمامي مسلمانان حول محور اسلام و ارزشهاي اسلامي گرد هم ميآيند و منسجم ميشوند. بنابر اين، عامل هويت بخش در امت؛ خون، نژاد، قبيله، زبان و ساير عناصر ديگر نيست، بلكه هدف مشتركي است كه اين هدف مشترك حول محور اسلام به وجود ميآيد، زيرا « در واقع امام، هويت يك جامعه را بر مبناي مقاصد مشتركي كه يك ملت دنبال ميكند، تعريف مينمايد.»(40)
چنين انديشهاي متأثر از قرآن است كه در آن، با صراحت قرآن همهي مسلمانان را امت واحد ميخواند و ميگويد:
« ان هذا امتكم امه واحده و انا ربكم فاعبدون».
در همين راستا، حضرت امام تعدد گروهها، قبايل، اقوام و ملتها را به شكل يك كل واحد ميبينند و هيچ تفاوتي ميان آنان قايل نيستند و اين اقوام، نژادها، طوايف ملتها و گروههاي اجتماعي، در عين اين كه در تعدد و كثرتاند، يك ملت واحد را تشكيل ميدهند. امام در اين مورد ميفرمايند:
« ملت ايران با ملت عراق دو نيست و با ملتهاي ديگر هم دو نيست. اين يك ملت است و داراي يك ميليارد جمعيت. يك ملت است و داراي خزائن بيشمار»(41)
اين نگاه سلسله مراتبي امام به واحدهاي جمعي، متأثر از ديدگاه فلسفي و عرفاني «وحدت وجود» است كه در آن، پذيرش تكثرگرايي در اجزا، مانع وحدت آنان نميشود و تكثر و تعدد هويتهاي جمعي را بر اساس مراتب وجودي آنها يك واقعيت انكارناپذير ميشمارد كه مانند نور تشكيكي، داراي درجات و مراتب مختلف است كه در عين اختلاف در شدت و ضعف از هويت واحدي نشأت گرفتهاند.(42)
مهمترين هدف امام از تشكيل امت واحد، حفظ وحدت مسلمانان و ايجاد صف واحد در برابر قدرتهاي بزرگ است كه از نظر ايشان، علتالعلل تفرقه در جهان اسلام هستند كه سعي ميكنند از طريق مليگرايي، ناسيوناليسم، قومگرايي و اختلافات مذهبي، ابتدا وحدت مسلمانان را از بين برده و سپس به غارت و چپاول آنان بپردازند. امام خميني تحت عنوان امت، از مسلمانان جهان در هر جايي و از هر فرقه و گروهي، ميخواهد كه حول محور اسلام و تحت لواي لا اله الا الله و به صورت يك امت واحد عمل نمايند. در اين صورت ميتوانند به قدرت اول دنيا تبديل شوند. اين در حالي است كه هر كدام از ملتها و كشورهاي اسلامي ميتوانند مستقل باشند، ولي هدف همه بايد حفظ وحدت اسلامي و تأمين استقلال و سربلندي مسلمانان باشد.(43)
ب ـ عناصر سازندهي هويت ملي در ايران از ديدگاه امام خميني
ديدگاههاي مختلفي در مورد عناصر سازندهي هويت ملي در ايران وجود دارد. برخي، عناصري مانند زبان مشترك عمومي يا تبار مشترك را مهمترين عناصر سازندهي ملت ايران ميدانند و برخي، بر عوامل سياسي ـ تاريخي يا سرزميني تأكيد دارند و گروه ديگر، عناصر فرهنگي را سازندهي هويت ملي ايرانيان ذكر ميكنند. همان طور كه ذكر شده، گروه اخير را ميتوان به سه نحلهي فكري تقسيم كرد كه شامل قايلين به تك فرهنگي بودن (ايراني)، دو فرهنگي بودن (اسلاميت و ايرانيت) و سه فرهنگي بودن (اسلام، ايران و غرب) ميباشند. اكنون در اين قسمت به اين سؤال ميپردازيم كه ديدگاه امام خميني را ميتوان جزء كدام يك از نحلههاي فكري مذكور طبقهبندي كرد؟ از ديدگاه ايشان، وزن كدام يك از عناصر سازندهي هويت ملي سنگيني بيشتري دارد؟
از ديدگاه امام، هستهي مركزي فلات ايران كه بستر ثابت و پايهي اساسي ايران محسوب شده است، جزئي از شرق جهان است و همين امر، هويتي شرقي را براي ايران به وجود آورده است. به علاوه مواجههي مردم اين سرزمين با مشكلات مشترك، دشمنان و دوستان مشترك و سرنوشت مشترك، نوعي سرنوشت و روح جمعي را در آنها شكل داده است و اين جغرافيا با ويژگيهاي خاص خودش به عنوان ظرف هويتي ايرانيان به شمار ميرود كه انسان ايراني تحت نام ايراني شرقي در اين جغرافياي سياسي طي هزاران سال زيست كرده است.
فرهنگ ايراني به عنوان مهمترين مؤلفهي هويتي ايرانيان در اين جغرافياي سياسي از معرفتشناسي شرقي و جهانبيني اشراقي و سپس انسانشناسي و تفكر سياسي ايران باستان تأثير پذيرفته است. اين فرهنگ با ورود اسلام، هويتي جديد به خود گرفت. «اسلام» پس از ورود به ايران و تصرف و تسخير ذهن و قلب و ايرانيان، در عين همگونيهاي بسيار با معرفتشناسي، جهانبيني و انسانشناسي ايرانيان، به سرعت بر عرصههاي فرهنگي، تاريخي و سياسي ايرانيان تأثير خود را بر جاي گذارد، به گونهاي كه ايرانيان با دو بال فرهنگ ايراني و اسلام، براي چندين قرن پرچمدار تمدن بشريت بودهاند. آيتالله مطهري دركتاب « خدمات متقابل اسلام و ايران»، ورود آيين اسلام به ايران را نقطهي عطفي در تكوين « هويتايراني» ميداند، زيرا ايرانيان اسلام را با جان و دل پذيرفتند و آن را عنصر هويت بخش خود قرار دادند.(44)
از ديدگاه امام خميني، دو ويژگي شرقي بودن و اسلامي بودن، تأثيرات مهمي را بر ايران برجاي گذارده است. به فرمودهي ايشان:
« ايران شرقي يك فرهنگ اسلامي دارد كه مترقيترين فرهنگ است، با اين فرهنگ اسلامي بايد تمام احتياجاتش را اصلاح كند.»(45)
اصولاً در بررسي سخنان و تحليل محتواي سخنرانيها و دست نوشتههاي امام خميني در مورد « هويت»،(46) به واژههايي همچون « هويت ايراني ـ اسلامي» « هويت اسلامي» اشاره شده و اين واژه به شكل غيرمستقيم و به طور گسترده، در ادبيات مورد استفادهي ايشان بوده است. در اين ارتباط، به كارگيري مفاهيمي همچون «ما» (در مقابل ديگري) يا مفهوم «خود»، «شرقي»، «ايراني»، «اسلامي» و .... بسيار ديده ميشود كه همگي دلالت بر نوع نگرش ايشان به هويتملي در ايران دارد. به گونهاي كه ميتوان گفت؛ محور اصلي مبارزاتي امام خميني، تلاش براي احياي اين هويت و تلاش براي بازگشت به اين هويت در ايران ميباشد. ايشان به دفعات، اصطلاحاتي همچون «شخصيت ايراني اسلامي»، «انسان اسلامي»، « آدم اسلامي»، « موجود اسلامي ـ انساني» را به كار ميبرد و معتقد است كه اين شخصيت، انسان و مغزي كه داراي ويژگي شرقي، اسلامي، ايراني و بومي است، دچار تغيير و دگرگوني شده است و شخصيت واقعي خود را گم كرده و فكر غربي و مغز غربي و شخصيت غربي به جاي آن نشسته است. براي مثال، ايشان ميگويند:
« به جاي يك موجود شرقي اسلامي، يك موجود غربي بر ما تحميل شده كه خودمان را گم كردهايم. به جاي مغز شرقي، مغز غربي نشسته است... حالا طوري شدهايم كه ديگر خودمان هم نميتوانيم خودمان را بفهميم. خودمان را گم كردهايم و به جاي خودمان يك موجود غربي نشسته است.»(47)
امام با تأكيد بر اين « اليناسيون» يا از خود بيگانگي، تمامي تلاش خود را براي معرفي « خود واقعي» به كار ميگيرد و در توصيف آن بر جايگزيني «انسان ايراني اسلامي»، « انسان خودماني» به جاي آن « انسان بيگانه با خود» تأكيد ميكند.
ايشان همواره تأكيد دارند:
« هيچ نحو استقلالي حاصل نميشود، الا اين كه ما خودمان را بشناسيم»(48)
يا در جايي ديگر ميگويند:
« ما تا تمام حيثيت خودمان را نفهميم، نفهميم كه چي بوديم، ما در تاريخ چه بوده و چه هستيم، چه داريم، تا اين ها را نفهميم، استقلال را نميتوانيم پيدا كنيم.»(49)
يا:
« هيچ ملتي نميتواند استقلال پيدا كند، الا اين كه خودش، خودش را بفهمد. مادامي كه خودشان را گم كردند و ديگران را جاي خودشان نشاندند، استقلال نميتوانند پيدا كنند.»(50)
ايشان رمز قدرت و عظمت كشور را «بازگشت به خويشتن خويش» و «خودباوري» ميداند و مصداق آن را ادراك اين مطلب ميداند كه «افراد يك جامعه بفهمند كه خودمان، موجوديتي داريم كه آن موجوديت در فرهنگ ما تبلور يافته است.»(51) ايشان در اين باره ميافزايند:
«ماها الان خودمان را گم كردهايم، مفاخر خودمان را الان گم كردهايم، مآثر خودمان را گم كردهايم، تا اين گم شده پيدا نشود، شما مستقل نميشويد. بگرديد پيدايش كنيد.»(52)
امام خميني در موضع ديگري ضمن اشاره به تأثير تفكر يكسانسازي مدرنيستها در جهان سوم و مباني نظري جامعه شناسان تكاملگرا در غرب، مبني بر اين كه نژاد غربي، نژاد برتر و ايدهآل جوامع بشري است، معتقدند كه تمامي تلاش آنان، القاي اين مطلب بوده كه «ما از خودمان هيچ نداريم و بايد همه چيز، علم، تمدن، قانون و پيشرفت را از آنان بگيريم»(53) و ميافزايند:
« اينها با تبليغات خودشان ما را چنان به غرب برگرداندند و غربزده كردند كه همه چيز خودمان را، همهي مفاخر خودمان را يادمان رفت، براي خودمان ديگر چيزي قائل نيستيم.»(54)
و ميافزايند:
« تهي كرده بودند ملت را از خودش، خودش را اصلاً نميشناخت، هرچه ميديد غرب ميديد، هر چه ميديد مراكزي كه مراكز قدرت بود ميديد، قدرت خودش را فراموش كرده بود.»(55)
ايشان سپس به نقد اين تفكر ميپردازد و ميگويند:
« بايد به خودمان اثبات كنيم كه ما هم آدميم، كه ما هم هستيم در دنيا، كه شرق هم يك جايي است، همهاش غربي نيست، شرق هم يك جايي است كه خزائنش بيشتر از همه جا و متفكرينش بيشتر از همه جا بوده، ... طب از شرق رفته به غرب، تمدن از شرق رفته به غرب، لكن تبليغات چه بوده است كه ما را به عقب زدند.»(56)
آن چه كه از محتواي سخنان امام خميني ميتوان دريافت، اين است كه منظور ايشان از اين « خود» نوعي «خودفرهنگي» است كه مركزيت آن را يك فرهنگ اسلامي ـ انساني تشكيل ميدهد. وقتي ايشان از شرق سخن ميگويد، در واقع آن را منشأ فرهنگ اسلامي ميدانند و معتقدند:
« شرق يك فرهنگ اسلامي دارد كه بلندترين، مترقيترين فرهنگ است، با اين فرهنگ اسلامي بايد تمام احتياجاتش را اصلاح كند و دستش را پيش غرب دراز نكند.»(57)
يا در جايي ديگر ميگويند:
« مكتب بزرگ اسلام در شرق است، شرق او را گم كرده است. تا شرق اين مكتب را پيدا كند و نفهمد كه مكتبش چه است و خودش چه است و خودش هم يك موجودي است و كشورش هم يك كشوري است، نميتواند با غرب مقابله كند.(58)
همچنين وقتي امام خميني از ايران و فرهنگ ايراني سخن ميگويد، در واقع منظور ايشان نوعي فرهنگ نژادي و قومي نيست. ايشان اين « نژاد پرستيها را يك مسألهي بچهگانه ميداند» و قضيهي نژادبازي را ارتجاعي ذكر ميكنند(59) و معتقدند:
« ملت ايران يك نقطهي اتكايي دارد و آن اسلام است.»(60)
ايشان، ايران را به عنوان وطن محترم ميداند، حب وطن را يك آموزة ديني و مليت را در حدود اسلام قابل قبول ميداند، اما اساس را اسلام ذكر ميكنند(61) و ميافزايند:
«ملي به معناي صحيح آن، نه آن چه روبهروي اسلام عرض اندام كند.»(62) (يعني معناي صحيح ملي بودن، با تكيه بر اسلام محقق ميشود)
بر اين اساس، منظور ايشان از فرهنگ ايراني، در واقع فرهنگ ايراني اسلامي است كه داراي صبغهي اسلامي ـ انساني است.
امام خميني با اعتقاد به وجود هويتي ذاتي براي انسان كه همان هويت فطري اوست، معتقدند؛ از آن جا كه جامعه، مجموعهاي از انسانهاست، اين هويتهاي فردي مسير هويت جمعي را شكل ميدهند و بنابراين، هويت واقعي جوامع نيز متأثر از هويت اصيل انساني و هويت فطري است كه بايد براي احياي آن كوشيد.
به نظر ايشان، اين هويت فطري كه متأثر از خلقت انسان و دميدن روح الهي در انسان است، زمينهي شكوفا شدن صفات خدايي در انسان يا شكوفا شدن انسانيت انسان را كه همان جوهرهي روح خدايي وي ميباشد فراهم ميسازد. بنابر اين، فطرت انساني ظرف هويتي اوست كه ظهور وي در جامعه، هويت جامعه را شكل ميدهد. از نظر ايشان، انسان بايد در پي به فعليت رساندن هويت الهي خود از طريق ظهور استعدادهاي موجود در درون خود باشد و شرط رسيدن به اين امر، تربيت انسان بر اساس ارزشها و تعاليم اسلامي است. به نظر ايشان «تمامي كوشش انبيا براي اين بوده است كه انسان را بسازند.»(63) و «او را برگردانند به همان جهت توحيدي الهي»(64) و همين هدف را در جامعه نيز دنبال ميكنند، يعني احياي هويت فطري انسانها در جامعه.
بر اين اساس، ايشان عناصر غيرفطري همچون نژاد، خون، رنگ و زبان و ... را عناصر قابل توجهي در شكلدهي هويت اصلي جوامع نميدانند و حداكثر از آنها به عنوان عناصر شناسايي جوامع و عناصر تفكيك كنندهي صوري جوامع ياد ميكنند. ايشان به طور عمده، فرهنگ را كه مبتني بر وجود هستيشناسي، جهانبيني و انسانشناسي خاصي است، عنصر تعيينكننده در اين مورد ميدانند.
پينوشتها:ــــــــــــــ
24. پيشين، ج 9، ص 216
25. همان
26. مراجعه شود به برخورد امام با اعلاميهي جبههي ملي در خصوص حكم قصاص، خرداد 1361.
27. صحيفهي نور، ج 17، ص 85، 3/9/1361
28. پيشين، ج 16، ص 48، 22/11/1360
29. پيشين، ج 11، ص 25، 26/9/1358
30. صحيفهي نور، ج 1، ص 89، 18/6/1323
31. پيشين، ج 12، ص 280، 18/5/1359
32. پيشين، ج 15، ص 278، 20/10/1360
33. پيشين، ج 20، ص 17، 16/5/1365
34. صحيفهي نور، ج 12، ص 110، 3/3/1359
35. پيشين، ج 13، ص 50، 6/6/1359
36. پيشين ، ص 81، 21/6/1359
37. پيشين، ج 9، ص 203، 4/7/1358
38. پيشين، ج 5، ص 26، 14/11/1357
39. يحيي فوزي، امام خميني و هويت ملي درايران، فصلنامهي مطالعات ملي، سال دوم، تابستان 1379، صص 73 ـ 72
40. ابراهيم بزرگر، پيشين، ص 144
41. صحيفهي نور، ج 14، ص 175
42. يحيي فوزي، پيشين، ص 73
43. يحيي فوزي، راهبرد امام خميني براي ايجاد وحدت در جهان اسلام، كيهان فرهنگي، سال دوم، پاييز 1379، شمارهي 5، صص 82 ـ 83
44. مرتضي مطهري، خدمات متقابل اسلام و ايران ، صدرا، تهران 1368، ص 374
45. صحيفهنور، ج 10، ص 71
46. براي آشنايي با اصطلاح هويت (Identity ) به منابع زير رجوع شود:
Edger F. Bergatta – Encyclopedia of Sociology – Vol – 2 (MacMillan Publishing Company).
Adam, Kuper – The Social Encyclopedia (London : Routledge)
و آنتوني گيدنز، تجدد و تشخيص، ترجمهي ناصر موفقيان، نشر ني ، تهران 1378
47. صحيفهي نور ، ج 9، صص 25 ـ 26
48. پيشين ، ص 258
49. پيشين. جلد 10، ص 74
50. پيشين، جلد 11، ص 183
51. پيشين، جلد 9، ص 166
52. پيشين، ص 59
53. پيشين، جلد 18، ص 89
54. پيشين، جلد 10، ص 74
55. پيشين، جلد 13، ص 42
56. پيشين، جلد 11، ص 193
57. پيشين، جلد 10، ص 71
58. پيشين ، جلد 11، ص 238
59. پيشين، جلد 1، ص 89
60. همان
61. پيشين، ج 9، ص 203
62. پيشين ، ج 13، ص 50
63. پيشين، ج 2، ص 288
64. پيشين، ج 13، ص 53
تَمَسَّكْ بكُلِّ صَدِيقٍ أَفادَكَ عِندَ نَكْبَهِ الشِّدَّهِ
امیرالمومنین ع
بپيوند به هر دوستي كه وقت شدّت و سختي تو را سود رساند.
اخبار ویژه
اعتراف خارجيها به محبوبيت سپاه
و انتظار مردم براي برخورد با سايتها و وبلاگهاي تجزيهگرا
برخورد با سايتهاي مبتذل و بستن آنها باعث محبوبيت بيشتر سپاه پاسداران انقلاب ميشود.
اقدام سپاه پاسداران در انهدام دهها سايت مستهجن و غيراخلافي و دستگيري دهها تن از عوامل شبكة گسترش تصاوير و فيلمهاي غيراخلاقي كه با حمايت مراكزي در آمريكا فعاليت ميكردند، رضايت خانوادههاي ايراني را در پيداشته است. نشريه آمريكايي فارين پاليسي (سياست خارجي) چاپ واشنگتن، طي تحليلي دربارة اقدام سپاه پاسداران نوشت: « برخورد با سايتهاي مبتذل و انهدام آنها باعث محبوبيت بيشتر سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ميشود. اقدام سپاه در بستن و معدوم كردن اين سايتها ميتواند به عنوان يك اقدام بشردوستانه تلقي شود. زيرا اين اقدام در جهت حفظ و ارتقاي شرافت انساني و آبروي مردم صورت گرفته است».
گفتني است طي سالهاي اخير، دولت آمريكا ميليوينها دلار جهت راهاندازي و فعاليت سايتها و وبلاگهاي غيراخلاقي، ضدفرهنگ ايراني و تجزيهطلبانه، فمنيستي و ... براي ايرانيها اختصاص داده است.
در سال 1385 «نيكلاس برنز» معاون وزير امورخارجه آمريكا از اختصاص پنج ميليون دلار براي فعاليت وبلاگها و سايتهاي ضدايراني خبر داده بود.
شايان ذكر است، طي سالهاي اخير هزاران وبلاگ و سايت با موضوعات تجزيهطلبانه، و ضدوحدتملي و تفرقهافكن جهت ايجاد اختلافات و اغتشاشات قومي در ايران راهاندازي شده است. گردانندگان اين وبلاگها و سايتها بدون روبرو شدن با مجازاتهاي قانوني مدتهاست كه به فعاليتهاي محرمانه خود ادامه ميدهند. به دنبال هشدار اخير سپاه براي برخورد قاطع با عوامل جنگ نرم، مردم انتظار دارند سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، نسبت به برخورد قاطع با اين شبكههاي وابسته به خارج نيز اقدام كند.
خاتمي: من مشهور به اخلاقي بودن هستم!
حجت الاسلام خاتمي بعد از انصراف از قصد كانديداتوري طي نشستي با نمايندگان ستادهاي انتخاباتي خود در سراسر کشور گفت: «من هشدار ميدهم که چه اين دولت تداوم يابد و چه دولت جديد بيايد، سال آينده تورم و مشکلات جامعه از چيزي که الان هست بيشتر است».
به گزارش ايسنا خاتمي افزود: «اصلا يکي از علل کنار رفتن من اين بود که آقاي مهندس موسوي يک شخصيت اخلاقي نجيب شريف است، من هم مشهور به اخلاقي بودن هستم و اينجا احساس ميکردم که رقابت بر سر قدرت است. ميگفتند که تا شب انتخابات صبر کنيد، ولي به مردم چه بگوييم؟ بگوييم که وارد صحنه بشويد و در آخر معلوم نيست بياييم! اين بازي کردن با افکار مردم نيست؟»
اظهارات خاتمي درباره «اخلاقي بودن» خود در حالي است كه پيش از اين خبرهاي متعددي دربارة دست دادن وي با زنان در يك سفر خارجي، دست دادن با دبير كل ناتو (نخستوزير سابق دانمارك و حامي اصلي اهانتكنندگان به پيامبر اسلام در دانمارك) منتشر شده است.
روانشناسي با لهجة استانبولي در شبكة سهند
پخش گفتگوي يك روانشناس ايراني از سيماي استاني آذربايجان شرقي تعجب بينندگان را برانگيخت.
شنبة هفتة گذشته، سيماي آذربايجان شرقي گفتگو با يك روانشناس را پخش كرد كه اين روانشناس زبان آذربايجاني را با لهجة استانبولي تكلم ميكرد! در حالي كه اساتيد روانشناسي مشهوري در تبريز هستند، معلوم نيست اختصاص برنامه توسط سيماي آذربايجان شرقي براي گفتگو با روانشناسي كه زبان بومي را به لهجة خارجي تكلم ميكند، چه بوده است؟
اخبار ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ):
افزايش شديد خودكشي در ايران شمالي
در سالهای اخیر در ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) تعداد حوادث خود کشی افزایش یافته است. مراکز دولتی باكو تعداد این حوادث را تا به حال مورد بررسی قرار نداده اند و لذا در مورد تعداد خود کشی کنندگان آذربایجانی آمار رسمی موجود نیست. به خاطر همین بر اساس اخبار 3 ماه اخیر در مطبوعات باكو و گزارشهایی که در این مدت از سوی نیروهای انتظامی دولت باكو ارائه شده، در مورد آمار خودکشی کنندگان آذربایجانی بررسیهایی انجام شده است.
بر اساس همین آمار، در سه ماه اخیر در ايران شمالي 76 نفر خودکشی کرده اند که 60 نفر از آنها مرد و 16 نفرشان هم زن بوده اند. 35 نفر از این افراد در باکو و بقیه آنها هم در شهرهای مختلف کشور دست به خودكشي زدهاند و اکثریت این افراد خود را حلق آویز کرده اند.
یکی از این افراد كارمند بانک (در شهر شکی) و ديگري فرماندار سابق (در شهر گنجه) بوده است.
همچنین در سه ماه اخیر در ايران شمالي 56 نفر برای خودکشی اقدام کرده اند که موفق به این کارنشده اند.
ملاحت حسن اوا نماینده پارلمان باكودر سخنان خود در مجلس گفته بود: علت افزایش حوادث خود کشی در کشور، پخش سوژهای حوادث جنایی در شبکه های تلویزیونی است. باید بر اینگونه فیلمها و برنامه های تلویزیونی محدودیتهايي اعمال شود.
همچنین تعدادی از نمایندگان پارلمان باكو با مراجعه به رئیس پارلمان خواستار بحث و مذاکره در خصوص محدودیت گذاری بر پخش بعضی از برنامه ها و فیلمهای تلویزیونی باكو مربوط به جنایات شده اند. آنها معتقدند که اینگونه سوژه های تلویزیونی موجب بیشترشدن خودکشی در بین جوانان میشود.
"گرای گرای بیگ لی" روانشناس در گفتگو با خبرگزاری "ترند نیوز" گفت: باید لایحه ای در این باره تهیه و بر اساس آن تمامی عوامل وقوع حوادث خودکشی در کشور مورد بررسی قرار بگیرد و سپس بر اساس آن، اقدامات پیشگیرانه انجام شود.
به گفته وی اغلب حوادث خودکشیهای رخ داده در سطح جهان در ماه های اخیر با بحران مالی جهانی مربوط بوده است. لاکن درباكو کسی به این علت خود کشی نکرده است.
به گفتة اين روانشناس 25 درصد از اين حوادث به مشكلات رواني افراد بستگي دارد.
سفر هیات اقتصادی دولت باکو به ارمنستان
روزنامه مساوات نوين چاپ باكو با اشاره به سفر محمود محمدقلياف معاون وزارت خارجه دولت باكو به ارمنستان براي شركت در اجلاس دورهاي شوراي وزيران خارجه سازمان همكاري اقتصادي درياي سياه در ايروان آورده است: شركت دولت باكو در سطح معاون وزير در اين اجلاس كه در ارمنستان برگزار مي شود، با توجه به عدم حضور دولت باكو در اعتراض به گشايش احتمالي مرزهاي تركيه و ارمنستان در نشستي كه از سوي سازمان ملل متحد در كشور تركيه برگزار شده بود، اعتراضاتي را موجب شده و دهها شهروند طي تماس تلفني با دفتر روزنامه با غير قابل درك خواندن عزيمت هياتي از دولت باكو به ايروان، ميگفتند كه سفر به پايتخت كشور متجاوز همزمان با موج انتقادات شديدي كه تركيه را به دليل احتمال گشودن مرزهايش با ارمنستان هدف قرار داده، چه مفهومي دارد؟ و دولت بايد در اين مورد توضيح بدهد.
احزاب سياسي مخالف دولت نيز هر يك به نوعي در قبال سفر هيات اقتصادي دولت باكو به ايروان واكنش نشان ميدهند؛ سردار جلالاوغلو رهبر حزب دموكرات گفت: روساي جمهور و وزيران خارجه دولتهاي باكو و ايروان ديدارهايي با يكديگر انجام ميدهند. در مناطق مرزي دو كشور نيز بين مرزبانان ارمني و آذري ملاقاتها و گفتگوهايي انجام ميگيرد. اينگونه برخوردها در قبال چنين سفرهايي باعث ايجاد ذهنيتي غلط در رابطه با طبيعت روابط با كشور ارمنستان شده و ما نيز اسير اين تصور اجتماعي شدهايم. از سوي ديگر ، بايد توجه داشت كه رياست دورهاي سازمان همكاري اقتصادي در جريان اين اجلاس كه در ايروان برگزار ميشود، به دولت باكو منتقل خواهد شد. خودداري هيات نمايندگي باكو از سفر به تركيه را نيز تصميمي اشتباه ميدانم و معتقدم كه بايد با اتجام چنين سفرهايي موضع خودمان را مستفيما و بطور جدي اعلام نماييم.
نسيمي محمدلي دبير اجرايي حزب اميد نيز گفت: شركت معاون وزارت خارجه در نشست ايروان با موضع دولت باكو در مذاكرات مربوط به مناقشه قرهباغ در تضاد است. اعزام هيات نمايندگي رسمي به ايروان باعث تضعيف مواضع ما ميشود.
بحران نخستوزيري در باكو
در حالي كه غيبت يك ماهه آرتور راسيزاده نخست وزير دولت باكو مويد صحت اخبار در رابطه با بيماري شديد وي است، زمزمههايي در خصوص انتصاب قريبالوقوع كمالالدين حيدراف وزير اوضاع غيرمترقبه (رييس سابق گمرك و مشهور به اختلاس و رشوهگيري) به جاي راسيزاده به گوش ميرسد.
حيدراف كه در حال حاضر در اروپا بسر ميبرد و در حال انجام ماموريتي است كه رييس دولت باكو به وي محول نموده، به زودي به سمت نخست وزيري منصوب خواهد شد و اين خبر از سوي منابع نزديك به حاكميت نيز تاييد مي شود.
بنا به اطلاعات واصله، با اينكه راسيزاده پيش از اين چندين بار استعفانامه خود را تسليم رييس جمهوري كرده، ولي اين درخواست هر بار از سوي الهام علياف رد شده است. چنين به نظر ميرسد كه عدم پذيرش استعفاي راسيزاده از سوي علياف ناشي از عدم وجود چهرهاي چون او كه بتوان پست بسيار مهم نخست وزيري را به وي واگذار كرد، در ارتباط بوده است. زيرا بر اساس قانون اساسي دولت باكو، نخست وزير شخص دوم كشور پس از رييس جمهور است. لذا، تصدي فردي مدعي و فعال در اين پست در كشورهايي چون ايران شمالي (جمهوري آذربايجان) منبع خطري بالقوه محسوب ميشود. اين در حالي است كه كمالالدين حيدراف نيز شخصيت پر ادعا و بيش از حد فعالي است و از سويي نيز مورد اعتماد رييس جمهوري است و اين نيز از بار مسووليتهاي خطيري كه از طريق رييس جمهوري به او واگذار شده، كاملاً پيداست. ولي در عين حال ميتوان چنين استنباط كرد كه واگذاري اختيارات گستردهاي همطراز با نخست وزير به حيدراف، چه بسا براي جلوگيري از تصدي وي در پست نخست وزيري باشد.
از سوي ديگر، اخباري در رابطه با وجود مدعيان ديگري در داخل طايفه حاكم براي احراز پست نخست وزيري به گوش ميرسد. بر اساس برخي شايعات، سويل علياوا دختر حيدر علياف كه حكومت باكو را سلطنتي محسوب ميكند، پيوسته از الهامعلياف خواستار انتصاب فرزندانش به سمت نخست وزيري شده است. ولي در اين ميان، كمالالدين حيدراف تلاش بياماني براي تصدي در پست نخست وزيري داشته است. وي قصد دارد به هر قيمتي كه شده، در اتاق ميرجعفر باقراف (رهبر حزب كمونيست باكو كه هزاران نفر از اهالي را به قتل رساند) مستقر شود. اكنون وي رقيب چندان بانفوذي نيز كه بتواند مانع تحقق خواستهاش شود، ندارد، با اينحال، همه چيز صرفا بسته به تصميم رييس جمهوري است و چنانچه بخواهد ميتواند راسي زاده را همچنان در پستي كه دارد، ابقا نمايد.
· خبرها :
روند پيگيري موضوع هستهاي در دولت اصلاحات اشتباه بود
سعدالله زارعي گفت: روند پيگيري پرونده هستهاي در دولت اصلاحات روندي اشتباه بود كه در دولت نهم تصحيح شد.
سعدالله زارعي (تحليلگر سياسي) در جشني كه به مناسبت روز ملي فناوري هستهاي از سوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اروميه برگزار شد، گفت: روند پي گيري پرونده هسته اي در دولت هشتم (دولت خاتمي) روندي اشتباه بود كه در دولت نهم با تصحيح وشتابي رو به رشد مواجه شد.
وي با اشاره به تيم مذاكره كننده در دولت هشتم تأكيد كرد: در انتخاب اين تيم دقت لازم به عمل نيامده بود . اين تيم در مذاكرات خود مطالبات رهبري را در نظر نمي گرفت، چنانكه رهبري از همان سال اول خواستار شكست تعليق بودند كه اين تيم از انجام آن ناتوان ماند.
وي افزود: با روي كار آمدن دولت نهم و پيگيري مطالبات رهبري در اين مورد ،پرونده هستهاي روند مناسبي به خود گرفت كه ما امروز شاهد يك جهش علمي در اين راستا هستيم.
زارعي خاطر نشان ساخت: دولت هشتم بر اين اعتقاد بود كه با ادامه فعاليتهاي هستهاي خود بيشترين ضربه را به خود زدهايم و اين موجب حمله نظامي آمريكا به ايران مي شود، در حالي كه ما شاهد بوديم كه در دولت نهم با شكست تحريم ها و پيگيري فعاليتهاي هستهاي علاوه بر اينكه عقب گردي نيز نداشتيم،پيشرفتهاي ملي و منطقه اي فراواني به دست آورديم.
حمله وهابيها به محله شيعيان در مدينه
منابع عربستاني اعلام كردند: جوانان سازماندهي شده وهابي در اقدامي وحشيانه، يك بار ديگر به محله شيعيان در شهر مدينه منوره حمله كرده و به ضرب و شتم پيروان اهل بيت عصمت و طهارت(ع) پرداختند.
به گزارش شيعه آنلاين، بر اثر اين حمله وحشيانه كه توسط 200 فرد وهابي انجام شد، دست كم 3 جوان شيعي زخمي شده و راهي بيمارستان شدند. در اين حمله به تعداد زيادي از خودروها و مغازهها و ديگر اموال شيعيان نيز آسيب وارد شد.
گفته ميشود حمله كنندگان چوب و چماق در دست داشته و به سمت شيعيان سنگ پرتاب ميكردند. آنان كه به اعتقاد خود كار درستي ميكردند، هنگام حمله شعار "الله اكبر" سر داده و خواهان صدور فتوايي براي جهاد عليه شيعيان شدند!!
گفتني است علاوه بر اين حملات كه در خيابانهاي اين محله انجام شد، تعدادي از وهابيها نيز با شكستن در منزل يكي از شيعيان، وارد منزل شده و دو تن از اعضاي اين خانواده را با چاقو مورد ضرب قرار دادند.
دقايقي پس از آغاز اين حملات ددمنشانه، نيروهاي امنيتي و پليس عربستان سعودي خود را به اين محله رسانده و اوضاع را آرام كردند. نكته تعجب برانگيز اين است كه اين نيروهاي امنيتي هيچ يك از حمله كنندگان وهابي را بازداشت نكردند.
آیتالله مکارم حمایت از يك كانديدا را تکذیب کرد
درست 3 روز پس از آنکه میرحسین موسوی با سفر به شهر قم، با برخي از مراجع تقلید دیدار کرد و برخی رسانههای مخالف دولت نیز از این دیدارها به نوعی حمایت مراجع از میرحسین در مقابل احمدینژاد تعبیر کردند، آیتالله مکارم شیرازی با رد این مسئله تصریح کرد: نه دیدار با کسی دلیل بر طرفداری از وی میشود و نه دعوت به سوی او میشود.
آیتالله مکارم در آغاز درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم و در جمع صدها تن از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم با اشاره به دیدار میرحسین موسوی با مراجع تقلید گفت: همچنان که در روزهای اخیر اطلاع یافتید، برخی از کاندیداهای محترم ریاست جمهوری با ما و دیگر مراجع تقلید ملاقاتی داشتند، برای این که سوء تفاهم پیش نیایید صریحا توضیحی در این باره عرض کنم. مردم باید در انتخاب کاندیداها دقت داشته باشند و بدانند که ما شخص خاصی را معرفی نکردهایم و نخواهیم کرد.
وی در ادامه افزود: ما هیچ وقت جناحی فکر نمیکنیم، همه کسانی که وفادار به نظام هستند و از نظر شرایط آمادگی داشته باشند، برای ما از نظر ملاقاتکردن و توصیه به آنها یکسان هستند، نه دیدار با کسی دلیل بر طرفداری از وی میشود و نه دعوت به سوی او میشود.
این مرجع تقلید اظهار داشت: دیدار ما با تمام کاندیداها چه کاندیداهای دورههای قبل و چه این دوره همه پدرانه بوده و هست و ما در دیدارهایمان فراجناحی عمل می کنیم، مگر کسانی که دشمن نظام و انقلاب بوده و جنبه اسلامی نداشته باشند که اینان حسابشان جداست وگرنه بقیه هر کدام باشند با آنها ملاقات خواهیم کرد.
هشدار سپاه پاسداران به تمام براندازان نرم عليه نظام جمهوري اسلامي
يك مسئول مركز جرايم سازمان يافته سايبري سپاه پاسداران انقلاب اسلامي گفت: سپاه پاسداران به تمام براندازان در جنگ نرم عليه نظام جمهوري اسلامي، هشدار مي دهد كه اين نيرو با تمام توان و قاطعيت به وظيفه خود عمل خواهد كرد.
سلوكي در گفتگو با ايرنا، با تاكيد بر تكليف سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در قانون اساسي، فرمان رهبر معظم انقلاب و ابلاغ فرماندهي كل سپاه در حفظ كيان نظام جمهوري اسلامي، خاطر نشان كرد: هرشخصي حقيقي يا حقوقي به هر طريق نرم و در فضاي مجازي اقدام به گسترش عمليات ضد دين، ضد فرهنگ و براندازانه كند، اين نيرو لحظه اي از او غافل نخواهد بود و به شدت درهم كوبيده خواهد شد.
وي همچنين با اشاره به اينكه دستگيري هاي اخير توسط مركز جرايم سازمان يافته سايبري سپاه در اين راستا بوده است، افزود: اشخاص، گروه ها و كشورهاي مختلف نبايد اين تصور را داشته باشند كه فضاي مجازي و اينترنتي كشور بدون كنترل است تا بخواهند هر عمليات فرهنگي عليه فرهنگ و نظام مقدس جمهوري اسلامي را به مرحله اجرا گذارند و براي كاربران محيط نا امني را ايجاد كنند.
اين مقام مسئول، حضور سپاه در فضاي اينترنتي كشور را باعث اطمينان خاطر والدين كاربران از حضور فرزندان خود و تمام كساني كه دغدغه دين و فرهنگ دارند، در فضاي مجازي دانست و اظهار داشت: بايد اين را دانست كه فضاي مجازي و اينترنتي فضاي كاملا مسموم و بدي نيست، مثلا مي توان مقالات روز علمي، خبرهاي جديد و غيره را در فضاي اينترنتي جستجو كرد كه سپاه در حال پاك سازي سايت هاي فارسي زبان از انحرافات و ايجاد فضاي مجازي بدون دغدغه براي ايرانيان است.
تک فرزند شدن خانواده ها، رشد کودکان ایرانی را تهدید می کند
نتایج یک تحقیق از بیش از 6 هزار خانواده ایرانی نشان می دهد که تک فرزند شدن خانواده ها رشد کودکان را تهدید می کند.
رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران در گفتگو با خبرگزاری مهر با اعلام این خبر گفت : بنابر نتایج به دست آمده از این تحقیق، رشد کودکان در خانواده های تک فرزند و یا دارای فرزندان تک جنس، کمتر و غیر متعادل است وکودکان خانواده هایی که فرزندانی از هر دو جنس دارند، دارای روحیاتی شادتر و وضعیت رشد متعادلتری هستند.
دکتر مصطفی اقلیما در پاسخ به سوال مهر مبنی بر میزان دقت و درستی نتایج به دست آمده از تحقیق انجام شده گفت : برای به دست آوردن نتایج علمی و دقیق، این تحقیق را در 8 استان مختلف در سراسر کشور میان بیش از 6 هزار خانواده و با پرسشهای کارشناسی شده توسط همکارانمان انجام دادیم و دقت نتایج آن بسیار بالاست.
اقلیما در ادامه با تأکید بر اهمیت نقش داشتن برادر و خواهر گفت : وجود کودکان غیر همجنس در خانواده به دلیل ایجاد تعادل رفتاری و برخوردی نقش تعیین کننده ای در رشد مناسب و استاندارد کودکان دارد، چرا که عدم وجود هر یک از دو جنس موجب ایجاد فضای تک بعدی و یکنواخت در خانواده می شود.
رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران در ادامه گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به مشابه بودن مشکلات همه خانواده های تک فرزند و یا دارای فرزند تک جنس گفت : در این تحقیق مشخص شد، جنسیت هیچ تأثیری در تفاوت مشکلات روحی و روانی خانواده های اینچنینی ندارد و از این لحاظ هیچ تفاوتی میان خانواده هایی که دختر یا پسر دارند وجود ندارد.
تحت فشارهاي آمريكا
معارف اسلامي از كتابهاي درسي پاكستان حذف شد
دولت پاكستان براي رسيدن به اهداف خاصي با تغيير خط مشي آموزش و پرورش اين كشور، تعليمات اسلامي را از كتب درسي مدارس خود حذف كرد.
به گزارش فارس ، دولت پاكستان بر اساس پيش نويس "سياست ملي آموزشي سال ميلادي 2009 " متون درسي " معارف اسلامي " و ديگر فصلهاي آموزش اسلامي را از ساير كتابهاي درسي اين كشور حذف كرد.
بر اساس اين گزارش، كابينه فدرال پاكستان قصد داشت در جلسه گذشته خود پيش نويس مذكور را مورد بررسي و تصويب قرار دهد اما "يوسف رضا گيلاني " نخست وزير اين كشور بررسي پيش نويس مذكور را به جلسه بعدي موكول كرد، زيرا چند تن از وزيران فدرال آن مصوبه را پيشا پيش مورد مطالعه قرار نداده بودند.
تحليلگران برجسته اين كشور بر اين باورند كه اگر مصوبه "سياست ملي آموزشي 1388 " را با مصوبه "سياست ملي آموزشي 1378 " مقايسه كنيم، مي بينيم كه در مصوبه سال 1378 ، فصل سوم كه مخصوص آموزش اسلامي بود، از مصوبه سال 2009 ميلادي حذف شده است.
همچنين بعضي از بندهاي اسلامي فصل دوم مصوبه 1378 در مصوبه جديد حذف شده است.
در فصل دوم مصوبه 1378 با عنوان "چالش هاي بسيار مهم و پاسخ آن " يك بند اسلامي وجود داشت كه طبق آن "سياست ملي آموزشي " اهميت ارزشهاي اسلامي را قبول داشت و از خط مشي قبلي تأسي مي كرد اما دخالت در سياست ملي آموزشي طبق بندهاي 29، 39، 33 ، 36 ، 37 و 40 قانون اساسي اين كشور خواهد بود و طبق آن بچههاي مسلمان نياز به هدايت و آموزش اسلامي دارند تا بتوانند مسلمان خوبي باشند.
همچنين اقليتهاي ديني نيز حق دارند كه تسهيلات آموزش دين خود را نيز داشته باشند، اما اين بند مذكور در پيش نويس سياست ملي آموزشي 1388 كه براي مدت 10 سال آينده به تصويب خواهد رسيد، وجود ندارد.
يكي از بندهاي سياست 1378 اين است كه دولت پاكستان براي مردم مسلمان اين كشور سعي خواهد كرد كه آموزش قران كريم و معارف اسلامي و زبان عربي در متون درسي الزامي باشد اما اولين چيزي كه از لايحه سياست ملي آموزشي 1388 حذف شده است، اين است كه " قرآن كريم و معارف اسلامي جزء نا شكستني متون درسي خواهد بود تا بتوانيم از سيستم آموزش و پرورش قران كريم استفاده كنيم. نسلهاي آينده پاكستان را طوري تربيت كنند كه به عنوان مسلمان خوب بتوانند با عزم و حوصله و دانش و خرد و افراد فهميده وارد قرن جديد شوند. "
فصل سوم اين سياست ملي آموزشي كه متعلق به اسلام بود، كاملاً حذف شد كه بيان مي كرد « پاكستان كشوري است كه بر اساس يك ايدئولوژي بوجود آمد، لذا بايد سيستم آموزش و پرورش اين كشور بر اساس اصول اسلامي صورت گيرد و گسترش يابد.»
بر اساس اين گزارش، سياست آموزشي 1378 داراي دست كم 45 بند اسلامي بود و بيان مي كرد كه چطور بايد سيستم آموزش و پرورش اين كشور اداره شود كه نسلهاي آينده اين كشور مسلمان خوبي باشند و زندگاني خود را طبق احكام قرآني بسر ببرند.
اگرچه به علت روشن فكري " پرويز مشرف " رئيس جمهور سابق پاكستان بندهاي اكثر سياست ملي آموزش 1378 تحقق پيدا نكرده بود اما از مسوده 1388 كاملاً حذف گرديد.
به گفته سخنگوي وزارت آموزش و پرورش پاكستان، هيچ ايالتي در پاكستان حذف فصل سوم و بندهاي اسلامي را مورد انتقاد قرار نداده است.
وي به صراحت گفت: تصميم حذف فصل اسلامي هرگز طبق ديكته كشورهاي خارجي نيست. اين در حالي است كه آمريكا فشارهاي زيادي را بر برخي دولتها از جمله عربستان، مصر و ... وارد كرده كه متون اسلامي را از كتابهاي درسي حذف كنند.
سخنان تأملبرانگيز بنيانگذار دولت اسلامگراي تركيه در تهران
ارزش تحقيقات و پژوهش بسيار بالاست، خداوند بهترين هديهاي كه به انسان داده فكر كردن و پژوهش است.
5/1 ميليارد مسلمان در دنيا وجود دارد. همه ما به وحدانيت خدا، ملائك آسماني، كتب آسماني، پيغمبران، زندگي پس از مرگ، خير و شر و روز حساب اعتقاد داريم و با يكديگر مشترك هستيم.
مهمترين اين مشتركات ايمان است، ايمان به خدا، آخرت، سعادت و بشريت كه بدون اسلام معنا و مفهومي ندارد كه اين گفته خداوند در قرآن است.
همانطور كه اسلام يك واحد است و از يك مركز هدايت ميشود، كفر نيز از يك مركز هدايت ميشود، و اين همان دنياي صهيونيست است.
يهود در گذشته تورات را تحريف و كتاب كابالا را به جاي آن جايگزين كرد، كتاب كابالا داراي 4 ركن است، نژاد بنياسرائيل برترين نژاد دنياست، بنياسرائيل براي اين آفريده شده كه سرور انسانها باشد و ديگران برده او، كل يهودياني كه در دنيا پخش شدهاند در سرزمين قدس جمع شوند و سرانجام در سرزميني كه بين نيل و فرات است اسرائيل بزرگ تأسيس شود، بعد از آن آنها بايد تلاش كنند تا امنيت بزرگ اسرائيل را تامين كنند و براي رسيدن به اين هدف بايد حاكميت 28 كشور از جمله ايران و تركيه را در اختيار خود بگيرند.
از نظر آنها در تركيه نسل گذشته نبايد ادامه حيات دهد چرا كه وجود آنها تهديدي است براي امنيت اسرائيل و با مجموعه اين كارها آنها امنيت اسرائيل را تامين خواهند كرد.
آنها ميگويند كه بعد از ساختن معبد سليمان به جاي مسجدالاقصي مسيح مورد نظر ما روي زمين ظهور كرده، روي تخت داوود مينشيند و حكومت بنياسرائيل را تا ابد تضمين ميكند.
به نظر آنها بنياسرائيل وقتي از مادر به دنيا آمد، به شكل انسان تجلي پيدا كرد و ساير انسانها از ابتدا به صورت حيوان بودند و براي همين خاطر بايد تا ابد بنده آنها باشند.
در سال 1683 ميلادي وقتي در جنگ وين مسلمانان شكست خوردند، قدرت مالي دنيا به دست صهيونيستها افتاد، اكنون 350 سال است كه ما در دنياي صهيونيستها زندگي ميكنيم و به همين دليل است كه جنگ و خون را در اين سالها ميبينيم.
براي اينكه دنياي بهتري داشته باشيم بايد دنياي اسلام را بسازيم.
صهيونيسم مانند تمساحي است كه اتحاديه اروپا چانه پاييني، آمريكا چانه بالايي، اسرائيل دم و سران برخي كشورها نيز بدنه آن را تشكيل دادهاند.
آنها در حال حاضر حاكم دنيا شدهاند، چرا كه به واسطه سياست نظام سرمايهداري كه اساس آن بر مبناي ربا است، قدرت را در دست گرفته و با اين سيستم تمام دنيا را به استثمار كشيدهاند.
بوش و بلر حمله به عراق را دستور مسيح ناميدند. اينها مسيحي هستند، اما به يهوديان كمك ميكنند، زيرا يهوديان آنها را فريب دادهاند.
عقيده برخي از سران كشورهاي اسلامي مبني بر صلح با اسرائيل يك فكر بچگانه است، چرا كه آنها ميخواهند نقشه خود را پيش ببرند و مقامات اسرائيل بارها گفتهاند كه اسرائيل دو نقشه دارد؛ يكي روي ديوار كه همه آن را ميبينند و يكي در قلب يهوديان.
بايد دنياي جديد و نوين را ساخت، دنيايي بر اساس دستورات قرآن كريم بايد پايهگذاري شود.
پس از نخستوزيري من در سال 1375 (1996) سفير آمريكا در تركيه به من گفت: ما از آمدن شما خوشحال نيستيم، ولي حاضريم با شما مشروط به شرايطي ارتباط داشته باشيم.
كاهش حجم تجارت با ايران به كمتر از 50 ميليون دلار، عدم رفت و آمد به ايران، عدم دخالت در پايگاههاي نظامي آمريكا در تركيه، عدم تجارت وسيع با كشورهاي مسلمان، بيرون نراندن نيروهاي واكنش سريع آمريكا از تركيه و بسته نگاه داشتن خط لولة نفت عراق كه از تركيه عبور ميكند 6 شرطي بود كه سفير آمريكا براي من تعيين كرده بود.
من برعكس تمام دستورات او كار خود را انجام دادم، اولين ديدارم را از ايران شروع كردم و يك قرارداد گازي 5/2 ميليارد دلاري بستم و هم اكنون اين تجارت به 10 ميليارد دلار رسيده است.
هدف اسرائيل نابودي ايران است، آنها براي اينكه انقلاب ايران به هدفش نرسد، از هيچ كوششي دريغ نميكنند و شما نبايد اين فرصت را به آنها بدهيد.
انقلاب اسلامي ايران مانند پنجرهاي است كه بر روي دنيا گشوده شده، و تركيه و ايران به منزله يك هسته هستند كه در اطراف اين هسته كشورهاي « دي 8» قرار دارند و اطراف آن را 100 كشوري كه به استثمار كشيده شدهاند احاطه كردهاند.
ما بايد پول واحد اسلامي، سازمان ملل و ناتوي كشورهاي اسلامي را تاسيس كنيم و اين امر با اتحاد دنياي اسلام امكانپذير است.
من قبلاً به ايران آمدهام و در تهران« دي 8» را تشكيل دادهام، هم اكنون براي دو منظور به ايران آمدهام، يكي اينكه تلاش كنيم تا انقلاب اسلامي به هدفش برسد و دوم اينكه با كمك برادران خود در دنياي اسلام بتوانيم دنياي جديد اسلامي را تاسيس كنم كه براي اين امر بايد همكاريهاي اقتصادي، تكنولوژيكي، فناوري و صيانت از مسلمانان دنيا را مدنظر قرار دهيم.
از سخنراني نجمالدين اربكان در دفتر مطالعات سياسي و بينالمللي وزارت امور خارجه
زندگي دو ميليون مصري در گورستانها
سازمان مركزي آمار در مصر اخيرا با انتشار گزارشي اعلام كرد كه بيش از دو ميليون مصري در گورستانهاي شهر "قاهره " زندگي ميكنند كه علت اصلي آن افزايش جمعيت و اوضاع سخت اقتصادي در اين كشور است.
به گزارش شبكه تلويزيوني "العالم "، اين افراد درحالي در اين گورستانها زندگي ميكنند كه در آنها امكانات زندگي عادي نظير آب و برق و سرويسهاي بهداشتي وجود ندارد.
اين افراد در ازاي نظافت مقبرههاي خانوادگي و نگهداري از آنها در اين مقبرهها زندگي ميكنند و در مناسبتهاي مختلف در انتظار بستگان افراد فوت شده ميمانند تا از آنها كمك دريافت كنند.
پديده زندگي در گورستانهاي قاهره در اواخر دهه 1960 ميلادي و پس از مهاجرت بسياري از مصريها از روستاها به شهر قاهره براي يافتن زندگي بهتر شروع شد اما گراني هزينههاي زندگي و بيكاري باعث شد كه برخي از آنها در مقبرهها زندگي كنند.
زندگي تعداد زيادي از مصريها در مقبرهها در مقايسه با پروژههاي سرمايه گذاري بزرگ در شهر قاهره قابل مقايسه نيست و به رغم اين تفاوت بزرگ ساكنان در مقبرهها ناگزيرند در شرايط سخت زندگي كنند.
استانهاي مختلف مصر در گذشته شاهد تظاهرات و درگيري مردم با پليس در اعتراض به اوضاع ناگوار اقتصادي و افزايش قيمت نان از سوي دولت بود كه به نوشته مطبوعات مصر، در جريان اين درگيريها حداقل 30 تن كشته شدند.
حمله به هواپيماي اردوغان با ضدهوايي آمريكايي
يكي از شاهدان پرونده باند كودتاگر ارگنه كن از طرح سوءقصد به جان اردوغان نخست وزير تركيه با استفاده از ضدهوايي ساخت امريكا پرده برداشت.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روزنامه مليت تركيه، در حكم دادگاه ويژه اجراي موج دوازدهم بازداشتها و تفتيش منازل مظنونين جديد پرونده ارگنه كن آمده است كه بر اساس اظهارات محرمانه يكي از شاهدان اين پرونده، چندي پيش در يكي از مزارع واقع در شهر گمليك استان بورسا، گلوله هاي ضد هوايي ساخت امريكا كشف و ضبط شده است. شاهد مذكور گفته است قرار بود با اين گلوله ها به هواپيماي حامل اردوغان نخست وزير تركيه حمله و هواپيماي مذكور ساقط شود.
در چارچوب موج دوازدهم دستگيري مظنونين جديد پرونده ارگنه كن، تعداد زيادي از روساي سابق و فعلي دانشگاه هاي تركيه كه عمدتا داراي ديدگاه هاي لائيك و كماليست بودند بازداشت و منازل و محل كار و زندگي آنان مورد تفتيش و بازرسي قرار گرفت. گفته مي شود اين عده شاخه غير نظامي اين باند را تشكيل داده و بيشتر در راستاي تحريك و تهييج افكار عمومي تركيه عليه دولت رجب طيب اردوغان فعاليت نمودهاند.
ميرحسين و كروبي حرفهاي احمدينژاد را تكرار ميكنند
رئيس مركز بررسيهاي استراتژيك گفت: گفتگوهاي هستهاي در دولت آقاي خاتمي در شرايطي عادلانه نبود و دولت خاتمي به طور دائمي در حال امتياز دادن به غربيها بود.
عليرضا ذاكر در نشست دانشجويي ديپلماسي دولت نهم افزود: سياست خارجي ابزاري براي كسب منافع ملتهاست و همه ناگزير به استفاده از آن هستند.
وي اظهار داشت: نظامهاي سياسي بر اساس مباني ويژهاي كه دارند نوع سياست خارجي خود را با يكي از دو روش برونگرا و درونگرا اجرا ميكنند.
ذاكر با اشاره به روش درونگرا و برونگرا در سياست خارجي دولتها تصريح كرد: دولتي كه سياست درونگرا را انتخاب ميكند مناسبات داخلي خود مانند فرهنگ و مذهب داخلي را ارزش بيشتري ميدهد و دولت برونگرا معمولا مناسبات خارجي و صحبتهاي كشورهاي ديگر را ارزش بيشتري ميدهند.
رئيس مركز بررسيهاي استراتژيك رياست جمهوري با اشاره به اقدامات سياست خارجي دولت نهم خاطرنشان كرد: راهبرد دولت دكتر احمدينژاد سياست خارجي عدم تعهد شالوده شكن است كه مبتني بر اصل « نه شرقي نه غربي» انتخاب شده است.
وي با اشاره به اينكه عدم تعهد متناسب با سياست «نه شرقي نه غربي» فراتر از موازنه منفي است، تصريح كرد: سياست خارجي دولت نهم علاوه بر رد ايدئولوژيها و تئوريهاي دستساز بشر با مطرح كردن اسلام فضاي جديدي در جهان ايجاد كرد و آن را جايگزين كرد.
ذاكر در ادامه اظهار داشت: دكتر احمدينژاد در همين راستا در سازمان ملل براي سران كشورهاي ديگر از توحيد و نبوت و امام زمان (عج) سخن گفت و آنان را به اين سمت فرا خواند.
اين تحليلگر سياسي در مورد تعليق انرژي هستهاي در دولت قبل و راهاندازي آن در دولت نهم اظهار داشت: اگر مانند دولت قبل تعليق را ادامه ميداديم، بايد خيلي از رشتههاي دانشگاهي را هم به خواست غربيها تعطيل ميكرديم، اما اين دولت با ايستادگي جلوي اين مسئله را گرفت و عزت را به كشور برگرداند.
ذاكر همچنين در مورد عقب راندن آمريكا در زمينههاي مختلف از جمله انرژي هستهاي اظهار داشت: زماني آمريكاييها براي مذاكره پيش شرط ميگذاشتند، اما امروز اوباما فناوري هستهاي را حق طبيعي ملت ايران ميداند و اين نتيجه سياست خارجي دولت نهم است كه آمريكا از مواضع قبل خود عقب نشسته است، چرا كه سياست دولت نهم همان گفتمان انقلاب اسلامي است.
وي در تبيين سياست آمريكاييها افزود: آنچه براي آمريكاييها مهم بود حفظ اقتدار و سروري بر جهان است و در همين ارتباط چندين بار پيغام دادند؛ شما تعليق را به طور رسمي قبول كنيد، ولي اگر پلمبها را باز كرديد و كار خود را ادامه داديد هم عيبي ندارد، آنان ميخواستند اقتدارشان در جهان باقي بماند كه دولت نهم مانع از اين امر شد.
ذاكر در پاسخ به پرسشي مبني بر اينكه دولت نهم دستاوردهاي علمي كه حاصل تلاش دولتهاي قبلي نيز بوده است را به اسم خود ثبت كرده است، اظهار داشت: دستاوردهاي علمي همگي محصول تلاش جوانان بوده است، اما ماهواره اميد در سال 85 كليد خورد و انرژي هستهاي و ديگر مسائل نيز در اين دولت با سرعت بيشتري تحقيقاتش ادامه پيدا كرد، بايد ديد در دولت قبلي چند درصد پيشرفت داشته است و در اين دولت چند درصد، فراموش نكنيد اين احمدينژاد بود كه قفلهاي غربيها را شكست و تحقيقات دوباره آغاز شد.
وي همچنين با اشاره به رعب و وحشت مسئولان دولت اصلاحات و نمايندگان مجلس ششم تصريح كرد: سياست خارجي آمريكاييها و غربيها چنان رعب و وحشتي در دل اصلاحطلبان انداخته بود كه نمايندگان مجلس ششم نامه نوشتند، ما انرژي هستهاي نميخواهيم و ديگر غلط بكنيم از حزبالله و حماس دفاع كنيم.
ذاكر با اشاره به نزديكي گفتمان دولت نهم به گفتمان انقلاب اسلامي اظهار داشت: امروز ميرحسين موسوي و كروبي هم از همان مسائلي سخن به ميان ميآورند كه احمدينژاد چهار سال پيش مطرح كرد، آنان امروز متوجه شدند كه مشكل اصلي مردم چيست و ديگر سياستهاي اصلاحطلبي مخاطب ندارد.
تغيير هويت تاريخي « عونبن علي»
از «زياتگاه» به «تفرجگاه!»
زيارتگاه « عونبنعلي» از صدها سال قبل به عنوان زيارتگاه و مزار دو تن از اوليا در نزد مردم تبريز شناخته ميشود. در كتابهاي قديمي متعددي كه دربارة مزارات تبريز و اوليا و عرفاي مدفون در اين شهر نوشته شده، دربارة قبوري كه بر فراز كوه معروف به عونبنعلي قرار دارد، مطالبي نوشته شده است.
محلي كه قبر دو بزرگوار در آن است، از قديم به عنوان مسجد شناخته ميشود و اگر به كتابهاي تاريخي و مزارات رجوع شود، به روشني ميتوان دانست كه اين مسجد و زيارتگاه منسوب به دوتن از اولياي خداست و امرا و حاكمان گذشته بارها به تعمير اين مسجد و زيارتگاه اقدام كردهاند. اگر اين محل مسجد و زيارتگاه نبود، مثل بسياري از اماكن در گذر زمان با خاك يكسان ميشد، ولي به خاطر مسجد و زيارتگاه بودن آن، اهل ايمان و اعتقاد همواره نسبت به تعمير و بازسازي آن اقدام كردهاند تا امروز از نسلهاي گذشته به ما رسيده است. افراد ميانسال و پير كه بعد و پيش از انقلاب اسلامي به اين زيارتگاه و مسجد رفتهاند، ميدانند كه اين مكان مقدس داراي «متولي» بوده و متولي آن معروف به «سيد» چندي پيش درگذشت.
بعد از افتتاح بزرگراه پاسداران ـ كه بر دامنة كوه عونبنعلي واقع است ـ جادهاي نيز از اين بزرگراه به سمت زيارتگاه و فراز كوه كشيده شد... رستوراني نيز بر فراز كوه ساختند كه البته مراسمهاي مختلف را نيز ميتوان در اين رستوران برپا كرد.
بدين گونه اندك اندك در برخي مطالب و نيز بيان كارهاي انجام شده توسط مسوولان جنگلكاري و... در كوه عونبنعلي، استفاده از كلمات «تفرجگاه عونبنعلي» به جاي «زيارتگاه عونبنعلي» معمول گرديد!..
چند سال پيش در اقدامي شايسته و مناسب با سابقة صدها سالة زيارتگاه «عونبنعلي»، تني چند از شهداي گمنام دوره دفاع مقدس بر فراز كوه دفن شدند و يادماني نيز ساخته شد. با اين حال، جايگزيني «تفرجگاه!» به جاي «مسجد و زيارتگاه» در مطالب و اخبار و نامهها و ... ادامه يافت. اخيراً نيز تابلوهايي در بزرگراه پاسداران نصب شده كه متن آنها چنين است: «تفرجگاه عونبنعلي ـ 2 كيلومتر»، «تفرجگاه عونبنعلي ـ 1 كيلومتر»
تغيير نام مسجد و زيارتگاه عونبنعلي به «تفرجگاه» علاوه بر اين كه يك جعل و تحريف است، اقدامي در راستاي تغيير هويت تاريخي و معنوي زيارتگاه و مسجد عونبنعلي و يك اثر تاريخي و فرهنگي است. ساكنان تبريز ـ بخصوص افراد ميان سال و پير ـ امروز ميدانند كه عونبنعلي «تفرجگاه» نبوده است ( معناي زيارتگاه با تفرجگاه خيلي خيلي متفاوت است و مسوولان شهري و اجرايي ميتوانند با اندكي زحمت و مراجعه به كتابهاي لغت اين معاني را دريابند). اما آيا نسلهاي آينده نيز اين را خواهند دانست؟ اگر لغت «تفرجگاه» به جاي «زيارتگاه و مسجد» در حق «عونبنعلي» همچنان در بيانات مسوولان شهري و اجرايي، تابلوهاي كنار خيابانها، نقشههاي شهر، مطبوعات و صدا و سيما استعمال شود و هويت اين اثر معنوي و تاريخي تحريف گردد، شك نيست كه در آيندهاي نه چندان دور نسلهاي بعدي، هرگز نخواهند دانست كه عونبنعلي مسجد و زيارتگاه است، بلكه آن را نيز تفرجگاهي مانند «تفرجگاه ائلگلي» يا تفرجگاه «قوريگل» خواهند دانست.
مسوولان شهري و اجرايي تبريز ميتوانند با فضاسازي مناسب با وجود مسجد و زيارتگاه عونبنعلي و با مركز و محور قرار دادن شأن و سابقة مسجد و زيارتگاه، و ايجاد مكانهايي مناسب با آن با نظر كارشناسان فرهنگي، ديني و معماري، محيطي فرهنگي و معنوي و آرام براي شهروندان علاقمند فراهم آورند و هويت زيارتگاهي و عبادي عونبنعلي را كه جزئي از هويت تاريخي تبريز (نخستين پايتخت دولت وحدتملي شيعه ـ صفوي) است، تحريف و خدشهدار نكنند.
انتظار ميرود، مديران محترم اوقاف، ميراث فرهنگي، مسوولان محترم شهري و اجرايي و بخصوص نماينده محترم ولي فقيه در استان حضرت آيتالله شبستري كه وجود ايشان نعمتي براي مردم آذربايجان شرقي است، با اقدامات و رهنمودهاي خود از تبديل و تغيير هويت عبادي و زيارتگاهي عونبنعلي به «تفرجگاه!» پيشگيري كنند.